سخنرانی تند و آتشین آیتالله علوی بروجردی علیه وضعیت فاجعهباری که خامنهای ایجاد کرده!
همانطور که ذکرش گذشت،
روحانیت فوندامنتالیستی سنی با شیعی، بسان روحانیت فئودالیستی سنی یا شیعی
تفاوت ها و تضادها و تشابهات جدی دارند
که باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند.
روحانیت فئودالیستی سنی
از دیرباز مبتنی بر خلافت و طبقه حاکمه برده دار و فئودال بوده است.
ایرانیان تا مدت درازی تحت تالعیت خلافت و طبقه حاکمه برده دار و فئودال بوده است.
به عنوان مثال،
سلطان محمود غزنوی و امثالهم مدافع مرتجع منافع خلافت و طبقه حاکمه برده دار و فئودال در بغداد
و
مجری اراده و آرمان خلفا (اشاعه دین اسلام) و قتل و غارت و تاراج و استثمار بی رحمانه هندیان و «کفار» کذایی بوده است و به تکثیر گنج خلافت و طبقه حاکمه برده دار و فئودال در بغداد بوده است.
در زمان سلطنت صفویه، ورق برمی گردد و روحانیت فئودالیستی شیعی به اوپوزیسیون ضد خلافت و طبقه حاکمه برده دار و فئودال در بغداد مبدل می شود و بر جنگ مسلمین با کفار، جنگ اهل تشیع با اهل تسنن مزید می شود.
جنبش رهایی بخش «ملی» ایرانی تحت سرکردگی بابک خرمدین و غیره
در فرم جنبش مذهبی شیعی وارد صحنه می شود.
جنگ های بی پایان و پر تلفات میان سلطنت صفوی با امپراطوری عثمانی و خلافت بغداد یکی دیگر از جنگ های سنی و شیعی بوده است.
می نوان گفت که دیالک تیک روحانیت سنی و شیعی، فرمی از بسط و تعمیم دیالک تیک «استعمار» و جنبش رهایی بخش «ملی» بوده است.
جنبش رهایی بخشی که با وحدت تاکتیکی با خوانین مغول (خواجه نصیر طوسی به عنوان مشاور و مشوق خان مغول) تیر خلاص نهایی بر خلافت می زند.
واپسین خلیفه بغداد به ترفند خواجه نصیر در گلیمی قرار داده می شود و چنان و چندان غلتانده می شود که تحت فشار و اختناق مرگبار، نفس اخر را می کشد، بدون اینکه خونی از او ریخته شود.
چون ریختن خون حلیفه اسلامی خلاف فرامین الهی بوده است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر