۱۴۰۴ دی ۱۳, شنبه

قرآن کریم از دیدی دیگر (سوره الأعراف ) (۵۱۵)

 صفحه ای از نور(دانلود متن، ترجمه، صوت)/ صفحه 151(سوره اعراف، آیات 1 الی 11)  - استاد منشاوی | ضیاءالصالحین

ویرایش و تحلیل

از

فریدون ابراهیمی

﴿وَقَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِّتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ﴾
[ الأعراف: ۱۳۲]

و گفتند: هر گونه نشانه‌اى براى ما بياورى كه ما را بدان مسحور كنى به تو ايمان نخواهيم آورد.

قوم فرعون 
معیار مرسوم برای اثبات حقیقت رسالت و حقانیت رسول (اثبات حقیقت دین موسی و حقانیت نبوت موسی)
را
یعنی 
معجزه 
را
رد می کنند.
 
برای قوم فرعون
سحر عصایی ـ اژدهایی حضرت موسی 
دیگر
تعیین کننده نیست.
 

﴿فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آيَاتٍ مُّفَصَّلَاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُّجْرِمِينَ﴾
[ الأعراف: ۱۳۳]

ما نيز بر آنها نشانه‌هايى آشكار و گوناگون چون طوفان و ملخ و شپش و قورباغه و خون فرستاديم. 

باز سركشى كردند، كه مردمى مجرم بودند.

 
کریم
در این آیه،
واکنش خدا به بی اعتباری ملاک مرسوم معجزه برای اثبات حقیقت ادعا و حقانیت مدعی
را
تبیین می دارد.
 
خدا
وجود خود را، حقیقت دعاوی حضرت موسی و حقانیت نبوت او 
را
با بلایای آسمانی اثبات می کند:

طوفان و ملخ و شپش و قورباغه و خون

بدین طریق
جای سحر را تجربه مادی و واقعی و عینی می گیرد.
 
این به معنی به رسمیت شناسی پراتیک (تجربه)   به عنوان مطمئن ترین معیار و ملاک و عینی ترین و علمی ترین معیار و ملاک توسط خدا ست.

رد پای تئوری شناخت مارکسیستی در این آیه کریم
را
نمی توان ندید.
 
پراتیک
 (تجربه، أزمون، آزمایش، عمل..)
در تئوری شناخت مارکسیستی
 هم زادگاه اندیشه است
و
هم معیار و ملاک عینی و علمی مطمئن برای تعیین صحت و سقم اندیشه.
دیالک تیک پراتیک و تئوری
دیالک تیک عمل و نظر
 
کریم
در این آیه
دیالک تیک پراتیک و تئوری
دیالک تیک عمل و نظر
را
 به صورت دیالک تیک بلایای آسمانی و صحت و حقیقت دین موسی و حقانیت نبوت او
بسط و تعمیم می بخشد.
 
این دیالک تیک به احتمال قوی از قرآن به تئوری شناخت سعدی و حافظ راه باز کرده است:
به عمل کار برآید، به سخندانی نیست.
سعدی
یعنی
در
دیالک تیک پراتیک و تئوری
دیالک تیک عمل و نظر
نقش تعیین کننده از آن پراتیک (عمل) است.
 
خوش بود، گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود، هر که در او (و هر چه در آن) غش باشد.
حافظ
یعنی
در
دیالک تیک پراتیک و تئوری
دیالک تیک عمل و نظر
نقش تعیین کننده از آن پراتیک (تجربه) است.
 
ادامه دارد.
 
 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر