۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

رفتار (3)

دیالک تیک سوبژکت ـ اوبژکت

رفتار
پروفسور گئورگ کلاوس
پروفسور ولفگانگ پطر ایش هورن
برگردان شین میم شین

3
مفهوم فلسفی ـ سوسیولوژیکی رفتار

• بلحاظ فلسفی ـ سوسیولوژیکی می توان رفتار را چنین تعریف کرد:
• رفتار عبارت است از تحقق (ایجاد، بازتولید و تحول) مناسبات اجتماعی که در روند تاریخی ـ اجتماعی مشخص بوسیله خود انسان ها جامه عمل می پوشند.

• به عبارت ساده تر:
• رفتار عبارت است از سوبژکتیویته مناسبات اجتماعی در مرحله توسعه تاریخی معین.

مراجعه کنید به مناسبات اجتماعی

• در این تعریف رفتار، چندین عنصر ماهوی به شرح زیر مورد توجه قرار می گیرند:
• رابطه جهاندگرگونساز انسان با طبیعت خارجی:
• در این رابطه، انسان بمثابه سوبژکت رو در روی ابژکت قرار می گیرد و طبیعت را متناسب با نیازهای خود هدفمندانه تغییر می دهد:
• طبیعت را از آن خود می سازد.

• پیش شرط آن عبارت است از اینکه انسان دستاوردهای سنتی کردوکار خلاق انسانی را که از نسل های پیشین در فرم شیئت یافته (ابزار و آلات، تکنیک، زبان، فراورده های فرهنگی) به میراث برده است، آگاهانه از آن خود سازد (فرا گیرد)، هدفمندانه مورد استفاده قرار دهد و با شیئیت بخشیدن به استعدادها و توانائی های خود، آنها را توسعه و تکامل می بخشد.

• اینها همه تنها در چارچوب شبکه ای از روابط انسان ها و بواسطه آن روابط امکان پذیر می گردند، یعنی بواسطه مناسبات اجتماعی:
• مناسباتی که درچارچوب آنها افراد کردوکار خود را مبادله می کنند و بطور دسته جمعی سازمان می دهند.

• این مناسبات بمثابه رفتار سوبژکت های فعال (افراد، گروه های اجتماعی، طبقات)، متناسب با اهداف و هنجارهای گروهی و طبقاتی خودویژه (که بنوبه خود متناسب با منافع گروهی و طبقاتی اند و بوسیله مناسبات اجتماعی مشروط می شوند)، تحقق می یابند.

• پس در مفهوم فلسفی ـ سوسیولوژیکی رفتار عوامل زیرین وارد می شوند:

1

• تعین های تاریخی ـ موروثی (ژنتیکی)

2

• تعین های اجتماعی ـ ساختاری.

3

• جنبه از آن خود کردن (فراگرفتن) توسعه اجتماعی،

4

• واقعیت موجود اجتماعی

5

• پیش بینی فکری آینده

• از این رو ست که مارکس خودویژگی رفتار انسانی را در مغایرت با رفتار حیوانی بطور گذرا به شرح زیر تعریف می کند:

1

• انسان «خود نسبت به خویشتن خویش، بمثابه یک موجود یونیورسال و لذا آزاد رفتار (برخورد) می کند.»

2

• انسان «خود نسبت به نوع بشر، بمثابه ماهیت خود و یا نسبت به خود بمثابه موجود نوعی رفتار (برخورد) می کند.»

3

• برای انسان «هرجا که رابطه ای وجود دارد، آنجا آن رابطه بخاطر «من» وجود دارد.

4

• حیوان نسبت به هیچ چیز رفتار (برخورد) نمی کند.
• حیوان اصلا رفتار (برخورد) نمی کند.
• برای حیوان رابطه او نسبت به غیر خود، اصلا به عنوان رابطه نیست.»

• رفتار به معنی فلسفی ـ سوسیولوژیکی آن جنبه تعیین کننده کردوکار اجتماعی است.

• مراجعه کنید به کردوکار، دیالک تیک سوبژکت ـ اوبژکت

• این جنبه را می توان تنها در چارچوب درک ماتریالیستی ـ تاریخی رابطه سوبژکت ـ ابژکت و در چارچوب دیالک تیک سوبژکتیویته انسانی و شیئیت اجتماعی فهمید.


• مفهوم فلسفی ـ سوسیولوژیکی رفتار دارای اهمیت عظیم نظری (تئوریکی) و عملی است.
• رفتار اجتماعی و یا شیوه های رفتار اجتماعی افراد و گروه ها عنصر ماهوی پدیده ها و روندهای اجتماعی را تشکیل می دهد که باید بوسیله علوم اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد و در ساختمان فراگیر سوسیالیسم با وسعت نظر و بر بنیان برنامه، توسعه و گسترش داده شود.

ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر