۱۴۰۴ اسفند ۲, شنبه

درنگی در دعاوی محمد ناطقی (۱۱)

 
 
درنگی 
از 
شین میم شین 
 
۳
 عقل، علم و اخلاق چیستند؟
 
سؤال
۴. 
چگونه رئالیسمِ نقادانه همزمان عقل، علم و اخلاق است؟
 
محمد ناطقی
 
 رئالیسمِ نقادانه «یکی از این‌ها» نیست، بلکه چارچوبی مشترک است که در آن:
عقل، 
 ابزار داوری است؛ 
علم،
 ابزار شناخت واقعیت؛
 اخلاق، 
ابزار مهار قدرت و جهت‌دهی کنش.
 پیوندشان در نقدپذیری است، نه در قدسیت. 
هیچ‌کدام حق وتوی حقیقت ندارند.
 
این «جواب» محمد ناطقی به چهارمین سؤال ما ست.
ما این «جواب» او را هم نخست تجزیه و بعد تحلیل مارکسیستی می کنیم:
 
۱
محمد ناطقی
 رئالیسمِ نقادانه «یکی از این‌ها» نیست، بلکه چارچوبی مشترک است که در آن:
 
محمد ناطقی  به انکار ادعای خود می پردازد که محتوای سؤال ما را تشکیل می دهد.
این اما ضمنا «تعریف» او  از  رئالیسمِ نقادانه  کذایی است.
محمد ناطقی همانطور که ذکرش گذشته، از تفاوت صفت با قید بی خبر است.
به همین دلیل او نه از  رئالیسمِ انتقادی (کریتیکی)
بلکه از  رئالیسمِ نقادانه دم می زند.
 
رئالیسم انتقادی 
 (به انگلیسی: critical realism)
 رویکردی فلسفی به فهم علم است که ابتدا توسط روی‌باسکار (۱۹۴۴–۲۰۱۴) آغاز شد.
 این رویکرد بخشی از فلسفه علم عمومی(واقع‌گرایی استعلایی) را با بخشی از فلسفه علوم اجتماعی(طبیعت‌گرایی انتقادی) ترکیب می‌کند. 
این رویکرد به‌طور خاص از طریق نگرش به علم به عنوان حیطه ای با تمرکز بر شناسایی سازوکارهای علمی با انواع تجربه‌گرایی و تحصل‌گرایی مقابله می‌کند.
 در دهه‌های آخر قرن بیستم این نظریه همچنین با تأکید بر واقعیت وجود عینی با انواع مختلف پست‌مدرنیسم و پساساختارگرایی به مقابله برخاست. 
برخلاف مبانی روش‌شناسی تحصل‌گرایانه و معرفت‌شناسی پسا ساختار گرایانه، رئالیسم انتقادی بر این تأکید دارد که علم باید بر روی یک هستی‌شناسی شفاف بنا شود. 
رئالیسم انتقادی در زمره انواع واقع‌گرایی فلسفی قرار می‌گیرد و همین‌طور در جوامع علمی همچون واقع‌گرایی تحلیلی و واقع‌گرایی دقیق ترویج می‌شود
 ویکیپیدیا
 
در ادبیات امپریالیستی از دو نوع رئالیسم کذایی سخن می رود:
رئالیسمِ انتقادی
و
رئالیسمِ خام.

این مکاتب و مفاهیم امپریالیستی فاقد ارزش علمی و عملی اند.

ما همین خرافه امپریالیستی ـ ویکی پیدیایی را به طرزی گذرا تجزیه و بعد تحلیل مارکسیستی می کنیم.

منظور از رئالیسم چیست؟
 

 

رئالیسم

پروفسور دکتر مانفرد بور

برگردان

 شین میم شین

 

۱

·    رئالیسم به معانی مختلف زیر به کار می رود:

 

الف

رئالیسم به مثابه یک جریان فلسفی

 

۱

·    رئالیسم ـ به معنی وسیع کلمه ـ نامی برای جریانات زیر است:

 

الف

·    برای جریان ایدئالیستی ـ عینی

 

ب

·    برای جریان متافیزیکی ـ معرفتی ـ نظری اصلی اسکولاستیک.

 

پ

·    رئالیسم ـ به معنی محدود کلمه ـ از نحوه و نوع پاسخ به مسئله مفاهیم عام (یونیورسال ها)  نشئت می گیرد.

 

 پاسخ رئالیسم به مسئله مفاهیم عام

 

·    حل مسئله مفاهیم عام از سوی رئالیسم را می توان به شرح زیر فرمولبندی کرد:

 

۱

·    رئالیسم، عام را رئال (واقعی) تلقی می کند.

 

۲

·    رئالیسم بر آن است که عام حاوی درجه رئالیته (واقعیت) برتری است و در مقایسه با چیزهای منفرد  حاوی وجود برتری است.

 

 ۳

·    رئالیسم بر آن است، که مفاهیم عام قبل از چیزهای منفرد وجود داشته اند!

 

۴

·    به عبارت دیگر، رئالیسم در مفاهیم عام، عامی را می بیند که در خارج از ضمیر (شعور) انسانی و مستقل از آن وجود دارد، ضمنا قبل از چیزهای منفرد وجود دارد، یعنی بر چیزهای منفرد مقدم است.

 

۵

·    رئالیسم بر آن است که عام در خدا وجود دارد.

 

۶

·    از دیدگاه رئالیسم، عام عبارت است از کل چیزهای مشخص و منفرد و به همین دلیل است که چیزهای منفرد وجود پیدا می کنند.

 

۷

·    رئالیست ها فقط برای مفاهیم عام (یونیورسال ها)، هستی واقعی قائلند.

·     مفاهیم عامی که به وسیله دانش بی واسطه، بی نیاز از طرق و وسایل دیگر حاصل می آیند.

 

۸

·    برخی از نمایندگان رئالیسم، به طرز غلوآمیزی استدلال می کنند که انسان منفردی که در مقابل ما ایستاده، فقط تا آنجا که بیانگر «بشریت» ـ به مثابه عام ـ باشد، رئال (واقعی) است، یعنی وجود دارد.

 

۹

·    منفرد و یا فردی، یعنی آنچه که انسانی را به این و نه به آن انسان بدل می کند، یعنی به این انسان مشخص بدل می کند، در مقایسه با «بشریت» ـ به مثابه عام ـ غیرواقعی، مجازی، بی اعتبار و تصادفی محض است.

 

۱۰

·    رئالیست ها بر آنند که «بشریت» رئال است و نه انسان های منفرد.

 

 

منفرد، خاص، عام

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10907


منفرد

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2779


ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر