۱۴۰۴ بهمن ۱۰, جمعه

درنگی در دعاوی مینو هومیلی (۲)

 
 
درنگی 
از 
شین میم شین
 

سوسیالیسم و ضد امپریالیست و دموکراسی، خود جمع نقیضین است.
«دموکراسى مقوله اى کلیدى در سیستم فکرى یک سوسیالیست و مارکسیست واقعی نیست.

 ما از آزادى حرف میزنیم و این یک مقوله محورى براى ماست. 

اما دموکراسى، تبیین طبقاتى خاص و یک درک تاریخى – مشخص از مفهوم وسیع تر آزادى است.

 دموکراسى مقوله اى است که بخش معینى از جامعه بشرى در بخش معینى از تاریخ از مجراى آن مفهوم وسیع تر آزادى را تجسم کرده است.

 بنابراین تعبیر من از دموکراسى فقط میتواند یک تعبیر ابژکتیو و تاریخى باشد. یک لیبرال یا دموکرات، کسى که دموکراسى یک ایده آل و آرمانش را تشکیل میدهد، میتواند تعبیرى “داخلى” و سوبژکتیو از این مقوله بدهد، میتواند بگوید که از نظر او دموکراسى واقعى چه هست و چه نیست. اما یک مارکسیست، بنظر من، باید معنى تاریخى و پراتیکى دموکراسى و عملکرد اجتماعى آن را بحث کند. دموکراسى، نه بعنوان یک لغت در این یا آن رساله قدیم بلکه بعنوان واقعیتى که مردمان جامعه معاصر با آن مواجه شده اند، محصول عروج سرمایه دارى است. دموکراسى نگرش بورژوا به امر آزادى است. »

مینو هومیلی

دموکراسی به مثابه  تبیینی طبقاتی خاص از اختیار و یا آزادی
 و 
یا
دموکراسی به مثابه  درک تاریخی ـ مشخص از مفهوم آزادی (اختیار).

 

بهتر است که روی این تحریف مینو از دموکراسی اندکی درنگ کنیم:
به زعم مینو
دموکراسی نه فرمی از حکومت، نه توده فرمایی به معنی تحت اللفظی اش، بلکه بیانی طبقاتی و خاص از مفهوم آزادی است
و
یا درک تاریخی ـ مشخصی از مفهوم آزادی است.
یعنی
دموکراسی چیزی در سطح حرف دلبخواهی است،
 حرفی دلبخواهی که بسته به شرایط تاریخی مشخص تغییر می یابد.
 
این بدان معنی است که دموکراسی به مثابه یک مفهوم فلسفی، تعریف علمی و استاندارد و معتبرالعامی ندارد.
 
سؤال این است که آیا نمی توان همین «تعریف» (و در واقع، تحریف) را از مفهوم آزادی و یا اختیار کرد؟
آزادی و اختیاری که مبنایی برای دموکراسی  قرار داده می شود.
 
۲
 دموکراسى مقوله اى است که بخش معینى از جامعه بشرى در بخش معینى از تاریخ از مجراى آن مفهوم وسیع تر آزادى را تجسم کرده است.
 
این یاوه مینو پرت و پلا ست و نشانه نادانی ترحم انگیز او ست.
اگرچه مینو با سوادتر از بقیه روشنفکران وطنی است.
بهتر است که این یاوه مینو را نخست تجزیه و سپس تحلیل کنیم:
 
۱
 دموکراسى مقوله اى است
 
مقوله به عالی ترین مفهوم اطلاق می شود.
مینو نه معنی مفهوم و مقوله را می داند و نه نحوه تشکیل مفاهیم و مقولات را.
به همین دلیل
ادعا می کند:
 
 دموکراسى مقوله اى است که بخش معینى از جامعه بشرى در بخش معینى از تاریخ از مجراى آن مفهوم وسیع تر آزادى را تجسم کرده است.
 
مفهوم و یا مقوله چیست و چگونه تشکیل می یابد؟
 
مثال:
درخت یک مفهوم بیولوژیکی است و مثل مفاهیم دیگر، چیزی انتزاعی (مجرد) و سوبژکتیو (ذهنی) است.
مفاهیم از طریق تجرید چیزهای مشخص تشکیل می یابند:
مفهوم درخت از تجرید سرو و صنوبر و غیره تشکیل می یابد.
 
اکنون باید از مینو پرسید:
مفهوم و یا مقوله دموکراسی از تجرید چه چیزهایی پدید می آید؟
 
ظاهرا به زعم مینو، 
مفهوم و یا مقوله دموکراسی  (که چیزی مجرد و ذهنی است) 
به تجسم (جسمیت یابی) بخش معینی از جتمعه بشری اطلاق می شود.
تجسم (جسمیت یابی) بخش معینی از جامعه در بخش معینی از تاریخ (تاریخ یعنی جامعه در سیر تکاملی اش)
تجسم (جسمیت یابی) بخش معینی از جامعه در بخش معینی از تاریخ از مجرای آن (؟) مفهوم وسیعتر آزادی.

از این یاوه تق و لق به توان چند مینو،
بیسوادی و حواسپرتی ترحم انگیز او آشکار می گردد.
 
ما نمی دانیم که مینو کیست.
 
مینو
معنی تجسم و یا جسمیت یابی را حتی نمی داند.
تجسم (جسمیت یابی)
نه تنها یک مفهوم فلسفی در سیستم هگل و مارکس، بلکه ضمنا یکی از مفاهیم مرکزی مهم تئولوژی مسیحی است:
حضرت عیسی 
در قاموس مسیحیت به معنی تجسم روح و یا خدا ست.
 
در هیئت حضرت عیسی 
روح (چیزی مجرد و ذهنی و فکری) به جسم (چیزی مشخص، عینی و مادی) مبدل شده است.
روح در هیئت عیسی مسیح مادیت و جسمیت یافته است.
عیسی مسیح
خدای گوشتی است.
محسوس و ملموس و مرئی است.

تجسم

 

۱

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12381

 

۲

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12389

 

۳

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12397

 

۴

هگل

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12403

 

۵

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12413

 

۶

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/12425

 

پایان

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر