وِلادیمیر ایلیچ اولیانوف
( ۱۸۷۰ – ۱۹۲۴)
مشهور به ولادیمیر لِنین،
درنگی
از
شین میم شین
اختلاف نظر روزا لوکزامبورگ با لنین
برخی از آزادیهای شناخته شده به شرح زیر است:
آزادی مذهب
آزادی پوشش
آزادی اقتصادی
آزادی رای و انتخابات آزاد و دمکراتیک
آزادیهای اجتماعی
آزادی جنسی
(از جمله آزادی در عشق به همجنس)
آزادی سیاسی
آزادی آموزشی و حق ادامه تحصیلات
آزادیهای مدنی
آزادی بیان
آزادی مطبوعات
آزادی انتقاد کردن از قدرت
آزادی اعتراض کردن
آزادی مقاومت
(از جمله در برابر اشغال نظامی، استعمار و امپریالیسم)
آزادی در تولید
۵
آزادی جنسی
(از جمله آزادی در عشق به همجنس)
ما باید تعریف علمی دقیقی از مفاهیم عشق و سکس فراهم آوریم.
در متروپول های امپریالیستی
به تابلوی فاحشه خانه ها می نویسند:
خانه عشق.
اتفاقا سکس با زن و یا مرد خودفروشی توسط مرد و یا زن عیاشی
کمترین ربطی به عشق ندارد.
عشق به همجنس
امری طبیعی است.
حتی میان جانوران رایج است.
در جامعه بشری هم از دیرباز رایج بوده است و به دلیل تضعیف سنت خانواده به طور کلی واختلال در روند تولید مثل و تحکیم جامعه
نحقیر شده است.
در نتیجه مخالفت مذهبی ـ سننی با فحشا، لواط رواج همه گیر کسب کرده است.
بی دلیل نیست که ادبیات فئودالی در کشور ما مملو از چنین رابطه ای است.
کلیسا هم در اروپا میدان نجاوز کشیشان به پسر بچه ها بوده است که امروزه به بی آبرویی مسیحیت منجر شده است.
آزادی جنسی کذایی تازگی ندارد.
محتوای تبلیغ بورژوایی (به ویژه بورژوایی ـ امپریالیستی) آزادی جنسی کذایی را خصلت کالایی جدید و جهانگیر کالاهای جنسی در صدها فرم تشکیل می دهد.
فقط در یک سال
صنایع جنسی امپریالیستی آلمان فدرال از طریق خرید و فروش کودکان اروپای شرقی ۵ میلیارد یورو درامد داشته اند.
جهان حقیقی و مجازی
اکنون به طرز چشمگیری به عرضه کالای جنسی در صور متفاوت و متعدد و متنوع اختصاص یافته است.
بشریت اکنون در مقیاس جهانی به جنده و جاکش «طبقه بندی» شده است.
تو جندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که جاکشان روش جنده پروری دانند.
کالای جنسی عاری از عشق و عقل پر مشتری ترین کالا در جهان امپریالیستی و اولیگارشیستی است و فاجعه ادامه دارد.
محدودیت سن و سالی و جنسیتی هم نمی شناسد.
جهان امپریالیستی و اولیگارشیستی
جهانی عاری از اتیک و اخلاق است.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر