بوستان
باب چهارم
در (باب) تواضع
مقدمه
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)
حریص و جهانسوز و سرکش مباش
ز خاک آفریدندت، آتش مباش
معنی تحت اللفظی:
طمعکار و خرابکار و مغرور نباش.
تو را از خاک خلق کرده اند، پس متواضع باش و نه بسان آتش متکبر نباش.
دلیل تحقیر آتش در تئولوژی (فقه) اسلامی، ظاهرا به سبب تقدس آتش در کیش زرتشت بوده است.
در تئولوژی (فقه) اسلامی آتش به مثابه منشاء ملائکه، اجنه و شیاطین نیز تلقی می شود.
جلوهای کرد رخت، دید ملک، عشق نداشت
عین آتـش شد از این غیرت و بر آدم زد.
حافظ
معنی تحت اللفظی:
رویت جلوه ای کرد و ابلیس (ملک مقرب سابق خدا) که عاری از عشق بود، با دیدن جلوه رویت، به آتش استحالع یافت (آذرخشی شد) و بر آدم زد.
حافظ
در این بیت غزل،
همین اندیشه سعدی را تکرار می کند:
ابلیس که ملک مقربی بود، به سبب محرومیت از عشق، تن به سجده در برابر آدم خاکی نمی دهد و بنا بر منشاء آتشین خویش، سرکشی و طغیان می کند و از درگاه «دوست» (الله) طرد می شود.
مفهوم «حرص»
یکی از مفاهیم اخلاقی مهم در فلسفه تاریخ (جامعه) سعدی است و باید مورد بررسی همه جانبه قرار گیرد.
سعدی صفت «حریص» را هم در مورد گدایان به کار می برد و هم در مورد نمایندگان طبقه متوسط (بورژوازی نو خاسته).
سعدی جامعه را بر مبنای میزان ثروت، به دو طبقه اصلی تقسیم می کند:
توانگر و درویش، شاه و گدا.
طبقات توانگر و درویش به نظر سعدی هر کدام به دو زیرطبقه قانع و حریص تقسیم می شوند.
جمال در نظر و شوق همچنان باقی است
گدا، اگر همه عالم بدو دهند، گدا ست.
معنی تحت اللفظی:
زیبایی در صورت معشوق و شوق در دل عاشق باقی اند.
عشاق شبیه گدایان اند و اگر هر چه از توانگر دریافت کنند، سیر نمی شوند.
سعدی
در این بیت شعر
دیالک نیک انعکاس را به صورت دیالک نیک حسن (زیبایی صوری) و شوق (واکنش روحی و روانی)
و
دیالک تیک عاشق و معشوق
را
به صورت دیالک تیک گدا و توانگر
و
دیالک تیک حریص و قانع
را
به صورت دیالک تیک گدا و توانگر بسط و تعمیم می دهد.
البته تئوری فقر و ثروت سعدی
فقهی ـ خرافی ـ مذهبی است و ارزش علمی ندارد.
فقر و ثروت در فلسفه سعدی و حافظ خدادادی است.
اما همین سعدی
در جای دیگر
منبع صروت را قناعت جا می زند:
قناعت توانگر کند مرد را
خبر کن حریص جهانگرد را
معنی تحت اللفظی:
پیش شرط ثروتمندی قناعت است.
از سعدی چه پنهان خرپولان جوامع برده درای و فئودالی نه قانع، بلکه حریص بوده اند و ضمنا اهل ریخت وو پاش و حیف و میل بوده اند.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر