۱۴۰۴ بهمن ۱۸, شنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۳۷۱)

   

 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

 

ز خود بهتری جوی و فرصت شمار

که با چون خودی گم کنی روزگار

معنی تحت اللفظی:

اگر دنبال معشوق و یا عاشق می گردی، کسی را انتحاب کن که بهتر از تو باشد.

اگر عاشق و معشوق همسان با خویشتن بگزینی× روزگارت تباه می شود.

 

سعدی

 در این بیت شعر، مثل همیشه، در قالب روشنگر فرو می رود و نظرات خود را از قول او ابراز می دارد و آنها را چنان فرمولبندی می کند، که برای پروانه قابل رد باشد.

او از پروانه می خواهد که از همسانان خود روی برگرداند، هویت طبقاتی خود را انکار کند و رفیقی بهتراز خود بجوید،

 رفیقی از طبقات اجتماعی بالا.

 

از نحوه استدلال ناصح،

 پراگماتیسم می ریزد.

معیار او در دوستیابی، بر دیالک تیک سود و زیان فردی استوار است.

او در دوستی با همسانان خود سودی برای پروانه نمی بیند.

او دوستی با افراد هم طبقه خود را اتلاف وقت و نوعی بدبختی می شمارد.

 

عاشق و معشوق در قاموس سعدی

باید دشمن طبقاتی فرد مورد نظر باشد.

سعدی

مخالف سرسخت برابری انسان ها ست.

 

مکتب پداگوژیکی (تربیتی) سعدی، مکتب خر پروری و نوکر پروری است.

سعدی

مخالف آزادی (اختیار) و خودمختاری اعضای جامعه است.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر