فروغ فرخزاد
درنگی
از
میم حجری
بخشی از شعر بلند «مرز پر گهر»
«فروغ فرخزاد»
ای ایران، ای مرز پر گهر.
ای خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان.
پاینده مانی و جاودان،
ای دشمن، ار تو سنگ خاره ای من آهنم .
جان من فدای خاك پاك میهنم
مهر تو چون شد پیشه ام.
دور از تو نیست اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد این جان ما.
پاینده باد خاك ایران ما.
سنگ كوهت دُر و گوهر است.
خاك دشتت بهتر از زر است
مهرت از دل كی برون كنم.
بر گو بی مهر تو چون كنم
تا گردش جهان و دور آسمان بپا ست.
نور ایزدی همیشه رهنمای ما ست
مهر تو چون شد پیشه ام.
دور از تو نیست ، اندیشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما.
پاینده باد خاك ايران ما
ایران ای خرم بهشت من.
روشن از تو سرنوشت من
گر آتش بارد به پیكرم.
جز مهرت بر دل نپرورم
از آب و خاك و مهر تو سرشته شد دلم.
مهرت ار برون رود، چه می شود دلم
مهر تو چون شد پیشه ام.
دور از تو نیست ، انديشه ام
در راه تو ، كی ارزشی دارد اين جان ما.
پاینده باد خاك ایران ما
پایان
قبل از تجزیه و تحلیل شعر فروغ،
بهتر است مبنا و محتوای این شعر و شعار و سرود را کشف کنیم:
۱
ای ایران، ای مرز پر گهر.
ای خاكت سرچشمه هنر
دور از تو اندیشه بدان.
پاینده مانی و جاودان،
معنی تحت اللفظی:
ایران
کشوری مملو از در و گوهر است.
خاک ایران
سرچشمه هنر است.
بنابرین خدا کند که اندیشه اشرار از ایران دور باشد
و
ایران پایدار و جاودان باشد.
۱
ای ایران، ای مرز پر گهر.
انعکاس جامعه ایران در دل و ذهن و ضمیر شاعر و طبقه اجتماعی مربوطه
در این بند اول این شعر و شعار،
انعکاسی پراگماتیستی (سود محور) است:
برای شاعر و طبقه اجتماعی مربوطه
ارج و ارزش و اهمیت و اعتبار جامعه ایران،
نفت و گاز و معادن مس و آهن و غیره است.
اینکه ایران به لحاظ تولید نعمات مادی در سطح بسیار رقت انگیز و ترحم انگیزی قرار دارد،
برای شاعر و طبقه اجتماعی مربوطه یکسان و بی اهمیت و بی ارزش است.
مهم برای شاعر و طبقه اجتماعی مربوطه
فروش نفت و گاز و مس و آهن و غیره و حیف و میل ثروت حاصله است و نه رشد نیروهای مولده جامعه.
۲
ای خاكت سرچشمه هنر
در این خرافه شاعر
خریت خوفناک او آشکار می شود.
خاک که نمی تواند سرچشمه باشد و بدتر از آن، سرچشمه هنر باشد.
منظور شاعر احتمالا این است که ایران سرزمین شعر است.
همه اعضای جامعه
بیش و یا کم
شاعرند.
همه هنرمندند.
۳
دور از تو اندیشه بدان.
این دعای شاعر مبتنی بر دوئآلیسم خیر و شر است.
شاعر
خود و طبقه اجتماعی مربوط به خود را از تبار هابیل (مظهر خیر مطلق) می داند و مخالفین خود را از تبار قابیل (مظهر شر مطلق).
ایران شاعر
باید از اندیشه اشرار دور باشد.
یعنی
ایران به فکر اشرار حتی نرسد تا بدان زیان برسانند.
۴
پاینده مانی و جاودان،
شاعر پس از نفی انتزاعی اشرار به اثبات انتزاعی اخیار می پردازد
و
برای ایران دارای نفت و گاز و مس و غیره پایداری و ابدیت می طلبد.
در این دعای شاعر
عقب ماندگی فکری و فلسفی و فرهنگی او آشکار می گردد.
شاعر
نمی داند که همه چیز در تغییر مدام است.
همه چیز خصلت موقتی و تاریخی دارد
و
پایداری و ابدیتی در بین نیست.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر