پروفسور دکتر گئورگ کلاوس
پروفسور ورنفرید مالتوش
برگردان
۱۲
· طبقه کارگر با استقرار حاکمیت سیاسی خود و با ایجاد مناسبات تولیدی جدید (سوسیالیستی)، کلیه شالوده های عینی پیوند میان قشر روشنفکر با بورژوازی را از بین می برد.
۱۳
· با جذب روشنفکران سابق که تحت شرایط سرمایه داری رشد یافته بودند و آموزش و پرورش یافته بودند و به همکاری در ساختمان سوسیالیستی جامعه می پرداختند و با تشکیل قشر جدیدی از روشنفکران که عمدتا از وابستگان به طبقه کارگر و دهقانان زحمتکش تشکیل می یابد، سیمای قشر روشنفکر عوض می شود.
۱۴
· روشنفکران ـ به مثابه یک کل ـ رفته رفته به قشر اجتماعی ئی بدل می شوند که صرفا در خدمت خلق است و همراه با طبقه کارگر و طبقه دهقانان اتحادیه ای تحت رهبری حزب مارکسیستی ـ لنینیستی برای سوسیالیسم و کمونیسم کار می کند.
۱۵
· با شروع انقلاب فنی رفته رفته میان اقشار عظیمی از طبقه کارگر و جمعیت زحمتکش کشور تناسب قوای کار جسمی و فکری به نفع کار فکری تغییر می یابد.
۱۶
· در روندهای اوتوماتیک تولیدی که کارگر به مثابه کارگردان، ناظر، تعمیرگر و امثالهم عمل می کند، درصد کار جسمی در مجموعه کار فقط بخش ناچیزی را تشکیل می دهد.
۱۷
· بدین طریق تفاوت میان طبقه کارگر و روشنفکران سوسیالیستی رفته رفته از بین می رود.
۱۸
· این امر نه تنها در مورد کارگران، بلکه همچنین در مورد دهقانان اتحادیه ای صدق می کند.
۱۹
· در کشاورزی صنعت نیز با استفاده از ماشین های بزرگ، با استفاده از متدهای علمی در دامداری و امثالهم کار جسمی در مقایسه با کار فکری کاهش می یابد.
· مراجعه کنید به طبقه.
طبقه اجتماعی
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/2939
پایان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر