نادر نادر پور
(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)
شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی
از اعضای کانون نویسندگان ایران
درنگی
از
میم حجری
عشق و قمار
شعر خدا نیست ، شعر تو ست
هرگز کسی به شعر تو بی اعتنا نماند
غیر از خدا که هیچ یک از این دو را نخواست
در عشق و در قمار کسی پارسا نماند.
شعر خدا نیست ، شعر تو ست
هرگز کسی به شعر تو بی اعتنا نماند
غیر از خدا که هیچ یک از این دو را نخواست
در عشق و در قمار کسی پارسا نماند.
معنی تحت اللفظی:
عشق و قمار شعرند.
ضمنا
نه شعر الله، بلکه شعر ابلیس اند.
علاوه بر این
کسی جز الله به شعر و قمار بی اعتنا
و
در عشق و در قمار پارسا نمانده است.
سؤال این است
که نادر پور چگونه به این نتیجه رسیده است که عشق و قمار شعرند.
اصلا بر اساس کدام تعریف از شعر و عشق و قمار به این نتیجه رسیده است؟
چرا و به چه دلیل
نادر پور به این نتیجه می رسد که عشق و قمار شعر ابلیس اند و نه الله؟
ضمنا
چرا و به چه دلیل خدا بی اعتنا به عشق و قمار و متنفر از آندو ست؟
علاوه بر آن،
چرا کسی جز خداد در عشق و در قمار پارسا نمانده است؟
برای پیدا کردن جواب به این سؤالات باید مفاهیم شعر و عشق و قمار و ابلیس و الله و پارسا زیر ذره بین تحلیل مارکسیستی قرار گیرند:
۱
شعر
فرمی از فرم های بیشمار هنر است.
شعور هنری
مبتدی ترین فرم شعور است که حتی قبل از کسب توان تکلم توسط بشر تشکیل یافته است.
آثار هنری نیاکان ما در دیواره غارها از محیط پیرامون، از حیوانات و شکار و غیره دال بر قدمت چشمگیر شعور هنری است.
بشر برای سرودن شعر نیاز تعیین کننده ای به علم و عقل ندارد.
ناصر خسرو از قطران نام شاعری در تبریز نام برده است
که
فارسی نمی دانست.
ولی علیرغم آن به فارسی شعر نیکو می سرود.
این بدان معنی است که برای سرودن شعر، غریزه کافی است.
یعنی
شعرا بی اعتنا به دیالک تیک غریزه و عقل اند.
یعنی
خردگریز و خردستیز و غریزه گرا و غریزه پرست اند.
ابلیس
(ضد دیالک تیکی الله)
نیز از دید نادرپور چنین است.
یعنی
خدا
بر خلاف ابلیس
خردگرا و خردپرست و در نتیجه بی اعتنا به شعر و متنفر از شعر است،
چه رسد به اینکه شاعر باشد.
اصولا و اساسا
خردگرا
نمی تواند شاعر باشد و باید عاقل و عالم باشد.
عشق
هم بسان شعر است.
کسی برای عاشق و معشوق شدن نیازی به عقل اندیشنده ندارد.
حتی می توان گفت
که
پیش شرط عاشق و معشوق شدن، خریت و خردستیزی است.
برای عاشق و معشوق شدن
غریزه کفایت می کند.
یعنی
عشق و شعر در رابطه با غریزه گرایی و خردستیزی شبیه همدیگرند.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر