۱۴۰۴ اسفند ۸, جمعه

درنگی در شعری از نادر نادرپور تجت عنوان «رشته گسسته» (۴)

   نگاره‌ای از نادر نادرپور

نادر نادر پور

(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)

 شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی 

 از اعضای کانون نویسندگان ایران  

 

درنگی 

از

میم حجری


من اما دل از ساز خود بر نکندم
که مهری بدو و بم های ناسازگارش (؟)

(به مهری بدو و و به بم های ناسازگارش)
سرودی برانگیختم عاشقانه


سرودی نه اندوه ، یک سر ،‌ نه شادی
سرودی که از هر دو بودش نشانه

معنی تحت اللفظی:

من اما علیرغم رابطه دیالک تیکی دو سیم ساز خدادادی ام، دل از آن برنکندم.

به دلیل عشقم به آن و بم های دیالک تیکی دارم، سرودی عاشقانه سرودم.

سرودی دیالک تیکی.

دیالک تیکی از غم و شادی

و

نه سرودی صرفا غم انگیز ویا صرفا شادی انگیز.


در این بند شعر نادرپور

دیالک تیک آهنگ و تصنیف

اکیدا و عملا 

رعایت می شود:

در مطابقت با خصلت دیالک تیکی دو سیم ساز،

شاعر سرودی دیالک تیکی می سراید.

البته بعید است که خود نادرپور از دیالک تیک خبر داشته باشد.

پدر دیالک تیک خودپو سعدی بوده است.

سعدی

احتمالا تحت تأثیر کریم (مؤلف قرآن) بوده است.

بینش (متد فکری، طرز تفکر) کریم در تحلیل نهایی، دیالک تیکی است

و

چه بسا مارکسیستی است.

نادرپور هم دیالک تیک تلخ و شیرین، اندوه و شادی و خواب صبح مستی و بوسه تازیانه

(یکی ،‌ ناله ای داشت پیوسته غمگین
یکی دیگرش ، نغمه ای شادمانه


یکی خوشتر از خواب در صبح مستی
یکی تلخ ،‌ چون بوسه ی تازیانه
)

را

از سعدی دارد:

گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همند

معنی تحت اللفظی:

رابطه گنج و مار، گل و خار و غم و شادی

دیالک تیکی است.

 ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر