وِلادیمیر ایلیچ اولیانوف
( ۱۸۷۰ – ۱۹۲۴)
مشهور به ولادیمیر لِنین،
درنگی
از
شین میم شین
اختلاف نظر روزا لوکزامبورگ با لنین
برخی از آزادیهای شناخته شده به شرح زیر است:
آزادی مذهب
آزادی پوشش
آزادی اقتصادی
آزادی رای و انتخابات آزاد و دمکراتیک
آزادیهای اجتماعی
آزادی جنسی
(از جمله آزادی در عشق به همجنس)
آزادی سیاسی
آزادی آموزشی و حق ادامه تحصیلات
آزادیهای مدنی
آزادی بیان
آزادی مطبوعات
آزادی انتقاد کردن از قدرت
آزادی اعتراض کردن
آزادی مقاومت
(از جمله در برابر اشغال نظامی، استعمار و امپریالیسم)
آزادی در تولید
۵
آزادی جنسی
آزادی جنسی هم بسان بقیه آزادی های معروف خاص و عام از رهاوردها و دستاوردهای انقلابات بورژوایی است.
یعنی
ماهیت طبقاتی ضد برداری و ضد فئودالی ـ روحانی دارد.
در جامعه برده داری
انسان ابزار سخنگو و در بهترین حالت شبیه گاو و خر محسوب می شد و همانقدر از
آزادی جنسی برخوردار بود که گاوان و حران برخوردارند.
در جامعه فئودالی
انسان رعیت محسوب می شد که بسان اراضی کشت و وسایل تولید وابسته به اربابان فئودال و روحانی بود
و
دختران توده رعیت قبل از رفتن به بستر داماد به بستر ارباب فئودال می رفتند
و
تخطی کوچکی از قوانین شرعی و سنن ارتجاعی برای اعدام و مسموم و سنگباران شدن شان کفایت می کرد.
آش به اندازه ای شور بود که در طویله موسوم به جامعه که جز طبقات حاکمه کسی از کمترین آزادی برخوردار نبود، بی خانمانان حتی اجازه مبادله سکس عاری از عشق و تهوع اور با نان بخور و نمیر را نداشتند و خودفروش به عنوان توهین و تهمت و ننگ و عار محسوب می شد و بردگی و وابستگی به مقام عشق به معشوق (طبقات حاکمه) ارتقا می یافت
و
برده و رهی و رعیت و کنیز و کلفت به همین دلیل قوی از هر قید و بندی آزاد جا زده می شد.
پس از پیروزی انقلاب بورژوایی (کاپیتالیستی)
همه چیز حکم کالا کسب می کند و خرید و فروش می شود.
سکس هم به درجه کالایی سیری ناپذیر و جذاب ارتقا می یابد و فکر و ذکر خلایق را به خود اختصاص می دهد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر