بوستان
باب سوم
در عشق و مستی و شور
حکایت هفدهم
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ )
نه روزی به بیچارگی جان دهی؟
همان به، که در پای جانان دهی.»
معنی تحت اللفظی:
مرگ ذلیلانه حتمی است.
پس چه بهتر که جان در راه جانان بدهی.
سعدی در این بیت، نه مرگ به دست «دوست» و یا به فرمان «دوست»، بلکه مرگ داوطلبانه فدائی وار در راه «دوست» را توصیه می کند.
عاشق لازم نیست، سینه اش را در معرض تیر«دلارام» قرار دهد و در خون بغلتد، بلکه باید داوطلبانه خود را فدای «جانان» کند.
چرا؟
باز هم به همان دلیل سابق:
چون عاشق ـ خواه نا خواه ـ روزی به بیچارگی خواهد مرد، پس همان بهتر که امروز خودش را جلوی اسب و یا ارابه «جانان» بیندازد و جان به جان آفرین تسلیم کند.
سعدی هرگز این قدر دست و دلباز نبوده است.
وقتی نوبت به جماعت عاشق می رسد، او از کیسه خلیفه می بخشد و کریمانه مرگ زودرس هدیه هر رهگذر می کند.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر