۱۴۰۴ بهمن ۱۰, جمعه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ر) روشنفکریت (اینتلیجنس) (۲) (بخش آخر)


پروفسور دکتر گئورگ کلاوس
پروفسور ورنفرید مالتوش

برگردان

 شین میم شین

 

۱۲

·    طبقه کارگر با استقرار حاکمیت سیاسی خود و با ایجاد مناسبات تولیدی جدید (سوسیالیستی)، کلیه شالوده های عینی پیوند میان قشر روشنفکر با بورژوازی را از بین می برد.

 

۱۳

·    با جذب روشنفکران سابق که تحت شرایط سرمایه داری رشد یافته بودند و آموزش و پرورش یافته بودند و به همکاری در ساختمان سوسیالیستی جامعه می پرداختند و با تشکیل قشر جدیدی از روشنفکران که عمدتا از وابستگان به طبقه کارگر و دهقانان زحمتکش تشکیل می یابد، سیمای قشر روشنفکر عوض می شود.

 

۱۴

·    روشنفکران ـ به مثابه یک کل ـ رفته رفته به قشر اجتماعی ئی بدل می شوند که صرفا در خدمت خلق است و همراه با طبقه کارگر و طبقه دهقانان اتحادیه ای تحت رهبری حزب مارکسیستی ـ لنینیستی برای سوسیالیسم و کمونیسم کار می کند.

 

۱۵

·    با شروع انقلاب فنی  رفته رفته میان اقشار عظیمی از طبقه کارگر و جمعیت زحمتکش کشور تناسب قوای کار جسمی و فکری به نفع کار فکری تغییر می یابد.

 

۱۶

·    در روندهای اوتوماتیک تولیدی که کارگر به مثابه کارگردان، ناظر، تعمیرگر و امثالهم عمل می کند، درصد کار جسمی در مجموعه کار فقط بخش ناچیزی را تشکیل می دهد.

 

۱۷

·    بدین طریق تفاوت میان طبقه کارگر و روشنفکران سوسیالیستی رفته رفته از بین می رود.

 

۱۸

·    این امر نه تنها در مورد کارگران، بلکه همچنین در مورد دهقانان اتحادیه ای صدق می کند.

 

۱۹

·    در کشاورزی صنعت نیز با استفاده از ماشین های بزرگ، با استفاده از متدهای علمی در دامداری و امثالهم کار جسمی در مقایسه با کار فکری کاهش می یابد.

 

·    مراجعه کنید به  طبقه.

 

طبقه اجتماعی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2939

 

 

پایان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر