۱۳۹۰ خرداد ۱۳, جمعه

سوسیال ـ دموکراتیسم و کمونیسم (2)

برتولت برشت
ما هم دوست داریم، خوب باشیم، تا خشن
مناسبات اما خشن اند، تا خوب!

سوسیال ـ دموکراتیسم و کمونیسم
پروفسور هانس هاینتس هولتس
برگردان میم حجری

2
ماتریالیسم تاریخی ضد ایدئالیسم اخلاقی ساز

• الگوی توضیحی ماتریالیسم تاریخی بیان چکیده کلام و لب مطلب است.
• تبیینی که بلحاظ منطقی استقراء پذیر و بلحاظ تاریخی اثبات پذیر است.

• در سطح دوم تئوری، آنجا که انسان ها بدنبال معنی هستی خویش اند، مناسبات تولیدی از لحاظ عادلانه و ظالمانه بودن موقعیت فردی و طبقاتی، فقر و ثروت، برابری و نابرابری تقسیم رفاه اجتماعی فراهمگشته مورد قضاوت قرار می گیرد.


حوزه تولید حوزه ای انتزاعی است.
• تفاوت ها در تقسیم رفاه اجتماعی اما محسوس اند و برای آحاد مردم، قابل شناخت.

• علل فکری رفرمیسم سوسیال ـ دموکراسی در همین جا لانه دارند.

• البته رفرمیسم علل دیگری نیز دارد:

• رفرمیسم علل سوسیولوژیکی، سیاسی، پسیکولوژیکی و غیره نیز دارد.

فریدریش آلبرت لانگه (1828 ـ 1875)
فیلسوف آلمانی (نئوکانتیانیست، ماتریالیسم ستیز)، پداگوگ و سوسیالیست
آثار:
رابطه تربیت با جهان بینی حاکم در اعصار مختلف (1855)
مسئله کارگر و معنی آن در حال و آینده (1865)
تاریخ ماتریالیسم و انتقاد از معنی آن در حال حاضر (1866)

• فریدریش البرت لانگه فیلسوف و نگارنده تاریخ ماتریالیسم ـ به مثابه یکی از پدران معنوی سوسیال ـ دموکراسی ـ به طرفداری از تقسیم عادلانه رفاه اجتماعی می پردازد، بی آنکه به مناسبات مالکیت دست بزند.

• در کتاب او تحت عنوان «مسئله کارگر» (1865) که در آن زمان اثری مترقی بود، جمله خائنانه زیر را می توان یافت:

• «چقدر آسان و سهل و ساده خواهد شد، همه چیز، اگر حق مالکیت دست نخورده بماند، همانطور که هست، بماند:
• اگر ما به مثابه یک کمپرومیس (توافق) میان عقل و حرص غارتگری حیوانی انسان بپذیریم که نکبت های بی نهایت بزرگ با نکبت های کوچکتری جایگزین شوند و به مثابه پایه و اساس قانونگذاری عام بتوانند مناسب ترین وضع جامعه را برای مطالبه ای بزرگ ـ شاید هم فقط از دور ایدئال ـ تحقق بخشیم، تا هم آزادی آحاد مردم به جای خود بماند و هم آزادی همه مردم.» (ص 261)

• لانگه برای توجیه این جمله در فصل آخر کتاب دیگرش تحت عنوان «تاریخ ماتریالیسم» (1866) می نویسد:
• «آدم عادت می کند، به اصل ایده خلاق درخود ـ انطباق با شناخت مبتنی بر تاریخ و علوم طبیعی و بدون تحریف آنها ـ ارزشی بالاتر از آنچه که تاکنون داشته، قائل شود.
• آدم عادت می کند، جهان ایده ها را به مثابه جانشین تصویری تمامت حقیقت، به مثابه چیزی بی چون و چرا برای پیشرفت انسانی تلقی کند، همان طور که معارف فهم را با منشاء اتیکی و استه تیکی قائل شدن به معنی کم و بیش هر ایده تلقی می می کند.
• برای اینکه ماهیت درونی حقیقی ایمان از زمان پاولی تا امروز، چیزی جز مسخر شدن بوسیله ایده نبوده است.» (ص 445 و 552)

• لانگه در چاپ دوم این کتاب، همین اندیشه را به مثابه «نقطه نظری ایدئال» به خورد مردم می دهد.

• فقط باید تصورش را کرد که لانگه این مطالب را بیست سال پس از انتشار «مانیفست حزب کمونیستی» مارکس و انگلس و تقریبا همزمان با نگارش «کاپیتال» از سوی کارل مارکس می نویسد.


• اینجا در واقع، ماتریالیسم فلسفی بر ایدئالیسم فلسفی ملبس به تبیین ماتریالیستی نما برخورد می کند.

• اثبات تاریخ و جامعه بنا بر شرایط مادی، بنا بر سیستم نیازمندی ها و بنا بر کار، پیشاپیش در «فلسفه حقوقی» هگل انجام یافته است.
• مارکس و انگلس و لنین همان را تا انتقاد از اقتصاد سیاسی توسعه و تکامل می بخشند.

• دعوت به اخلاق، دعوت به ایمان آوردن به ایده خلاق، دعوت به موضعگیری ایدئال منشاء خود را در فلسفه کانت دارد.

• آموزگار اکتبر سرخ از این حقیقت امر بی خبر نیست.


• بیهوده نیست که او به مبارزه ای شورانگیز بر ضد کانتیانیسم رایج در میان مارکسیست ها برمی خیزد و فلاسفه جوان اتحاد شوروی را به مطالعه دقیق آثار هگل فرا می خواند.


• اگر به زبان آدورنو بگویئم، اینجا تفاوت از جزء است تا کل:


• اینجا هدف تغییر مناسبات است، تا انسان ها شرایط زندگی بهتری داشته باشند و در نتیجه شرایط بهتر زیست به رفتار بهتر قادر باشند.


• آنجا هدف این است که انسان ها امر به معروف، نهی از منکر و اصلاح شوند، تا مناسبات موجود را تحمل پذیر سازند.

• پایان دادن به مناسبات مبتنی بر بهره کشی و بیداد، بردگی و بربریت را انقلاب می گویند.

• اصلاح انسان ها و «همکاری اجتماعی» (میان طبقاتی اجتماعی) به جای استثمار تا زمانی که قوانین انباشت سرمایه افزایش بی وقفه سود را تضمین می کنند، آرزوی صوری دلکشی است.

• به قول برتولت برشت:

«ما هم دوست داریم، خوب باشیم، تا خشن
مناسبات اما خشن اند، تا خوب

ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر