۱۴۰۴ دی ۱۴, یکشنبه

درنگی در کنفوسیوس و جهان بینی او (۴۶)

    

 
نام هنگام تولد
 کوین شاه
(۵۵۱ قبل از میلاد ـ  ۴۷۹ قبل از میلاد)
(عمر: ۷۱–۷۲ سال)
 
درنگی 
از
شین میم شین 

کنفوسیوس

سه نوع دوستی است که در همه جا پر سود و با ارزش است و سه نوع دوستی دیگر هست که زیان آور و باعث پشیمانی است:

 دوستی با کسانی که در دوستی خود پایدار و با وفا هستند و با کسانی که درستکار و راستگویند و با آنان که تجربه بسیار دارند،

 سودمند است، 

ولی دوستی و رفاقت با چاپلوسان، ریاکاران و یاوه گویان 

موجب بدبختی و رسوایی است.

اگر شما آدمی نادان و بی خبر باشید و به این امر پی ببرید، این خود یک نوع آگاهی و دانش است.

 کنفوسیوس   

در این موعظه اش

قبل از تعریف دوستی، به طبقه بندی پراگماتیستی آن می پردازد:

۱

دوستی مفید

۲

دوستی مضر 

بینش پراگماتیستی همین است:
معیار سود است
و
در واقع، معیار دیالک تیک و یا دوئآلیسم سود و زیان است.
پراگماتیسم و یا مکتب معرفتی ـ نظری (مکتب مربوط به تئوری شناخت)  موسوم به اصالت سود
یکی از مکاتب مهم امپریالیسم است:
حقیقت از دید پراگماتیسم
چیزی، کاری، نظری است که برای کسی سود آور باشد.
بدین طریق
استعمار خلق ها برای استعمارگران به معنی حراست حضرات از حقیقت است.

کنفوسیوس

برای دوستی مفید هم تعریفی سوبژکتیو دارد:

 دوستی با کسانی که در دوستی خود پایدار و با وفا هستند و با کسانی که درستکار و راستگویند و با آنان که تجربه بسیار دارند،

 سودمند است،

دوستی مفید از دید کنفوسیوس، نه رابطه، بلکه وابستگی است.

برای اینکه رابطه باید دو طرفه باشد.

تعیین کننده در دوستی مفید کذایی، نه خود فرد، بلکه طرف مقابل است:

باوفایی، پایداری، درستکاری و راستگویی و مجربیت حریف.   

 

خود فرد در قاموس کنفوسیوس، به درجه هیچ واره ای، انگلی، بهره کشی، پارازیتی، بی بویی و بی خاصیتی تنزل می یابد.

پارازیتی می شود که شیره میزبان را کنه وار می مکد.

کنفوسیوس   

«رابطه» انگل و کنه با میزبان را دوستی مفید محسوب می دارد.

با تغییر میزبان، بی اعتنا به چند و چون پارازیت و انگل و کنه و  مفتخواره، دوستی مفید به دوستی مضر استحاله می یابد.

  دوستی و رفاقت با چاپلوسان، ریاکاران و یاوه گویان 

موجب بدبختی و رسوایی است.

دوستی مضر 

در قاموس کنفوسیوس هم با مشخصات سوبژکتیو حریف تعریف (تحریف) و تعیین می شود:

چاپلوسی، ریاکاری، یاوه گویی.

اکنون دیالک تیک انگل و میزبان وارونه می شود و دوستی مفید به دوستی مضر استحاله می یابد:

میزبان به ترفند چاپلوسی، ریاکاری و یاوه گویی

به مکیدن شیره جان فرد مربوطه می پردازد.
 
معلوم نیست که چرا کنفوسیوس «رابطه» انگل و میزبان را دوستی می نامد و نه بهره کشی کنه واره.
آخر و عاقبت کسی که از تعریف علمی و عینی و استاندارد مفاهیم پرهیز ورزد، همین است.
 
اگر شما آدمی نادان و بی خبر باشید و به این امر پی ببرید، این خود یک نوع آگاهی و دانش است. 

کنفوسیوس 

وقوف به این بهره کشی و بهره دهی «دوستانه»  را کسب آگاهی و دانایی می داند.

البته

پیش شرط کسب این آگاهی و دانایی

خریت پیشاپیش است.

 

ادامه دارد.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر