۱۴۰۴ بهمن ۲۴, جمعه

خود آموز خود اندیشی (۱۳۷۳)

   

 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

من اول که این کار سر داشتم

دل از سر، به یکبار برداشتم

معنی تحت اللفظی:

من به محض اینکه با این کار سر و کار پیدا کردم، از سر خود صرفنظر کردم.

 

سعدی

 در این بیت شعر،

میان عشق و مرگ علامت تساوی می گذارد.

به گردن گرفتن زنجیر عشق، همان و نوشتن وصیت نامه خود، همان.

آنچه سعدی و حافظ تحت عنوان عشق، تبلیغ می کنند، بعدها در قرن بیستم تحت عناوین دیگری تبلیغ خواهد شد و به کشته شدن هفتاد میلیون انسان و علیل و مجروح شدن صدها میلیون نفر و به نابودی حاصل رنج و زحمت طاقتسوز نسلهای متمادی از زحمتکشان فکری و مادی   منجر خواهد شد.

ستایش از مرگ (آیین شهادت) به هر بهانه ای، از زوال طبقاتی و از بی فردائی و بی دورنمائی تاریخی مبلغ مرگ حکایت دارد.

مرگ ستائی همیشه با خودستیزی و خردستیزی همراه بوده و در آینده نیز همراه خواهد بود.

عشق هدف نیست.

عشق وسیله شیرین تر و انسانی تر کردن زندگی است.

هدف، انسان و زندگی است، نه عشق و نه مرگ.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر