سخنرانی تند و آتشین آیتالله علوی بروجردی علیه وضعیت فاجعهباری که خامنهای ایجاد کرده!
اختلاف آیتالله علوی بروجردی قبل از اینکه اختلاف نظری (فقاهتی) باشد، اختلافی طبقاتی است.
روحانیت بر خلاف خرافات رایج، نه یک طبقه اجتماعی و کاست و غیره، بلکه یک قشر اجتماعی است.
اعضای هر قشر احتماعی
تعلقات طبقاتی متفاوت و حتی متضاد دارند.
تفاوت و تضاد بینشی و طبقاتی آیتالله علوی بروجردی با خمینی و خامنه ای، همان تفاوت و تضاد بینشی و طبقاتی آیة الله بروجردی با خمینی است:
ما این دو گرایش طبقاتی ـ سیاسی را فئودالیستی و فوندامنتالیستی می نامیم
که مختص اهل تشیع نیست، بلکه چه بسا تحت تأثیر فوندامنتالیسم اسلامی سنی تشکیل یافته است.
اگر کسی با حزب اللهی ها در انجمن های اسلامی دانشگاه ها در زمان شاه آشنایی داشته بود، متوجه می شد که آثار سید قطب (مصر) جزو آثار تئوریکی (نظری) مهم شان بوده اند.
روحانیت فئودالیستی و نیمه فئودالیستی ـ نیمه کاپیتالیستی
به نقش ایده ئولوژیکی سنتی روحانیت و تبری از شرکت در سیاست پافشاری می کند.
روحانیت در این صورت ضمن مشروعیت فقهی بخشیدن به حاکمیت طبقه حاکمه فئودال و سرمایه دار و کمک به حفظ آن، به انتقاد سطحی و صوری و فقهی از آن می پردازد.
این روحانیت
توسط طبقات حاکمه و هیئت های حاکمه هم تطمیع و تقویت و تحکیم می شود و هم تحقیر و تضعیف می شود:
این روحانیت، گدا تصور و تصویر می شود.
روحانیت فوندامنتالیستی ـ اسلامی شیعی و سنی
اما
دست به ریشه و بنیاد می برد و سنت پیامبر اسلام و خلفا و ائمه را تداوم می بخشد.
خمینی
موضع بینشی و طبقاتی روحانیت فئودالیستی و نیمه فئودالیستی ـ نیمه کاپیتالیستی
را
نشانه خریت و ناشی از خریت می داند:
گفتم:
«خیلی خری.»
روحانیت فوندامنتالیستی سنی و شیعی
روحانیت سلحشوری است.
مبلغ نظری ـ عملی (تئوریکی ـ پراتیکی) مبارزه و تحول اجتماعی فرمال و صوری و کذایی و مخالف سرسخت تسلیم و توجیه وضع موجود است.
البته روحانیت فوندامنتالیستی سنی با شیعی، تفاوت ها و تشابهات جدی دارند
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر