۱۴۰۴ دی ۱۳, شنبه

درنگی در یاد داشتی از ولادیمیر‌ لنین راجع به روزا (۹)

 
 

وِلادیمیر ایلیچ اولیانوف

  ( ۱۸۷۰ – ۱۹۲۴) 

مشهور به ولادیمیر لِنین،

درنگی

از 

شین میم شین

اختلاف نظر روزا لوکزامبورگ با لنین

ویکیپیدیا

برخی از آزادی‌های شناخته شده به شرح زیر است: 

آزادی مذهب 

آزادی پوشش 

آزادی اقتصادی

آزادی رای و انتخابات آزاد و دمکراتیک

آزادی‌های اجتماعی 

آزادی جنسی

 (از جمله آزادی در عشق به همجنس)

آزادی سیاسی

آزادی آموزشی و حق ادامه تحصیلات

آزادی‌های مدنی

آزادی بیان

آزادی مطبوعات

آزادی انتقاد کردن از قدرت

آزادی اعتراض کردن

آزادی مقاومت 

(از جمله در برابر اشغال نظامی، استعمار و امپریالیسم)

آزادی در تولید 

سؤال این است 

که این انواع آزادی های شناخته شده جزو آزادی های سیاسی اند؟

در هر صورت بهتر است که آنها را یکی پس از دیگری زیر ذره بین تحلیل مارکسیستی قرار دهیم:

 
۱

آزادی مذهب

منظور از آزادی مذهب چیست؟

برای پیدا کردن جواب به این سؤال، باید پرسید، مذهب چیست؟

 الف

مذهب

یکی از عناصر روبنای ایده ئولوژیکی  هر جامعه است.

یعنی

تابع زیربنای اقتصادی جامعه مربوطه است.

یعنی

محتوای مذهب در جامعه اشتراکی اولیه و برده داری و فئودالی و سرمایه داری و سوسیالیستی متفاوت و چه بسا حتی متضاد است.

یعنی

مثلا با گذار از جامعه فئودالی به جامعه سرمایه داری و یا سوسیالیستی، محتوای طبقاتی و علمی و عقلی مذهب به کلی عوض می شود.

در نتیحه

آزادی مذهبی در هر جامعه معنی و محتوا و ماهیت دیگری کسب می کند.

یعنی

آزادی مذهبی انتزاعی و همه جامعتی نمی تواند وجود داشته باشد.

ب

مذهب به مثابه فرمی از شعور جامعتی، تابع وجود جامعتی است.

این بدان معنی است که محتوای مذهب واحدی بسته به وجود جامعتی افراد تفاوت و حتی تضاد دارد.

محتوای مذهب برای رعیتی با محتوای همان مذهب برای ارباب فئودالی یکسان نیست.

به همین دلیل،

آزادی مذهبی 

نه چیزی انتزاعی و همیشه همان و همه همان، بلکه مشروط به تعلقات طبقاتی افراد است.

آزادی مذهبی ارباب برده دار در جامعه برده داری با آازدی مذهبی برده در همان جامعه یکسان نیست.

ماهیت خدا برای برده و برده دار متفاوت است.

برداشت برده از آیات قرآن با برداشت برده دار از همان آیات یکسان نیست.

به همین دلیل

با گذار به جامعه جدید، آزادی مذهبی باز تعریف و بازتعیین می شود.

پ

مذهب به عنوان فرمی از شعور با توسعه نیروهای مولده زیر و رو می شود.

مثلا خیلی از جزم های مذهبی با رشد علم و فن و فرهنگ بی اعتبار و مردود می گردند.

یعنی

آزادی مذهبی

نحت تأثیر و تحت تابعیت سطح توسعه نیروهای مولده و کیفیت مناسبات تولیدی 

تحول می یابد و باز تعریف می شود و چه بسا بی محتوا می گردد.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر