۱۴۰۴ بهمن ۲, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۳۶۵)

  

 شین میم شین

 

بوستان

باب سوم

در عشق و مستی و شور

حکایت هفدهم

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ )

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

مرا چند گوئی، که در خورد خویش

حریفی به دست آر، همدرد خویش

معنی تحت اللفظی:

بیهوده به من مگو که عاشق کسی از امثال خود باش.

 

سعدی

در این بیت شعر،

 از قول پروانه، روشنگر آگاه و خردمند و انقلابی را به پرخاش می بندد.

رهنمودی که ناصح به پروانه می دهد، اتکاء به خرد خویش، خود شناسی و درک پایگاه و جایگاه اجتماعی و منافع فردی و طبقاتی خویش بوده است.

با شناخت خود و پایگاه طبقاتی خود می توان به شناخت همدردان خود و به کشف متحدان و دشمنان طبقاتی خود نایل آمد.

استقلال عمل و اندیشه و خودمختاری انسانی با شناخت خود و پایگاه طبقاتی خود آغاز می شود.

پروانه (بنده و غلام و نوکر و کلفت) هنوز به خود شناسی نرسیده است.

 هنوز به منافع طبقاتی خود واقف نیست.

هنوز نمی تواند دوست و دشمن را از هم تمیز دهد، به قول آموزگار تئوری رهائی، هنوز وجود برای خود  ندارد.

فرق نوکر با پرولتر همین است.

نوکر برعکس پرولتر، فرقی میان منافع ارباب خود و منافع طبقاتی خود نمی گذارد.

نوکر فقط وجود «در خود» دارد، نه وجود «برای خود».

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر