۱۴۰۴ دی ۲۵, پنجشنبه

کلنجار ایده ئولوژیکی با همنوع (۵۷۳)

       https://img2.chinadaily.com.cn/images/202005/27/5ece2147a310a8b2fa4bc20c.jpeg  


میم حجری


 
در نگاه نیچه، خودشناسی سه گام دارد:
شتر، شیر و کودک.
شتر:
 انسانی که بارِ «انتظارات» را حمل می‌کند؛ موفق باش، مفید باش، قوی باش، منطقی باش. تحملش بالا می‌رود، اما هنوز انتخابی نکرده؛ فقط یاد گرفته چطور دوام بیاورد.
شیر:
همان انسان وقتی خسته می‌شود و می‌گوید «نه». می‌شکند، می‌جنگد، آزاد می‌شود، اما هنوز تعریفش را از دشمن می‌گیرد.
کودک:
مرحله‌ی نادر؛ نه بار می‌کشد، نه فقط می‌شکند. معنا می‌سازد، بازی می‌کند، قانون خودش را می‌نویسد.
نکته‌ی تلخ؟
بیشتر آدم‌ها یا شتر می‌میرند یا شیرِ خسته می‌شوند؛ کودک شدن نادر است، چون مسئولیتِ خلق معنا ترسناک‌تر از اطاعت یا شورش است.
-برگرفته شده از کتاب چنین گفت زرتشت-در

نگاه نیچه، خودشناسی سه گام دارد: شتر، شیر و کودک
 هدف کتابستان و محمد ادریس از نشر خرافات نیچه چیست
اگر عوامفریبی نیست؟
نیچه نه سواد داشته، نه صداقت و  نه صلاحیت.
ما این ادعای خرافی او را زیر ذره بین تحلیل علمی و انقلابی قرا خواهیم داد.
خود (فرد)
به تنهایی وجود ندارد تا در سه گام شتر و شیر و کودک به خودشناسی برسد

فرد
قبل از همه در دیالک تیک فرد و جامعه و فرد و طبیعت قرار دارد و نقش تعیین کننده در این دیالک تیک از ان جامعه و طبیعت است

خودشناسی هم با جامعه شناسی و همنوع شناسی صورت می گیرد.
یعنی
ما با دیالک تیک خودشناسی و جامعه شناسی (و طبیعت شناسی) سر و کار داریم

امتحانش آسان است:
با تحول جامعه فرد زیر و رو می شود

من‌ فقط وقتی با این حرف موافقم که تمام‌ این اوباش را دیپورت کنند‌ به ایراندرست به شهرهایی که قرار است مورد حمله قرار بگیرند
یا دیگر حداقلش، بلافاصله بعد از رژیم چنج دیپورت شوند که کشور را تحت سیستم عزیزشان اباد کنند ...
کاری که غرب با افغانها کرد.
لیلی

«اینها» کیانند؟
«اینها»
(مثلا شاه اللهی ها، مریم اللهی ها، مهتدی اللهی ها و غیره)
مثل «انها»
(خاوری ها و امثال بیشمارشان که در امارات خلج و کانادا و غیره نشسته اند و بر ارز ایران آفتابه برمی دارند)
جناح هایی از طبقه حاکمه اند

یعنی فرق طبقاتی  ماهوی با جناح  حاکم طبقه حاکمه ندارند

«اینها» و «آنها»
متحد ارگانیک طبقه حاکمه امپریالیستی اند

«اینها» و «آنها»
جهانوطن اند
یعنی
بی وطنند و بی نیاز از وطن اند

«اینها» و «آنها»
حتی همین الان ساکن ایران نیستند و اگر ایران بمباران اتمی سرتاسری شود
سود می برند و نه صدمه و زیان.



   ایران
 محمد ساعدی‌نیا، میلیاردر و مالک کافه‌های معروف ساعدی‌نیا را به دلیل کمک به آشوبگران دستگیر کرده است.
 دارایی‌های او کاملاً مسدود شده و این پول برای پوشش میلیون‌ها خسارت استفاده خواهد شد.

 
بعضی ها
چشم بسته حرف می زنند:
رضا پهلوی
علنا و رسما
طرفدار امپریالیسم و صهیونیسم است
شبیه میلای آرژانتین و ماچادو و پینوچه است
سیدعلی
شبیه مادورو و کاسترو و غیره
مخالف سرسخت  امپریالیسم و صهیونیسم است
چگونه می توان میان سلطنت و روحانیت علامت تساوی گذا شت






عقب نشینی ترامپ از تجاوز نظامی به ایران یا فریب جدید
 ترامپ: کشتار در ایران در حال توقف است و برنامه‌ای برای اعدام وجود ندارد
نوشته کاترین واتسون
 واشینگتن — پرزیدنت ترامپ روز چهارشنبه اعلام کرد که از «منابع موثق» شنیده است که «کشتار در ایران در حال توقف است». این سخنان در حالی مطرح می‌شود که بیم آن می‌رود هزاران نفر در جریان اعتراضات ضد حکومتی جان خود را از دست داده باشند.
او همچنین اظهار داشت که «برنامه‌ای برای اعدام وجود ندارد». این سخنان یک روز پس از آن بیان شد که وی در گفتگو با تونی دوکوپیل، مجری «اخبار شامگاهی سی‌بی‌اس»، هشدار داده بود که اگر رژیم ایران معترضان بازداشت‌شده را به دار بیاویزد، با «اقدامات بسیار شدیدی» روبرو خواهد شد. طبق گزارش سی‌بی‌اس نیوز و به نقل از دو منبع آگاه، در اعتراضات دست‌کم ۲۰۰۰ نفر از هر دو طرف به قتل رسیدند.
ترامپ بعدازظهر چهارشنبه در دفتر بیضی شکل کاخ سفید به خبرنگاران گفت: «به ما گفته شده که کشتار در ایران رو به پایان است؛ متوقف شده یا در حال توقف است. همچنین هیچ برنامه‌ای برای هیچ‌گونه اعدامی وجود ندارد. این‌ها را از منابع موثق شنیده‌ام و به زودی از واقعیت امر مطلع خواهیم شد.»
آقای ترامپ توضیح داد که این اطلاعات را از «منابع بسیار مهمی در طرف مقابل» دریافت کرده است. این خبر درست زمانی به دست او رسید که اعضای کابینه و مهمانان برای اعلام خبر بازگشت شیر کامل به مدارس گرد هم آمده بودند.
وی افزود: «آن‌ها گفته‌اند که کشتار متوقف شده و اعدام‌ها انجام نخواهد شد. قرار بود امروز اعدام‌های زیادی صورت بگیرد، اما گفتند که این اتفاق نمی‌افتد. ما پیگیر موضوع خواهیم بود.»
در پاسخ به پرسش خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا این به معنای حذف گزینه‌های نظامی است، او گفت: «ما نظاره‌گر خواهیم بود تا ببینیم روند کار چگونه پیش می‌رود.»
ترامپ پیش‌تر خطاب به هواداران و نیروهای مسلح مجاهدین و سلطنت طلبان گفته بود که «کمک در راه است». هرچند او جزئیات بیشتری درباره این پیام ارائه نکرده، اما دولت او تأکید دارد که رئیس‌جمهور مجموعه‌ای از گزینه‌ها، از حملات نظامی متعارف گرفته تا جنگ سایبری را در اختیار دارد.
#ترجمه مجله جنوب جهانی



سه پیشنهاد  شیرین_عبادی به ترامپ:
۱. ترور خامنـــه ای
۲. بمباران صدا و سیما
۳. ترور فرماندهان سپــاه
.
این یک لحظـــهٔ تاریخی است.
یک اتفاق عجیب در حال وقوع است
تمامیت اپوزیسیون شکست خوردهٔ ایران که بیش از چهار دهـــه از عمــر خود را با عبارتِ «مبارزه سیاسی» تجارت کرده و حتی نتوانستـــه یک «رهبر مشــروع، یک بدیل مشــروع و یک تاکتیک مشــروع» برای سرنگونی جمهوری اسلامی خلق کنـــد حالا دارد روی خون مردم بی پناه ایران قمـــار میکنــد! 
.
تمامیت اپوزیسیون، با عدم محکومیت صریح و آشکارِ کنش های سیاسیِ ویرانگر #رضاپهلوی با این توجیــه که نتیجه اش تقویت حکومت خواهد بود، حالا عملاً دارد کنار وارث یک دیکتاتوری خونینِ برپا بر سرکوب و شکنجه و اعدام می ایستد کــه آشکارا و بدون ذره ای پرده پوشی کارگزار و گماشته و خودفروختـــه به اسرائیـل است و تا همین امروز حتی یکبار نه به جنایات پدرش اعتراف و نه از آنها تبری جسته است و همین امروز چماقداران و اوباش هوادارش دارند در خیابانهای اروپا و امریکا، هر مخالف یا حتی منتقد او را به شکنجه و تجاوز جنسی تهدید میکنند.
.
این اپوزیسیون نامشروعِ بی مسئولیت، حالا میخواهــد شکست هایش را با قمار بر خون کودکان بیگناه ایران لاپوشانی و اگر بتواند جبران کند. با بمباران زیرساخت های ایران، با ترور، با ویرانی ایران، با جنگ داخلی و با سوریه سازی از ایران به دست ارتش بیگانـــه.
.
همـــه آنها به رقم دوازده هزار کشتـــه در دو روز ارجاع میدهند
و از این هشت میلیون #فرارمغــزها کرده، حتی یک نفر نمی داند منبــع یا مستنــدِ این رقم کجاست.
تعدادی رقم بیست هزار کشته در دو روز
و یک نفر که احتمالاً بازی با اعداد برایش لذتبخش است تعداد کشته ها در دو روز را به پنجاه هزار نفر برکشیده است.
.
بوی یک توطئـــهٔ رذیلانـــه به مشام میرسد.
یک #غوطـــهٔ_شرقی دیگر در حال بازتولیــد است
این همه هماهنگی در میان این اپوزیسیونِ شکست خوردهٔ مفلوکِ فاســـدِ پول پرستِ خودفروختـــه غیرممکن است.
یک شیطان هوشمند پشت این یکدستی است
و کیست که نداند آن شیطان شریر کیست؟
این یک طراحی اسرائیلی است برای ویرانی و تجزیــه ایران
البته به عاملیتِ بی بتـــه ترین و بی مسئولیت ترین اپوزیسیون جهان
.
 تاریخ این روزها و نامهای ننگین شما را ثبت میکند





دونالد وینیكات، روان‌کاو برجستهٔ بریتانیایی، در نظریه‌های روان‌شناختی خود بر اهمیت جنبه‌های غیرمعقول و حتی «دیوانکی» در رشد روانی انسان تأکید میکند. از نگاه او، زندگی تنها در چارچوب عقلانیت خشک و منطق سخت معنا پیدا نمی‌کند؛ بلکه انسان برای تجربهٔ رضایت، اصالت و زنده‌بودن، نیازمند فضاهایی است که در آن بتواند از مرزهای عقل عبور کند و به خلاقیت، بازیگوشی و تجربه‌های خودانگیخته دسترسی داشته باشد. برای فهم بهتر این دیدگاه، باید به مفاهیم بنیادین نظریهٔ او توجه کنیم.
۱. دیوانکی و «فضای بازی» در رشد روانی
وینیكات باور داشت که تجربه‌های غیرمنطقی، خیال‌پردازانه و خلاقانه بخش ضروری روان سالم هستند. او مفهوم مهم «فضای بازی» (Playing Space) را مطرح کرد؛ فضایی میان واقعیت بیرونی و دنیای درونی که فرد می‌تواند در آن بدون قید و شرط عقلانی، آزادانه خیال‌پردازی کند و خلاقیتش را بروز دهد.
این فضا تنها برای کودکان نیست؛ بزرگسالان نیز برای حفظ سلامت روان، انعطاف‌پذیری و لذت از زندگی به چنین فضایی نیاز دارند.
در این معنا، «دیوانکی» فرصتی است برای گریز از محدودیت‌های منطق و دسترسی دوباره به لذت، خلاقیت و زنده‌بودن.
۲. ضرورت دیوانکی برای زندگی اصیل
وینیكات در نظریهٔ خود میان «خودِ واقعی» (True Self) و «خودِ کاذب» (False Self) تمایز می‌گذارد:
• خودِ واقعی بخش زنده، خلاق، صادق و خودانگیختهٔ شخصیت است؛ بخشی که برای بیان آزادانهٔ احساسات—even احساسات غیرمنطقی—به فضا و امنیت نیاز دارد.
• خودِ کاذب لایه‌ای است که فرد برای سازگاری با انتظارات اجتماعی می‌سازد. اگر انسان بیش از حد در این چارچوب «معقول» باقی بماند، ممکن است به نوعی فقر روانی دچار شود، زیرا خودِ واقعی‌اش سرکوب شده و امکان بروز ندارد.
به بیان دیگر، «زیادی معقول بودن» گاهی نشانهٔ آن است که فرد برای جلب رضایت دیگران، بخش‌های زنده و خلاق وجودش را خاموش کرده و به زندگی‌ای محدود، بی‌روح و غیرخلاقانه تن داده است.
۳. دیوانکی به‌عنوان بخشی از سلامت روان
از دیدگاه وینیكات، توانایی تحمل و تجربهٔ بخش‌هایی از «دیوانکی»—نه به معنای بیماری روانی، بلکه به معنای جنبه‌های نامعقول، بازیگوش و خلاق زندگی—برای سلامت روان ضروری است. این دیوانکی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:
• ریسک‌کردن در روابط
• بیان بی‌پرده و صادقانهٔ احساسات
• غرق‌شدن در خلاقیت، هنر یا خیال‌پردازی
این تجربه‌ها به انسان کمک می‌کنند از حالت عملکردی و مکانیکی فاصله بگیرد و دوباره با بخش‌های زنده، پویا و اصیل وجود خود ارتباط برقرار کند.
---
نتیجه‌گیری
در نگاه وینیكات، انسان زمانی به سلامت روان، اصالت و رضایت درونی دست می‌یابد که بتواند میان عقلانیت و «دیوانکی» تعادل برقرار کند. زندگی‌ای که تنها بر منطق تکیه دارد، خشک و بی‌روح می‌شود؛ و زندگی‌ای که تنها بر بی‌منطقی بنا شود، از واقعیت جدا می‌گردد.
سلامت روان در این میان‌بودگی شکل می‌گیرد: جایی که فرد اجازه می‌دهد خودِ واقعی‌اش نفس بکشد، بازی کند، بیازماید، اشتباه کند و خلاق باشد.
به همین دلیل، وینیكات ما را دعوت می‌کند که گاهی از چارچوب‌های سخت عقلانی بیرون بیاییم و به خود اجازه دهیم کمی دیوانه، کمی بازیگوش و کمی آزاد باشیم؛ زیرا درست در همین لحظات است که زندگی، عمیق‌تر و انسانی‌تر می‌شود.

چه خرافاتی
 ما این دعاوی حریف را تحلیل علمی و انقلابی خواهیم کرد
از حریف بپرسید که منظورش از عقل چیست؟
اگر خودتان می دانید بفرمایید.
منظور از زیادی عاقل بودن چیست؟
معیار و متراژ عقلانیت چیست؟

آری!‌این با راست می گوید: ناامید نشوید، راهی به سوی عدالت وجود دارد. آنها ممکن است مادوروها را موقتاً زندانی کنند، اما شما نمی‌توانید انقلاب ونزوئلا را زندانی کنید. و همچنین نمی‌توان حق ما را برای قرار دادن ایالات متحدهٔ امریکا در مسیر متفاوت، مسدود کرد.



مجله پزشکی مشهور جهانی «لنست» داده‌هایی را منتشر کرده است که نشان می‌دهد تحریم‌های اعمال شده توسط ایالات متحده سالانه باعث مرگ بیش از ۵۶۴۰۰۰ نفر می‌شود.
‏بیش از نیمی از کشته‌شدگان کودکان زیر ۵ سال هستند.
‏پی‌نوشت: البته اپوزیسیون نوبلی و عدالت برای ایرانی و موفرفری های یواشکی یک روش برای حل این مشکل پیدا کردند و‌به تحریم عبارت هوشمند را اضافه کردند ... اما چون برند «تحریم هوشمند» باز خریدار کافی نداشت انرا به نام تجاری «فشار حداکثر» تغییر دادند ...
‏و محرومین همچنان در ادامه ی این سیاستها جان می دهند، با هر brand ی که به بازار سیاست ارائه می شوند.
لیلی




شاهد اصلی در نمایش مضحک قضایی علیه مادورو: ژنرال کارواخال
نیوزویک می‌گوید ایالات متحده در دادگاه ساختگی علیه نیکولاس مادورو، یک شاهد برجسته دارد. او ژنرال ونزوئلایی هوگو آرماندو کارواخال باریوس، مدیر سابق اطلاعات نظامی ونزوئلا است.
این ژنرال ونزوئلایی که با نام (مرغ) «ال پوجو» نیز شناخته می‌شود، در سال ۲۰۱۷ از دولت مادورو جدا شد و به اسپانیا گریخت، جایی که در ویدئویی در حمایت از «رئیس‌جمهور موقت» خوان گوایدو شرکت کرد. او در سال ۲۰۲۱ در اسپانیا دستگیر و دو سال بعد به ایالات متحده مسترد شد، جایی که به همان اتهام مادورو، یعنی «تروریسم مواد مخدر»، اعتراف به بی‌گناهی کرد.
«ال پوجو» سال گذشته، کمی قبل از شروع محاکمه، به دلیل یکی از آن توافقات معمول دادگاه‌های ایالات متحده، اظهارات خود را تغییر داد: «ال پوجو» برای کاهش مجازاتش اعتراف کرد، درست در همان زمانی که ایالات متحده در حال آماده‌سازی لشکرکشی دریایی علیه ونزوئلا بود.
قاضی‌ای که دیروز کیفرخواست علیه مادورو را خواند، آلوین کنت هلرشتاین، همان کسی است که ریاست دادگاه علیه ژنرال کارواخال را به خاطر همان جرایم بر عهده داشت: «تروریسم مواد مخدر». او را می‌توان «متخصص» این نوع نمایش قضایی پرمخاطره توصیف کرد.
کارواخال هنوز محکوم نشده است، که نشان می‌دهد دادستان‌ها می‌خواهند او قبل از تصمیم‌گیری در مورد سرنوشتش، علیه مادورو شهادت دهد. به تعویق انداختن صدور حکم پس از توافق بر سر اقرار به جرم، اغلب نشانه‌ای از این است که آنها در حال آماده‌سازی یک شاهد برجسته برای توطئه هستند.
مانوئل نوریگا، رئیس جمهور پاناما ، نیز پس از ربوده شدن توسط ارتش ایالات متحده در سال ۱۹۸۹، به جرم قاچاق مواد مخدر مجرم شناخته شد، و این به لطف اظهارات چندین شاهد بود که آنچه ایالات متحده می‌خواست بشنود را بیان کردند... در ازای تخفیف در مجازات.
ایالات متحده مدت‌هاست که رهبران چاویستا را به نظارت بر یک شبکه قاچاق کوکائین متهم می‌کند و در سال ۲۰۲۰ وزارت دادگستری رسماً مادورو و بیش از دوازده مقام ارشد دیگر را متهم کرد و دولت ونزوئلا را یک «سازمان تروریستی مواد مخدر» نامید.
«مرغی» که روی آتش آرام کباب شده است
کارواخال در آوریل سال گذشته، زمانی که نامه‌ای خطاب به ترامپ از یک زندان در آمریکا منتشر کرد که در آن به جزئیات دخالت دولت ونزوئلا در «تروریسم مواد مخدر» اشاره شده بود، کیفرخواست دادستان ایالات متحده علیه مادورو را پیش‌بینی کرده بود. این نامه در روزنامه دالاس اکسپرس منتشر شد تا به ایالات متحده در مقابله با «تهدیدات رهبران ونزوئلا» کمک کند.
این نشریه عالی و جامع است. دقیقاً همان چیزی را می‌گوید که ایالات متحده می‌خواست بشنود. ادعا می‌کند که دولت ونزوئلا در دوران چاوز به یک سازمان جنایتکار تبدیل شده و رهبران ارشد آن، به اصطلاح «کارتل خورشید» را اداره می‌کنند. این شبکه، مسیرهای مواد مخدر را که برای آسیب رساندن به ایالات متحده طراحی شده‌اند، هماهنگ می‌کند و با گروه‌های چریکی کلمبیایی و همچنین با کوبایی‌ها و حزب‌الله همکاری داشته است.
این ژنرال در نامه خود گفت که قاچاق مواد مخدر از طریق مسیرهای جدید به شهرهای ایالات متحده، یک سیاست عمدی ایالتی است، نه یک مورد جداگانه از فساد یا کار قاچاقچیان فاسد مواد مخدر.
به گفته کارواخال، استفاده ابزاری از قاچاق مواد مخدر در اواسط دهه ۲۰۰۰ توسط کوبایی‌ها به چاوز پیشنهاد شد و متعاقباً با حمایت فارک، ارتش آزادی‌بخش ملی، کوبایی‌ها و حزب‌الله به اجرا درآمد. دولت ونزوئلا به این «سازمان‌های تروریستی» سلاح، گذرنامه و مصونیت از مجازات ارائه داده است تا آزادانه از خاک ونزوئلا فعالیت کنند.
«قطار آراگوآ»
کارواخال همچنین ادعا می‌کند که شاهد بوده است که چاوز و مادورو از باندهای جنایتکار، از جمله به اصطلاح «ترن د آراگوا»، حمایت و «به عنوان سلاح» از آنها استفاده می‌کردند و گسترش این باندها را به فراتر از مرزهای ونزوئلا، حتی به ایالات متحده، تسهیل می‌کردند.
این اتهام بخشی از استدلال دولت ترامپ برای اخراج میلیون‌ها ونزوئلایی است که پس از فرار از دیکتاتوری به دنبال پناهندگی به ایالات متحده آمده‌اند.
در حالی که سازمان‌های اجرای قانون در مورد ادعاهایی مبنی بر اینکه مادورو عمداً مجرمان را به ایالات متحده فرستاده است، اختلاف نظر دارند، یادداشتی از سوی اف‌بی‌آی که در پایان دولت بایدن تهیه و در ژانویه منتشر شد، به واشنگتن در مورد یک استراتژی هماهنگ برای آزادی مجرمان خشن، تشویق آنها به مهاجرت به خارج از کشور و به کارگیری آنها به عنوان ماموران غیررسمی در سراسر آمریکای لاتین و به طور فزاینده‌ای در شهرهای ایالات متحده هشدار داد.
روس‌ها نمی‌توانستند غایب باشند
«ال پولو» همچنین اضافه می‌کند که سرویس‌های اطلاعاتی روسیه و کوبا عملیات مشترکی را از خاک ونزوئلا انجام داده‌اند، از جمله پیشنهاد روسیه برای رهگیری ارتباطات ایالات متحده. سازمان‌های اطلاعاتی ونزوئلا و کوبا «دهه‌هاست» جاسوسانی را در داخل ایالات متحده مستقر کرده‌اند، از جمله افرادی که خود را «اعضای اپوزیسیون» جا زده‌اند.
او نوشت: «من وقتی ماموران اطلاعاتی روسیه به کاراکاس رسیدند تا به هوگو چاوز پیشنهاد دهند که کابل‌های اینترنتی زیر دریا که بیشتر آمریکای جنوبی و جزایر کارائیب را به ایالات متحده متصل می‌کنند، مورد نفوذ قرار گیرند تا ارتباطات دولت ایالات متحده نفوذ کنند، حضور داشتم. در سال ۲۰۱۵، به مادورو هشدار دادم که اجازه دادن به ماموران اطلاعاتی روسیه برای ساخت و راه‌اندازی یک پست شنود مخفی در جزیره لا اورچیلا، روزی منجر به پرتاب بمب‌های آمریکایی خواهد شد. او حرف من را نادیده گرفت.»
کارواخال نوشت که دولت ونزوئلا حداقل دو دهه است که جاسوسانی را به ایالات متحده می‌فرستد، برخی از آنها هنوز فعال هستند و در برخی موارد، خود را به عنوان اعضای اپوزیسیون ونزوئلا جا می‌زنند. او افزود که کوبا نیز عملیات مشابهی انجام می‌دهد.
کارواخال اظهار داشت: «اطلاعات کوبا شبکه‌های خود را در پایگاه‌های دریایی خود در ساحل شرقی به من نشان داد. آنها فاش کردند که برای دهه‌ها هزاران جاسوس اعزام کرده‌اند که برخی از آنها اکنون سیاستمداران حرفه‌ای هستند. دیپلمات‌های آمریکایی و مأموران سیا برای کمک به چاوز و مادورو در قدرت، پول دریافت می‌کردند. این آمریکایی‌ها به عنوان جاسوس برای کوبا و ونزوئلا عمل می‌کردند و برخی از آنها هنوز تا به امروز فعال هستند.»

لطفی


«پاسخ نامتقارن جامع» چین به ربودن مادورو
چین تصرف و نقض حاکمیت ونزوئلا را به شدت محکوم کرد. بدون خودنمایی، به سبک ترامپ و مکرون، با درک این موضوع که ایالات متحده کنترل نفت ونزوئلا را به عنوان راهی برای مهار حضور چین در آمریکای جنوبی و متوقف کردن توسعه غیرقابل توقف آن تعریف کرده است، مجموعه‌ای از اقدامات را انجام داده است.
چین مجموعه‌ای از اقدامات را انجام داده است که قلب امپریالیسم آمریکا را هدف قرار می‌دهد، زیرا تجاوز علیه ونزوئلا اعلام جنگ علیه پیشنهاد جهان چندقطبی و بریکس است.
تنها چند ساعت پس از انتشار خبر ربودن رئیس جمهور مادورو، شی جین پینگ جلسه اضطراری کمیته دائمی دفتر سیاسی را تشکیل داد که دقیقاً ۱۲۰ دقیقه طول کشید. هیچ بیانیه یا تهدید دیپلماتیکی وجود نداشت؛ تنها سکوتی که قبل از طوفان وجود دارد، حاکم بود، زیرا آن جلسه چیزی را فعال کرد که استراتژیست‌های چینی آن را «پاسخ نامتقارن جامع» برای مقابله با تجاوز علیه شرکا در نیمکره غربی می‌نامند. ونزوئلا سرپل آمریکای لاتین در «حیاط خلوت» ایالات متحده است.
اولین مرحله از واکنش چین ساعت ۹:۱۵ صبح ۴ ژانویه فعال شد، زمانی که بانک خلق چین بی‌سروصدا تعلیق موقت تمام تراکنش‌های دلاری با شرکت‌هایی که با بخش دفاعی ایالات متحده ارتباط داشتند را اعلام کرد. شرکت‌های بوئینگ، لاکهید مارتین، ریتیون و جنرال داینامیکس پنجشنبه با این خبر از خواب بیدار شدند که تمام تراکنش‌های آنها با چین بدون اطلاع قبلی مسدود شده است.
ساعت ۱۱:۴۳ همان روز، شرکت دولتی برق چین، که بزرگترین شبکه برق جهان را کنترل می‌کند، از بررسی فنی تمام قراردادهای خود با تأمین‌کنندگان تجهیزات الکتریکی آمریکایی خبر داد و تلویحاً گفت که چین در حال جدا شدن از فناوری ایالات متحده است.
ساعت ۲:۱۷ بعد از ظهر، شرکت ملی نفت چین، بزرگترین شرکت نفتی دولتی جهان، از سازماندهی مجدد استراتژیک مسیرهای عرضه جهانی خود خبر داد و با لغو قراردادهای عرضه نفت با پالایشگاه‌های ایالات متحده به ارزش سالانه ۴۷ میلیارد دلار، عملاً «سلاح انرژی» خود را دوباره فعال کرد. نفتی که به ساحل شرقی ایالات متحده می‌رسید، به هند، برزیل، آفریقای جنوبی و سایر شرکا در جنوب جهان هدایت شد. این امر باعث شد قیمت نفت در یک جلسه ۲۳ درصد افزایش یابد.
اما مهمترین چیز پیام استراتژیک است: چین می‌تواند ایالات متحده را با انرژی و بدون شلیک حتی یک گلوله خفه کند.
در اقدامی دیگر، شرکت کشتیرانی چین اوشن، که تقریباً ۴۰ درصد از ظرفیت حمل و نقل بین‌المللی را کنترل می‌کند، طرحی را با عنوان «بهینه‌سازی مسیر عملیاتی» اجرا کرد که باعث شد کشتی‌های باری چینی از بنادر ایالات متحده اجتناب کنند. لانگ بیچ، لس‌آنجلس، نیویورک و میامی که برای حفظ زنجیره‌های تأمین خود به لجستیک حمل و نقل چینی متکی هستند، ناگهان خود را بدون ۳۵ درصد از ترافیک کانتینری معمول خود یافتند. این یک فاجعه برای والمارت، آمازون و تارگت بود که برای واردات کالاهای تولید شده در چین به بنادر ایالات متحده به کشتی‌های چینی وابسته بودند، زیرا زنجیره‌های تأمین آنها ظرف چند ساعت تا حدی فروپاشید.
قابل توجه‌ترین جنبه‌ی تمام این اقدامات، اجرای همزمان آنها بود که تأثیر آبشاری ایجاد کرد و به طور تصاعدی تأثیر اقتصادی را افزایش داد. این یک تشدید تدریجی نبود؛ بلکه یک شوک سیستماتیک بود که برای از کار انداختن توانایی ایالات متحده در پاسخگویی طراحی شده بود.
دولت آمریکا تازه ضربه را هضم کرده بود که چین بسته جدیدی از اقدامات را فعال کرد: بسیج کشورهای جنوب جهان. ساعت ۴:۲۲ صبح ۴ ژانویه، وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، به برزیل، هند، آفریقای جنوبی، ایران، ترکیه، اندونزی و ۲۳ کشور دیگر پیشنهاد داد در صورتی که آنها علناً متعهد شوند که هیچ دولت ونزوئلایی را که با حمایت جنایتکارانه ایالات متحده به قدرت رسیده است، به رسمیت نشناسند، فوراً از شرایط تجارت ترجیحی بهره‌مند خواهند شد.
در کمتر از ۲۴ ساعت، ۱۹ کشور این پیشنهاد را پذیرفتند. برزیل اولین کشور بود و پس از آن هند، آفریقای جنوبی و مکزیک قرار گرفتند و این تجلی عملی یک جهان چندقطبی در عمل است. چین با استفاده از سلاح مشوق‌های اقتصادی، به یک ائتلاف فوری ضد آمریکایی دست یافته است.
بخش پایانی ماجرا در ۵ ژانویه رخ داد، زمانی که پکن سلاح مالی خود را فعال کرد: سیستم پرداخت‌های بین بانکی فرامرزی چین اعلام کرد که در حال گسترش ظرفیت عملیاتی خود برای جذب هرگونه تراکنش بین‌المللی است که به دنبال دور زدن سیستم سوئیفت تحت کنترل واشنگتن است. این امر عملاً یک جایگزین کاملاً کاربردی برای سیستم مالی غربی در اختیار جهان قرار می‌دهد. هر کشور، شرکت یا بانکی که مایل به تجارت بدون تکیه بر زیرساخت‌های مالی ایالات متحده باشد، اکنون می‌تواند از سیستم چینی استفاده کند که ۹۷ درصد ارزان‌تر و سریع‌تر است.
واکنش فوری و گسترده بود: در ۴۸ ساعت اول عملیات، تراکنش‌هایی به ارزش ۸۹ میلیارد دلار پردازش شد. بانک‌های مرکزی ۳۴ کشور حساب‌های عملیاتی در سیستم چینی افتتاح کردند. این نشان دهنده‌ی شتاب گرفتن دلارزدایی از یکی از مهم‌ترین منابع تأمین مالی برای ایالات متحده است.
در حوزه فناوری، چین که ۶۰ درصد از تولید عناصر خاکی کمیاب جهان - عناصر حیاتی برای تولید نیمه‌رساناها و قطعات الکترونیکی - را کنترل می‌کند، محدودیت‌های موقتی را بر صادرات عناصر خاکی کمیاب به هر کشوری که از ربودن رئیس جمهور مادورو حمایت کرده است، اعلام کرد. اپل، مایکروسافت، گوگل، اینتل... همه غول‌های فناوری ایالات متحده که برای قطعات حیاتی به زنجیره‌های تأمین چین متکی هستند، نگران هستند زیرا سیستم‌های تولیدی آنها ممکن است ظرف چند هفته از هم بپاشد.
هر حرکت چین، قلب اقتصادی امپریالیسم آمریکا را هدف قرار می‌دهد.
کورت گروتش
همگرایی سوسیالیستی



واشنگتن‌پست: سناریوهای پرخطر ترامپ برای ایران
 
روزنامه واشنگتن‌پست در گزارشی مفصل، از بررسی گزینه‌های پرریسک دولت دونالد ترامپ علیه ایران خبر داده است؛
 گزینه‌هایی که در پی اعتراضات سراسری و سرکوب خونین معترضان، بار دیگر بحث اقدام نظامی را به مرکز تصمیم‌گیری‌های کاخ سفید کشانده‌اند.
این گزارش بر پایه گفت‌وگو با مقام‌های آمریکایی و اروپایی و منابع نزدیک به دولت ترامپ تنظیم شده و تصویری از تردید، احتیاط و نگرانی عمیق در واشنگتن ارائه می‌دهد.
  حمایت علنی و پیام‌های مبهم
به نوشته واشنگتن‌پست،
 ترامپ در ۱۳ ژانویه، هم‌زمان با نشست مقام‌های ارشد امنیتی آمریکا، به‌طور علنی از معترضان ایرانی حمایت کرد و اعلام کرد تمامی تماس‌ها با مقام‌های تهران لغو شده است.
 او در شبکه‌های اجتماعی خطاب به معترضان نوشت
 «کمک در راه است» و بدون ارائه توضیح روشن، عمداً بر ابهام این پیام افزود.
 این موضع‌گیری‌ها نشانه‌ای از فاصله گرفتن او از مسیر مذاکره تلقی شد.
   گزینه‌های روی میز
گزارش می‌گوید شورای امنیت ملی آمریکا بدون حضور ترامپ، مجموعه‌ای از گزینه‌ها را بررسی کرده است؛
از حملات سایبری و تلاش برای مقابله با قطع اینترنت گرفته تا تشدید فشارهای اقتصادی و حمله به نهادها و نیروهای امنیتی دخیل در سرکوب.
 به گفته مقام‌های اروپایی، تمرکز اصلی نه بر تأسیسات هسته‌ای، بلکه بر ساختارهای سرکوب جمهوری اسلامی است.
   تردید در حلقه تصمیم‌گیری
واشنگتن‌پست تأکید می‌کند که برخلاف دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، بسیاری از مشاوران فعلی او تمایل کمتری به مداخله نظامی در خاورمیانه دارند.
 محدودیت‌های عملیاتی، پراکندگی نیروهای نظامی و بیم از واکنش تلافی‌جویانه ایران، تصمیم‌گیری را دشوار کرده است.
حتی نزدیکان ترامپ می‌گویند او در محافل خصوصی مرددتر از لحن علنی‌اش به نظر می‌رسد.
   نگرانی از پیامدهای منطقه‌ای
در بخش پایانی گزارش آمده است که متحدان منطقه‌ای آمریکا، از جمله برخی کشورهای خلیج فارس، نسبت به فروپاشی احتمالی ایران و پیامدهای بی‌ثبات‌کننده آن هشدار داده‌اند.
واشنگتن‌پست نتیجه می‌گیرد کاخ سفید در لحظه‌ای تعیین‌کننده قرار دارد؛
 جایی میان تشدید فشار تا آستانه درگیری نظامی و پرهیز از گشودن جبهه‌ای تازه در منطقه‌ای به‌شدت بی‌ثبات.
(منبع: واشنگتن‌پست)

 رحمانیان


اینترنت در ایران ممکن
است هرگز به شکل قبلی خود برنگرد.
 مقامات این کشور به دنبال ایجاد یک «اینترنت ملی» هستند - نسخه‌ای ساده‌تر و ابتدایی‌تر از شبکه با محدودیت‌های بسیار سختگیرانه‌تر از حتی چین.
اسکندر



 
از دروغگوئی ترامپ، بقول خودمان، مرغ پخته هم به خنده میفتد، و مطمئناً کسی که این دروغ‌ها را باور می‌کند یا به عقلش باید شک کرد و یا خیانتکار نامید.
وزیر خارجه چین می‌گوید: ترامپ نماینده مردم آمریکا نیست، نماینده منافع صهیونیست ها است.
اسکندر





بعدازعملیات و گروگان گیری مادورو، ترامپ سرمست از پیروزی است و می خواهد عملیات دیگری مشترکا با اسراییل علیه ایران انجام دهند.
جنب و جوش های چندروز حول ایران نشان می دهد که جنگ اجتناب ناپذیر است.
نمی دانم چرا در ایران انتظار اینو میکشند که ترامپ مستقیماً به ایران اعلان جنگ کند،
جنگ خیلی وقت است که شروع شده، جنگ ۱۲ روزه زمانی آغاز شد که ایران در حال مذاکره بود. واقعیت دیگر این است که در جنگ های ترکیبی فرامدرن اعلام جنگ نمی کنند، بلکه حمله غافلگیرانه میکنند.حداقل نمونه جنگ ۱۲ روزه ایران باید واضح باشد.
ترامپ جنگ روانی و تخریبی علیه ایران شروح کرده ، و همه‌وقت درباره ایران صحبت می کند، چیزی که یک آمریکایی معمولی حتی نمی‌تواند ایران را روی نقشه بیابد.
آمریکا نقش یک پلیس جهانی را بازی میکنند. و روسای جمهور آنها برای مدت طولانی چیزی به کسی در مورد جنگ اعلام نکرده اند و آنها را به گونه ای انجام می دهند که گویی نوعی عملیات پلیس برای آرام کردن یک مستعمره سرکش است. این دقیقاً همان چیزی است که آنها در کاخ سفید آن را می بینند.
ایران یک کشور غیرهسته ای و استراتژی مبتنی بر «جنگ پیشگیرانه» را تدوین کرده است.اگر کارشناسان نظامی ایران به این نتیجه برسند که تجاوز و حمله برق آسا به ایران اجتناب ناپذیر است، باید طبق «دکترین پیشگیرانه» کشورعمل کرد و مثل قربانی انتظار نکشد و حمله غافلگیرانه تمام عیار را آغاز کند، و به متجاوز مهلت فکر کردن ندهد و تمام نقشه ها ومعادلات آنها را بهم بریزد.«اگر درگیری اجتناب‌ناپذیر است، باید اولین ضربه را بزنی.»
اسکندر

آمریکا نقش یک پلیس جهانی را بازی میکنند.
اسکندر

امریکا
سابقا این نقش را بازی می کرد
اکنون
نقش راهزن جهانی را بازی می کند
نفت ملل دیگر را تصاحب میکند
سرزمین ملل دیگر را غصب می کند
سران و دانشمندان و سرداران ملل    دیگر را ترور می کند
می رباید
گروگان می گیرد
جامعه بشری را جتگل واره و جهنم واره می کند
ج ج هسته ای و بدتر از هسته ای سوم را تدارک می بیند
فقط ایران نیست
هدف ج خ چین و روسیه و بشریت به طور کلی است






شکافِ میان دانستن و زیستن
زهرا ناظمی

عنوان این انشای حضرت زهرا
فرمی ناشیانه از بسط و تعمیم  دیالک تیک شعور و وجود است
فویرباخ گفته است:
طرز تفکر (دانستن) در کاخ  با طرز تفکر در کوخ متفاوت و حتی متضاد است.
چرا و به چه دلیل؟
این کشف فویرباخ به چه معنی است؟

‍کامنت شما بحث را به “تجربهٔ دیگری” می‌برد اما من از نسبتِ آگاهی با آزادیِ خودِ فرد حرف می‌زنم.
مسئله این نیست که چه کسی در کاخ است یا کوخ
بلکه این است که آیا آگاهیِ یک انسان می‌تواند به زیستِ آزادِ خودش بدل شود یا نه.
آگاهی‌ای که نتواند زندگی شود، حتی اگر درست باشد،
آزادی نمی‌آورد.
چیزی که شما ذکر کردید اصلا ربطی به موضوع نوشتاری من ندارد.
زهرا


ما نسبت به مطلب شما چه  واکنشی نشان داده ایم؟
ما عنوان انشای شما را زیر ذره بین تحلیل مارکسیستی گذرا  گذاشته ایم.
شما نسبت به کامنت  ما چه  واکنشی نشان داده اید؟
شما اصلا به کامنت ما نپرداخته اید تا صحت و سقم نظر ما تعیین شود.
یعنی شما اصلا دنبال حقیقت نیستید.
سؤال دیگر:
آزادی و آگاهی و تجربه به چه معنی اند؟



چه زمانی زندگی یک انسان تغییر می‌کند؟
سقراط زمانی که بداند هیچ نمی‌داند.
سنکا: زمانی که مرز توانایی‌های خود را بشناسد.
داستایوفسکی زمانی که به تنهایی رنج بکشد.
نیچه زمانی که از خود فراتر رود
سارتر زمانی که به آزادی خود ایمان بیاورد.
ویکتور فرانکل: زمانی که معنایی برای زندگی‌اش بیابد
شوپنهاور زمانی که بر اراده خود چیره شود.
سیوران زمانی که بمیرد
اسپینوزا: ما نه به خاطر آزادی‌مان، بلکه از سر ضرورت تغییر می‌کنیم
میلان کوندرا: زمانی تغییر می‌کنیم که بفهمیم این جهان غیرقابل ترمیم است
سیمون دوبووار: وقتی مردی تمام آنچه در دل دارد قلبش را بیرون بریزد
کارل یونگ زمانی که خودمان را درک کنیم و نیمه تاریک وجودمان و بذرهای شرارت را در درون خود ببینیم


چه زمانی زندگی یک انسان تغییر می‌کند؟
کتابستان

کتابستان
عکس همه فلاسفه را می زند و بعد از قول چند فیلسوف و روانشناس بیسواد به سؤال نادرست و نادقیق خود
جواب می دهد.
نظر هگل و مارکس چیست؟





چرا آمریکا و ترامپ با نیروی نظامی می خواهد دلار و آمریکا را نجات دهد؟
 سهم دلار آمریکا از ذخایر ارزی جهان در حال حاضر تنها حدود ۴۰ درصد است - پایین‌ترین سطح آن در حداقل ۲۰ سال گذشته است.
 ر طول ۱۰ سال گذشته، این رقم ۱۸ درصد کاهش یافته است.
 در همین مدت، سهم طلا ۱۲ درصد افزایش یافته و به ۲۸ درصد رسیده است - بالاترین سطح آن از اوایل دهه ۱۹۹۰.
 امروزه، طلا سهم بیشتری از ذخایر جهانی را نسبت به مجموع یورو، ین و پوند استرلینگ تشکیل می‌دهد.
 در همین حال، بانک‌های مرکزی همچنان به تنوع‌بخشی به دارایی‌های خود ادامه می‌دهند و با سرعت بیشتری در حال انباشت طلا در ذخایر خود هستند.
 در نتیجه، قیمت طلا در سال ۲۰۲۵، ۶۵ درصد افزایش یافت - بزرگترین افزایش سالانه از سال ۱۹۷۹ - در حالی که شاخص دلار آمریکا ۹.۴ درصد کاهش یافت که بدترین عملکرد آن در هشت سال گذشته بود.
 طلا در حال تغییر تعادل جهانی و کنار زدن ایالات متحده از جایگاه رهبری خود است.
والستانی.ا

اسکندر
چنان از دلار و طلا حرف می زند که انگار سوبژکت اند.
انگار آدمند اند.
دلار چیست؟
دلار بر خلاف ارزهای دیگر
فقط واحد پولی نیست.
دلار
دام است
به عبارت دقیقتر
دلار دیالک تیکی از دانه و دام است.
دلار و بعدها پطرو دلار و بعد سیسم ارزی قدر قدرت سویفت
ابزارهای مالی برای تشکیل هژمونی ارزی امپریالیسم امریکا ست
بشریت بیش از ۷۰ سال است که گروگان سیستم ارزی و مالی امپریالیسم امریکا ست
مثال:
تا همین چند سال قبل
خرید و فروش نفت و گاز و غیره فقط می توانست به دلار انجام یابد
یعنی
خریداران  باید دلار بخرند تا نفت و گاز و غیره بخرند
 و
فروشندگان باید نفت و گاز و غیره خود را با دلار معاوضه کنند (بفروشند)
یعنی
نعمات مادی با ارزش عینی و مشخص را
با دلار کاغذین بدون پشتوانه ای از طلا و نقره و پرودوکتیویته (مولدیت) به نام دلار تعویض کنند
زر وزیور بفروشند و زباله دریافت کنند
امپریالیسم امریکا
با در دست داشتن سرکردگی (هٓمونی) دلار و سیستم ارزی و سویفت
می توانست با فشار دادن دکمه ای
در چند ثانیه
پوتین و شین و آن و این را بی خانمان و بی همه چیز سازد
یعنی بر همه دارایی شان در بان کهای امپریالیستی آفتابه بردارد.
اکنون
آلتنراتیوی به نام امبریج با پشتوانه ای از طلا و نقره و مولدیت
توسط ج خ چین و روسیه (و شاید هند و برزیل و غیره)
پدید آمده است
حتی بن سلمان از سیستم دلار خارج شده
و
نفت به یوان می فروشد
روسیه به یوان و روبل و روپیه می فروشد
ج خ چین به یوان نفت و گاز و غیره می خرد
دلار بی پشتوانه و کاغذین
بی اعتبار می گردد


معاون سردبیر روزنامه فیگارو (Le Figaro): رضا پهلوی اول عروسک خیمه شب بازی اسرائیل است، بعد عروسک خیمه شب بازی ترامپ
 
"آن-سوفی لاپیکس: این [رضا پهلوی] یک مهره آمریکایی‌هاست، فیلیپ ژلی. می‌گویند که او خیلی به ترامپ نزدیک است. در واقع، او به طور کلی خیلی به محافظه‌کاران نزدیک است. آیا او همچنین به نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، نزدیک است؟
فیلیپ ژلی: بله، او بیش از آنکه مهره دونالد ترامپ باشد، مهره اسرائیلی‌هاست، چون دونالد ترامپ فاصله خودش را با رضا پهلوی حفظ کرده است. حتی گفته که آن‌ها ملاقات با او را در حال حاضر نامناسب می‌دانند. در ضمن، رضا پهلوی گفتارش را بر اساس گفتار ترامپ تنظیم کرده است.....
فکر می‌کنم ترامپ محدودیت‌های عملی بودن این گزینه را می‌بیند. و این یکی از دلایلی است که او این گزینه را انتخاب نکرده، که به نظر من، بیشتر پاسخ می‌دهد به یک نگرانی عمده ایرانی‌ها از تجزیه و فروپاشی کشورشان، که در عین حال یک موزاییک قومی هم هست.
ما قبلاً دیده‌ایم در مورد یک خطر خارجی، که اکثریت مردم دور قدرت مرکزی جمع می‌شوند، دقیقاً به خاطر این ترس از تجزیه. بنابراین، جستجو برای یک رهبر که، همان‌طور که شما گفتید، بتواند وحدت را حفظ کند.
برای من، ما هنوز در حوزه نمادین هستیم – هیچ‌کس دیگری وجود ندارد. بنابراین، کمی به این شخصیت چسبیده‌ایم، اما او هیچ پایگاهی در ایران ندارد. پایگاه‌های او حتی در ایالات متحده و اسرائیل هم نامطمئن هستند.
این کمی شبیه به آن نوکر آمریکایی‌ها است که می‌خواستند در بغداد نصب کنند – دارم اسمش را جستجو می‌کنم – احمد چلبی در سال ۲۰۰۳. و من خودم بازگشت چلبی را پوشش دادم – واقعاً خیلی رقت‌انگیز بود، چون او کشورش را نمی‌شناخت...."


معاون سردبیر روزنامه فیگارو (Le Figaro):
رضا پهلوی اول عروسک خیمه شب بازی اسرائیل است، بعد عروسک خیمه شب بازی ترامپ
 
بر خلاف ادعای فیگارو
رضا پهلوی و مش دونالد و نتان یابو و مرتس و ماکرون و سیدعلی و پوتین و پالان
مهره و عروسک نیستند
آدم اند و فرقی با فیگارو ندارند.
بیسوادی و بدبختی فیگارو در این است که نمی داندکه  هر فرد به تنهایی وجود ندارد
حتی
میمون ایزوله و تنها وجود ندارد.
هر فرد
در دیالک تیک فرد و جامعه وجود دارد
به همان سان که هر جزء در دیالک تیک جزء و کل وجود دارد
هر عضو در دیالک تیک عضو و اندام (ارگان و ارگانیسم) وجود دارد
و تعیین کننده در این دیالک تیک ها
 جامعه و کل و اندام است
رضا پهلوی و نتان یابو و مش دونالد و مرتس و ماکرون و سیدعلی و پوتین و پالان
نماینده و نوکر طبقه اجتماعی معینی اند و در راه منافع آن طبقه اجتماعی کار و پیکار می کنند
اگر کسی از الفبای مارکسیسم خبر نداشته باشد
فقط می تواند هارت و پورت کند
ولی نمی تواند روشنگری کند




دین، قدرت و مرز آزادی
ادیانی که فقه و شریعت حقوقی دارند به‌طور طبیعی میل بیشتری به دولت و قدرت پیدا می‌کنند، زیرا فقط ایمان و اخلاق نمی‌آورند، بلکه «قانون»، «مجازات» و «ساختار فرمان» تولید می‌کنند. هر جا قانون و مجازات باشد، ناگزیر پلیس، دادگاه و زور هم وارد می‌شود. دین، وقتی از حوزهٔ وجدان پا به عرصهٔ حقوق می‌گذارد، خودبه‌خود به سیاست گره می‌خورد.
اما همین واقعیت، دقیقاً دلیل نیرومندتری برای جدایی دین از دولت است، نه توجیهی برای سلطهٔ دینی. فقه برای تنظیم جامعه‌ای از مؤمنان طراحی شده، نه برای جامعه‌ای متکثر که شهروندانش برابرند و باورهای گوناگون دارند. وقتی قواعدی که بر ایمان مشترک بنا شده‌اند بر شهروندان ناهمسان تحمیل می‌شوند، نتیجه اش را در جامعه خود می بینیم که یا تبعیض است یا سرکوب و اغلب هر دو.
در این‌جا سه‌گانهٔ عقل، علم و اخلاق راهنماست. عقل می‌گوید قانون باید بر پایهٔ گفت‌وگوی عمومی و برابری حقوقی باشد؛ علم نشان می‌دهد جوامعی که قانون را از ارادهٔ شهروندان می‌گیرند پایدارتر و عادلانه‌ترند؛ و اخلاق یادآوری می‌کند که هیچ انسانی نباید به‌خاطر باورش شهروند درجه‌دو شود. از این رو، دین وقتی در قلمرو وجدان و اخلاق بماند، می‌تواند الهام‌بخشِ نیکی و معنا باشد؛ اما وقتی به ابزار دولت بدل شود، هم دین را فاسد می‌کند و هم آزادی را می‌فرساید.
پس جدایی دین و دولت نه دشمنی با ایمان، بلکه پاسداشتِ ایمان و آزادی است. قانون باید از عقل عمومی، تجربهٔ علمی و اخلاق انسانی برخیزد، نه از قرائتی بطلان ناپذیر و اصلاح ناپذیر که نقدناپذیر می‌شود. تنها در این صورت است که هم مؤمن و هم نامؤمن می‌توانند در کنار هم با حقوق انسانی و شهروندی برابر، بی‌هراس و بدون تبعیض، آینده‌ای مشترک بسازند.

دین، قدرت و مرز آزادی
محمد ناطقی

بدون از آن خود کردن فلسفه علمی (مارکسیسم)
بشر بدبخت می ماند.
قبل از انشاء نویسی راجع به  ادیان
باید پرسید دین چیست؟
به همان سان که قبل از روده درازی راجع به سیب
باید پرسید:
سیب چیست؟

پرسش «دین چیست؟» لازم است؛
اما پاسخ را نمی‌توان به یک فلسفهٔ خاص حتی مارکسیسم انحصار داد.
حقیقت، ملکِ هیچ مکتبی نیست؛
نه دین، نه علم، و نه ایدئولوژی.
محمد ناطقی

این جواب حضرت محمد به کامنت ما ست:
باید پرسید دین چیست؟
به همان سان که قبل از روده درازی راجع به سیب
باید پرسید:
سیب چیست؟
حضرت ناطقی
قادر و مایل به تعریف مفاهیم از هر نوع از دین تا سیب نیست.
راه و رسم ایرانیان همین است:
انشاء نویسی به عوض مفهومی اندیشی
بدون تعریف پیشاپیش مفاهیم
فقط می توان روده درازی بیهوده و بی ثمر  کرد
حالا باید پرسید:
فلسفه چیست؟
ایده ئولوژی چیست؟
مارکسیسم چیست؟
فرق علوم با فلسفه و دین و هنر و اساطیر چیست؟
حقیقت چیست؟



ترمینال های استار لینک (Starlink)
سازمان اطلاعات ایران محموله بزرگی از ترمینال های استار لینک (Starlink) غیرقانونی و سایر لوازم الکترونیکی پیشرفته را که برای جاسوسی و خرابکاری در نظر گرفته شده بود، توقیف کرده است.
این محموله از خارج از کشور بود و قرار بود در سراسر ایران توزیع شود.
برخی از تجهیزات نیز برای جاسوسی در نزدیکی سایت های نظامی و موشکی در پیش بینی جنگ احتمالی بعدی در نظر گرفته شده بود.
پ.ن:
تا آنجایی که خبر میرسد تعداد این ترمینال ها نزدیک به ۲۰ هزار میرسد.
این سوآل میشود که این ترمینال ها نمی تواند در عرض یک هفته وارد ایران شود؟
این ترمینال ها مدت طولانی قبل از عملیات آمریکا و اسراییل وارد ایران شده است.یعنی نقشه آشوب و اغتشاش قبلا ریخته شده بود.
جالب در این است که سازمان اطلاعات ایران مراکز مدیریت کردن آشوب را از طریق این ترمینال های استار لینک شناسایی کرده است.من جداگانه یک پست در این مورد خواهم نوشت.
اسکندر




اگر چنین است
پس چرا یزدی ها در این ۴ دهه برنامه تدوین نکرده اند؟

رسانه‌های صهیونیستی:
 «وقتی نظام ایران فرو بپاشد، ما به سراسر کشور حمله خواهیم کرد - درست همانطور که در سوریه پس از رفتن اسد از قدرت انجام دادیم.»
پ.ن:
حالا خودشان آشکار برای مردم ایران اعلام میکنند که شما ایرانیان را به عصر سنگ میفرستیم.


مقدمه
این مجموعه مقالات را به صورت فایل‌های متفاوت در قالب مجموعه‌مقالات یا به صورت مقاله‌ی منفرد قبلا منتشر کرده‌ام، ولی تاکنون به صورت یک سلسله مقالات پیوسته منتشر نشده است. لازم دانستم با توجه به تلاش‌های ضدانقلابی جریانات راست و فاشیست برای حمله به مبارزات انسان‌های تحت‌ستم و کارگران و ستمکشان در دوره‌های مختلف، این مجموعه مقالات زیر را یک بار به صورت پیوسته و با ساختار منظم منتشر کنم که منبعی برای مدافعین سوسیالیسم و انقلاب کارگری در مقابل فاشیست‌های هزارنقاب و ضدانقلاب ایرانی باشد. امیدوارم انتشار این جزوه به بخشی از سوالات ذهنی و عملی علاقه‌مندان به رهایی طبقه‌ی کارگر و ستمکشان پاسخ دهد. خوانندگانی که مقالات و مطالب من را به صورت پراکنده در اینترنت دنبال کرده‌اند، ممکن است بخش‌هایی از این جزوه برایشان آشنایی داشته باشد و یا با نظرات عمومی من تا حدودی آشنایی داشته باشند، اما این جزوه را می‌توان به عنوان تاریخ ماتریالیستی انقلاب و ضدانقلاب معاصر در ایران قلمداد کرد. نگارنده این سطور هرگز در هیچ کار و تحقیقی بی‌طرف نبوده است و برخلاف مدعیان بی‌طرفیِ طرفدار طبقات حاکم و انتلکتوئل‌های خودفروش و قلم به مزد همواره خود را مدافع بی‌قید و شرط طبقه‌ی کارگر و تمام ستمکشان در سراسر جهان دانسته و از زاویه‌ی دیدِ مرتبط با حقوق آن‌ها به مسائل سیاسی روز نگریسته است. بنابراین این مجموعه مقالات که به این شکل منتشر می‌شود تلاشی سیاسی و ماتریالیستی برای مقابله با ضدانقلاب فاشیستی و اصلاح‌طلب، جریانات لیبرالی و پروغرب، مزدوران دولت‌های امپریالیستی شرقی و غربی و همچنین تلاشی انقلابی برای زدن ریشه‌های ارتجاع فاشیستی موسوم به محور مقاومت و جریان اوباشان موسوم به عدالتخواه هم هست. در اینجا نیازی به مقدمه‌ی محتوایی نمی‌بینم، چون این مجموعه مقالات خود دوره‌های مختلف خیزش‌ها و قیام‌های سال‌های اخیر را تا حدود زیادی روشن می‌کنند. نگارنده تا جایی که امکان داشته تلاش کرده است، که جایگاه و خواستگاه طبقاتی نیروهای مختلف در کشمکش‌های اجتماعی و خیزش‌های اخیر را بازنمایی کند. هدف این مجموعه‌ مقالات جمع‌آوری شده نشان دادن ماهیت انقلاب و ضدانقلاب در خیزش‌های یک دهه‌ی اخیر و نتیجه‌گیری انضمامی از تحلیل انتزاعی است.


بله بله
اتحادیه اروپا و دولت امریکا مگر ما را با فشار حداکثر نجات دهند.
سوریه را بیینید ...
باید قبول کرد البته جولانی کله بر هم‌از رجوی و هم‌از شاهزاده با جنم تر‌بود!!!
نیو لفت هم از حلب تا ادلب از او‌پشتیبانی کرد!!
 امضاهای تومارهای حمایت از این کله بر مورد حمایت اسراییل توسط جریان مدعی چپ موجود است!!
و گوچی
اخ‌ از کفش گوچی و ساعت Omega چه ها که نمی کنند.
حالا سوریه در اتش جنگ‌داخلی می سوزد؟
 بسوزد.
گرسنکی و فقر مردم را له کرده است؟
طبیعی است. وضعیت حوزه های نفتش اما مطمئن است!
لیلی


چهره های جاودان حزب توده ی ایران
۱- رفیق خسرو روزبه گُرد دلاور و قهرمان ملی ایران ، عضو کمیته ی مرکزی حزب توده ی ایران ، عضو مرکزیت و یکی از بنیانگذاران سازمان نظامی افسران حزب توده ی ایران نویسنده ، ریاضیدان ، متخصص نظامی، استاد دانشکده ی افسری ، تیرباران شده بدست رژیم خائن پهلوی
۲- رفیق فرج الله میزانی (م.ف . جوانشیر) تئوریسین و عضو هیأت سیاسی و دبیر دوم و مسئول کل تشکیلات حزب توده ی ایران ، نویسنده ، مترجم ، پژوهشگر تاریخ ، اقتصاددان مارکسیستی، سر به دار شده توسط گزمکان رژیم ولایی در جریان قتل عام زندانیان سیاسی به تابستان خونین شصت و هفت
۳- رفیق جانباخته هوشنگ تیزابی
 اخگر
فروزان حزب توده ی ایران ، بنیان گذار نشریه ی بسوی حزب ، جانباخته به زیر شکنجه ی شکنجه گران ساواک محمد رضا شاهی
۴- رفیق رحمان هاتفی ( حیدر مهرگان ) عضو هیأت سیاسی حزب توده ی ایران ، بنیان گذار نشریه ی نوید ، نویسنده ، پژوهشگرتاریخ سیاسی ، معاون و سپس سردبیر روزنامه ی کیهان ، جان شیفته و یگانه ی حزب توده ی ایران ، جانباخته بر اثر شکنجه سربازان بدنام امام زمان در رژیم منفور ولایت وقیح !
جاودان باد یاد و نام این گردان دلاور حزب توده ی ایران ، که سرفراز در راه رهایی خلق های تحت ستم رژیم های شاه وشیخ دلیرانه جان باختند و نامی نیک از خود به یادگار گذاشتند از مقاومت و پایداری و عشق به آرمان آزادیخواهانه ی خویش !


اینها مردم معترض به گرانی نیستند.
 فریب خوردن تا حد تهیه یک دوجین چاقوی نو، یکسان و همشکل، از عهده مردم محرومی که دارند معیشت روزانه شان را به سختی تأمین می کنند بر نمی آید.
ابراز پشیمانی سریع هم می تواند فریبی از قبل تعیین شده باشد.
 اینها را نباید از زندانها خلاص کرد با هیچ وثیقه ای باید بمانند تا حقیقت  آشکار شوند.



فریب‌خوردگان سیاسی،وطن‌فروشان ایرانی!
 نیازی نیست تا ما دنیائی را که امپریالیست های آمریکایی می خواهند به وجود آورند تصویر کنیم. این دنیا در مقابل چشمان ما قرار دارد. از امپریالیسم جنایتکار وتروریست آمریکا نمی شود تقاضای آزادی و رعایت حقوق بشر را نمود. تجربه تاریخ هنوز زنده در مقابل ما عرض اندام می کند. داعش آخرین آن و بدترین نوع آن نخواهد بود. این است که این یاران امپریالیسم آمریکا از نظر تئوریک تلاش دارند تا ماهیت واقعی  این هیولای خونریز را کتمان کرده و این جنایتکاران را آرایش نمایند. آنها مشاطه گران امپریالیسم و استعمار و فاشیسم  هستند.



به نقل از منابع روسی !.
ایران به روسیه موشک‌ و پهپادهایی به ارزش چند میلیارد دلار فروخته است.
قراردادهای ایران با روسیه از اکتبر ۲۰۲۱، پیش از جنگ تمام‌عیار در اوکراین، حدود ۲.۷ میلیارد دلار است.
در فهرست خرید، صدها موشک بالستیک کوتاه‌برد فتح-۳۶۰، حدود ۵۰۰ موشک بالستیک کوتاه‌برد دیگر و تقریباً ۲۰۰ موشک ضدهوایی که بخشی از سامانه‌های دفاع هوایی هستند، گنجانده شده است.
علاوه بر این، ایران پهپادهای انتحاری «شاهد-۱۳۶» را به روسیه تحویل داده و فناوری‌هایی را به اشتراک گذاشته که به روسیه امکان تولید داخلی آنها تحت نام «گِران-۲» را در چارچوب قراردادی به ارزش ۱.۷۵ میلیارد دلار که اوایل ۲۰۲۳ امضا شده، داده است.
بر اساس برآوردها، خرید روسیه از اواخر ۲۰۲۱ بیش از ۴ میلیارد دلار تجهیزات نظامی از ایران بوده است.




این پست را از صفحه آمریکائی ها به اشتراک گذاشته ام میگویند:
رضا پهلوی آرزو دارد رهبر بعدی ایران باشد و آشکارا طرفدار اسرائیل/صهیونیسم است. او از اسرائیل بازدید کرده، در دیوار ندبه دعا خوانده و از نتانیاهو حمایت عمومی دریافت کرده است که نشان دهنده همسویی آشکار با منافع منطقه‌ای غرب و اسرائیل است. در ضمن لازم است کامنت های شان را در زیر این پست بخوانید.

علامه جات جهان متحد شوید
نتان چنان با دقت به لاطائلات شازده گوش می دهد
که امر به اش مشتبه می شود
پدرش از موساد خواست که خمینی را ترور کند
ولی محلش نگذاشتند
حالا پسرش
پا  جای پای پدرش گذاشته است
هر که ناموزد ز پیر روزگار
هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار




تعیین ظالم به این سادگی ها نیست.
مش مان دلا
وقتی با تهدیدات و تحریمات و تخریب ها و توطئه ها
اقتصاد کشوری را مختل می سازند
طبیعی است که قیمت دلار  به یک و نیم میلیون ریال برسد  و سفره خلق  خالی شود
و حلق گرسنه   راهی خیانان ها شوند
۱۶۱ تن از طلای ونزوئلا در بانک مرکزی انگلیس سالها ست که ضبط شده است و حاضر به دادنش نیستند
بعد از آواره شدن خلق ونزوئلا بهانه برای حمله می سازند و رهبر کشور را اسیر می گیرند





تفکر
یا تفکر مفهومی است و یا اصلا تفکر نیست
 (امانوئل کانت)
 ما که یک خروار
مغز خر خورده ایم
 بیش از ۲۵ سال است که به ترجمه و تمرین مفاهیم مارکسیستی و تمرین تفکر مفهومی
مشغولیم.
البته کسی نمی خواند.
مبرهن این است که خر نمی تواند انقلاب کند.
بدون تعریف پیشاپیش مفاهیم
نه می توان اندیشید و نه می توان اندیشه کسی را فهمید
بدون تئوری انقلابی
جنبش انقلابی محال است
لنین
دیالک تیک مازوخیسم و سادیسم
(خودستیزی و دگرستیزی)
از مسیحیت به اسلام آمده است
مراجعه کنید به کتاب
 نام گل سرخ
(Der Name der Rose)
که قیلم هم ازش تهیه دشه با هنرپیشگی شان کونری



در چار ره ســد علی رفتم دوش

دیدم دوهزار دختر مینی پوش
هریک به زبان حال با خود می‌گفت

کو آن عمله؟!، کجاست آن میوه فروش؟!

بعدها با دست به دست شدن این نسخه، رباعی با صور دیگر نیز رایج شد:
در چار ره سید علی رفتم دوش

دیدم دو هزار دختر مینی پوش
با حسرت و افسوس به هم می‌گفتند

کو آن عمله؟! کجاست آن میوه فروش؟!
و یا با اندکی تفاوت به صورت ذیل:
رفتم به سه راه سید علی دوش

دیدم ۲۰۰۰ دختر مینی پوش
با ناز و ادا و عشوه هی می‌گفتند

کو اون عمله؟ !، میوه خر و میوه فروش؟!




شنیدم من جوانی روستایی

سوی تهران پرغوغا سفر کرد
به سوی دکّهٔ میوه فروشی

قضا را د ر خیابانی گذر کرد
زن زیبای مینی ژوپ پوشی

در آن دکه از او جلب نظر کرد
که عریان کرده اندام هوس خیز

به پا از عضو خود، صد شور و شر کرد
جوان را رفت هوش وطاقت از دست

به سویش حمله‌ای چون شیر نر کرد
بسی مشت ولگد بر وی پراندند

کزین بیشک بباید دفع شر کرد
نه جای‌های وهوی و بدگمانی ست

که اینها ماجراهای جوانی ست


یوخدور علاج سویله دی:
«درد جهالته»
گفت:
درد جهالت، درد بی درمانی است.
حضرات معمم برای روی کار آمدن و آفتابه بر سراپای کشور برداشتن
سینماها را
شهرنوها را
عرق فروشی ها را
به اتش کشیدند
و
سرنگون گشته های تهی مغز
مساجد را
حسینیه ها را
مقابر امام زاده ها را به آتش می کشند.
چون تیز بنگری
همه خرابکارند
همه تروریست اند
همه انارشیست اند
همه ابو جهل اند
من از او پرسیدم:
«مغز خر سیری چند؟»




عالی ترین عمل پادشاه، فعالیت جنسی اوست...
«خصیصه‌ی موروثی شاه از مفهوم آن سرچشمه می‌گیرد.
 او باید شخصی باشد به طور ویژه متمایز از کُل نوع بشر و متمایز از دیگر افراد.
 آنچه در نهایت و قاطعانه فردی را از تمام اشخاص دیگر متمایز می‌سازد، چیست؟
جسم او!
عالی‌ترین فعالیت جسم، فعالیت جنسی است.
بنابراین، عالی‌ترین عمل پادشاه، فعالیت جنسی اوست؛
چرا که از رهگذر این فعالیت، شاه دیگری می‌سازد و جسم خود را تداوم می‌بخشد.
جسم پسرش بازتولید جسم او و خلق جسمی شاهانه است.»
کارل مارکس، «نقد فلسفه‌ی حق هگل»

این دعاوی مارکس
هم غلط ترجمه شده اند و هم علط اند
و
باید تحلیل مارکسیستی شوند
مارکس در ایام نگارش این آثار
هنوز مارکسیست نبود
شاگرد خوداندیش هگل بود


یک عده فکر می کنند آقای خمینی خودش آمد ایران، رضاشاه پهلوی  (محمد رضاشاه را ) را از ایران بیرون کرد و مدریت (اداره، مدیریت)  ایران را بدست گرفت.
 خمینی را جیمی کارتر آورد نه اینکه خودش آمد.
 اگر این را قبول کنیم، باید این را نیز قبول کنیم که افغانستان را، به قول آقای دوستم، چند طالب موتورسوار با زور گرفت.
جیمی کارتر رییس جمهور آمریکا و خانم مارگرت تارچر (تاچر) نخست وزیر انگلستان در سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۶ میلادی تلاشِ زیادی کرده بودند تا رضاشاه پهلوی را قانع کند که قرارداد تیل را، بدون تغییر قیمت، تمدید کند ـ اما رضاشاه پهلوی (محمد رضاشاه را )  قبول نکرده بود... و اینطوری شد که رضاشاه با خمینی جابجا شد. حالا دیده شود که اشتباه جیمی کارتر را آقای ترامپ می تواند جبران کند یا نه
اگر با جهان پیرامون مان درست آشنا باشیم، این حقیقت را می پذیریم که کشورهای خاور میانه، آسیای میانه و کشورهای زیادِ (بسیاری از کشورهای دیگر) دیگر در جهان، قدرت انتخاب شیوه زندگی شان را خود شان ندارند.
پیمان

حتی حشرات و حیوانات
قدرت انتخاب شیوه زندگی شان را دارند چه رسد به آدمها.
تحولات در همه زمینه ها در دیالک تیک درونی و برونی (داخلی و خارجی) صورت می گیرند
و
نقش تعیین کننده در این دیالک تیک
از ان درونی (ٔاخلی) است
روحانیت ۱۰۰۰ سال  به ابلیغ و ترویج اوتوپی خود اقدام  کرده بود و امپریالیسم ازش حمایت کرد و روی کار آمد.


کند که نه تنها ضرر نبیند و زیر پا له نشود بلکه رشد کند و فرزندان خود را با علوم جدید و تیکنولوژی مدرن مجهز کند.




همکاری با دولتهای اجانب (؟) برای بمباران هر کشوری و منهدم کردن اماکن
 مساوی با زندانی کردن و اعدام است.
بله از زمانیکه حکومتی با نام جمهوری اسلامی در ایران برپا شد خیانت اشخاص متعددی را در حکومت ایران به ایران و ایرانی را مشاهده کردیم.
در زمان حکومت قاجار خائنین را ایران و ایرانی مشاهده کرد. در زمان حکومت پهلوی در دولتهای پهلوی خیانت ها به انواع مختلف ادامه داشت.
این خیانت ها به ایران و ایرانی و گرفتن دستور از اجانب توسط حکومتی های پهلوی/ درباری ها بطور مکرر مشاهده شد.
البته چندی از اشخاص و گروه ها مخصوصا حزب وابسته توده در خط شوروی بودند به همین دليل چندی از اعضای حزب توده توسط حکومت پهلوی به زندان روانه شده و اعدام شدند.
فعالیت چندین ساله شازده رضا پهلوی و ایادیش به مراتب کثیف تر و خائنانه تر از حزب توده میباشد و در حمله ۱۲ روزه اسرائیل به ایران آشکارتر شد.
اگر چنین خیانتی و همکاری ایرانی با اجانب در زمان حکومت پهلوی صورت می‌گرفت بدون هیچ شک و شبهه دستگیر شده محکوم به اعدام میشدند


همکاری با دولتهای اجانب (؟) برای بمباران هر کشوری و منهدم کردن اماکن
 مساوی با زندانی کردن و اعدام است.
جامعه گرایان

این هارت و پورت جامعه گرایان به چه معنی است؟
اکابر توانگر کند فرد را
حبر کن حریف جهانگرد را


اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر)
جنبش انقلابی مردم ایران
نیازی به مداخله قدرت های خارجی ندارد!
انقلاب مردم ایران در چنگال خونین دو دشمن؛
فاشیسم دینی و نئوفاشیسم آمریکایی ـ اسرائیلی
ما معتقدیم؛ در شرایط کنونی که چهره های موج سوار و وابسته به قدرت های خارجی روز به روز رسواتر می شوند و شکست تاکتیک های جدا از توده و ماجراجویانه شان بیش از پیش آشکار می گردد، راه شکل گیری آلترناتیو مردمی در داخل کشور و متکی به جنبش های اجتماعی تاثیرگذار در میان اقشار گوناگون مردم بیش از پیش هموارتر می گردد. از یاد نبریم که بن بست های لاینحل در ساختار قدرت جمهوری اسلامی و ناتوانی شان در اداره یک کشور به شدت متحول شونده، آینده این رژیم را به سوی فروپاشی و تسلیم در برابر اراده مردم به پیش خواهد برد.



آینده
 این رژیم را به سوی فروپاشی و تسلیم در برابر اراده مردم به پیش خواهد برد.
شالگونی

اسطح سواد فلسفی و توان فکری شالگونی از همین جمله او آشکار می گردد
آینده چیست؟
آینده یکی از فرم های بسط و تعمیم زمان است که یکی از مفاهیم مهم فلسفی است:
گذشته، زمان حال و آینده
زمان به تنهایی وجود ندارد
زمان در تریاد (تثلیث) زمان ـ مکان ـ ماده وجود دارد
 تریاد (تثلیث) زمان ـ مکان ـ ماده
 فرمی از بسط  وتعمیم دیالک تیک فرم و محتوا (ظرف و مظروف، قابلمه و قورمه سبزی) است.
فرم (زمان و مکان و ظرف و قابلمه) که تعیین کننده نیست تا کشوری را به پیش ویا به پس ببرد.
علاوه بر این
هیچ انقلاب و ارتجاعی فقط به مدد عامل داخلی پیروز نمی شود و شکست نمی خورد:
از دیالک تیک داخلی و خارجی گریز و گریزی میسر نیست
رژیم شاه فقط به مدد ارتحاع داخلی روی کار نیامده بود
رژیم خمینی هم به همین سان.



گفتم این کیست که
پیوسته مرا می‌خواند؟!
خنده‌ زد از بُنَ جانم که:
"منم"...ايرانم...
گفتم ای جان‌ و جهان!
چشم و"چراغِ دلِ من"!
"من همان" عاشق دیرینه‌ی
"جان افشانم"...


انقلاب را در هیچ جای دنیا مرتجعین و مزدوران و جریانات طبقات ارتجاعی رهبری و هدایت نکرده اند
حریف

بستگی دارد.
جلاد هر انقلاب
به قول مارکس
همیشه و همه جا
مجبور می شود که وصایای انقلاب مغلوب را اجرا کند.
مثال
محمد رضا شاه
جلاد فرقه دموکرات و حزب توده
مجبور شد بخش ضد فئودالی برنامه حزب توده و فرقه دموکرات اذ‌ربایجان را اجرا کند.
خمینی و روحانیت
جلاد حزب توده
مجبور شد بخش ضد امپریالیستی و استقلال طلبانه (ملی)  برنامه حزب توده  را اجرا کند.


«پاسخ نامتقارن جامع» چین به ربودن مادورو
چین تصرف و نقض حاکمیت ونزوئلا را به شدت محکوم کرد. بدون خودنمایی، به سبک ترامپ و مکرون، با درک این موضوع که ایالات متحده کنترل نفت ونزوئلا را به عنوان راهی برای مهار حضور چین در آمریکای جنوبی و متوقف کردن توسعه غیرقابل توقف آن تعریف کرده است، مجموعه‌ای از اقدامات را انجام داده است.
چین مجموعه‌ای از اقدامات را انجام داده است که قلب امپریالیسم آمریکا را هدف قرار می‌دهد، زیرا تجاوز علیه ونزوئلا اعلام جنگ علیه پیشنهاد جهان چندقطبی و بریکس است.
تنها چند ساعت پس از انتشار خبر ربودن رئیس جمهور مادورو، شی جین پینگ جلسه اضطراری کمیته دائمی دفتر سیاسی را تشکیل داد که دقیقاً ۱۲۰ دقیقه طول کشید. هیچ بیانیه یا تهدید دیپلماتیکی وجود نداشت؛ تنها سکوتی که قبل از طوفان وجود دارد، حاکم بود، زیرا آن جلسه چیزی را فعال کرد که استراتژیست‌های چینی آن را «پاسخ نامتقارن جامع» برای مقابله با تجاوز علیه شرکا در نیمکره غربی می‌نامند. ونزوئلا سرپل آمریکای لاتین در «حیاط خلوت» ایالات متحده است.
اولین مرحله از واکنش چین
 ساعت ۹:۱۵ صبح ۴ ژانویه فعال شد،
زمانی که بانک خلق چین بی‌سروصدا تعلیق موقت تمام تراکنش‌های دلاری با شرکت‌هایی که با بخش دفاعی ایالات متحده ارتباط داشتند را اعلام کرد.
شرکت‌های بوئینگ، لاکهید مارتین، ریتیون و جنرال داینامیکس
 پنجشنبه با این خبر از خواب بیدار شدند که تمام تراکنش‌های آنها با چین بدون اطلاع قبلی مسدود شده است.

ساعت ۱۱:۴۳ همان روز،
شرکت دولتی برق چین، که بزرگترین شبکه برق جهان را کنترل می‌کند، از بررسی فنی تمام قراردادهای خود با تأمین‌کنندگان تجهیزات الکتریکی آمریکایی خبر داد و تلویحاً گفت که چین در حال جدا شدن از فناوری ایالات متحده است.
ساعت ۲:۱۷ بعد از ظهر،
شرکت ملی نفت چین، بزرگترین شرکت نفتی دولتی جهان، از سازماندهی مجدد استراتژیک مسیرهای عرضه جهانی خود خبر داد و با لغو قراردادهای عرضه نفت با پالایشگاه‌های ایالات متحده به ارزش سالانه ۴۷ میلیارد دلار، عملاً «سلاح انرژی» خود را دوباره فعال کرد
. نفتی که به ساحل شرقی ایالات متحده می‌رسید، به هند، برزیل، آفریقای جنوبی و سایر شرکا در جنوب جهان هدایت شد.
 این امر باعث شد قیمت نفت در یک جلسه ۲۳ درصد افزایش یابد.
اما مهمترین چیز پیام استراتژیک است:
چین می‌تواند ایالات متحده را با انرژی و بدون شلیک حتی یک گلوله خفه کند.
در اقدامی دیگر، شرکت کشتیرانی چین اوشن،
که تقریباً ۴۰ درصد از ظرفیت حمل و نقل بین‌المللی را کنترل می‌کند، طرحی را با عنوان «بهینه‌سازی مسیر عملیاتی» اجرا کرد که باعث شد کشتی‌های باری چینی از بنادر ایالات متحده اجتناب کنند.
لانگ بیچ، لس‌آنجلس، نیویورک و میامی که برای حفظ زنجیره‌های تأمین خود به لجستیک حمل و نقل چینی متکی هستند،
 ناگهان خود را بدون ۳۵ درصد از ترافیک کانتینری معمول خود یافتند.
 این یک فاجعه برای والمارت، آمازون و تارگت بود که برای واردات کالاهای تولید شده در چین به بنادر ایالات متحده به کشتی‌های چینی وابسته بودند، زیرا زنجیره‌های تأمین آنها ظرف چند ساعت تا حدی فروپاشید.
قابل توجه‌ترین جنبه‌ی تمام این اقدامات، اجرای همزمان آنها بود که تأثیر آبشاری ایجاد کرد و به طور تصاعدی تأثیر اقتصادی را افزایش داد. این یک تشدید تدریجی نبود؛ بلکه یک شوک سیستماتیک بود که برای از کار انداختن توانایی ایالات متحده در پاسخگویی طراحی شده بود.
دولت آمریکا تازه ضربه را هضم کرده بود که چین بسته جدیدی از اقدامات را فعال کرد:
 بسیج کشورهای جنوب جهان.
ساعت ۴:۲۲ صبح ۴ ژانویه،
 وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، به برزیل، هند، آفریقای جنوبی، ایران، ترکیه، اندونزی و ۲۳ کشور دیگر پیشنهاد داد
 در صورتی که آنها علناً متعهد شوند که هیچ دولت ونزوئلایی را که با حمایت جنایتکارانه ایالات متحده به قدرت رسیده است،
به رسمیت نشناسند،
 فوراً از شرایط تجارت ترجیحی بهره‌مند خواهند شد.
در کمتر از ۲۴ ساعت،
 ۱۹ کشور این پیشنهاد را پذیرفتند.
برزیل اولین کشور بود و پس از آن هند، آفریقای جنوبی و مکزیک قرار گرفتند و این تجلی عملی یک جهان چندقطبی در عمل است.
چین با استفاده از سلاح مشوق‌های اقتصادی، به یک ائتلاف فوری ضد آمریکایی دست یافته است.
بخش پایانی ماجرا در ۵ ژانویه رخ داد،
 زمانی که پکن سلاح مالی خود را فعال کرد:
سیستم پرداخت‌های بین بانکی فرامرزی چین اعلام کرد که در حال گسترش ظرفیت عملیاتی خود برای جذب هرگونه تراکنش بین‌المللی است که به دنبال دور زدن سیستم سوئیفت تحت کنترل واشنگتن است.
 این امر عملاً یک جایگزین کاملاً کاربردی برای سیستم مالی غربی در اختیار جهان قرار می‌دهد.
 هر کشور، شرکت یا بانکی که مایل به تجارت بدون تکیه بر زیرساخت‌های مالی ایالات متحده باشد، اکنون می‌تواند از سیستم چینی استفاده کند که ۹۷ درصد ارزان‌تر و سریع‌تر است.
واکنش فوری و گسترده بود:
 در ۴۸ ساعت اول عملیات، تراکنش‌هایی به ارزش ۸۹ میلیارد دلار پردازش شد.
بانک‌های مرکزی ۳۴ کشور حساب‌های عملیاتی در سیستم چینی افتتاح کردند.
 این نشان دهنده‌ی شتاب گرفتن دلارزدایی از یکی از مهم‌ترین منابع تأمین مالی برای ایالات متحده است.
در حوزه فناوری،
 چین که ۶۰ درصد از تولید عناصر خاکی کمیاب جهان - عناصر حیاتی برای تولید نیمه‌رساناها و قطعات الکترونیکی - را کنترل می‌کند، محدودیت‌های موقتی را بر صادرات عناصر خاکی کمیاب به هر کشوری که از ربودن رئیس جمهور مادورو حمایت کرده است، اعلام کرد.
 اپل، مایکروسافت، گوگل، اینتل...
همه غول‌های فناوری ایالات متحده که برای قطعات حیاتی به زنجیره‌های تأمین چین متکی هستند، نگران هستند زیرا سیستم‌های تولیدی آنها ممکن است ظرف چند هفته از هم بپاشد.
هر حرکت چین، قلب اقتصادی امپریالیسم آمریکا را هدف قرار می‌دهد.
کورت گروتش


کی گفته که اطعام طعام چرب موجب اسهال است؟
اسهال نتیجه مسمومیت است.

مغز مان دلا
در زندان نم کشیده است و از کار افتاده است
همین چند روز پیش
از روبیو پرسیدند:
دلیل حقوقی تان برای بمباران ونزوئلا و اسیر کردن رهبرش و همسرش چیست؟
جواب داد:
ما قدر قدرتیم و هر کاری که دل مان خواست می توانیم بکنیم
بی اعتنا به قوانین بین المللی و حقوق ملل
ونزوئلا چه می تواند بکند؟
۱۶۱ تن طلای ونزوئلا در بانک مرکزی   انگلستان ضبط شده است و حاضر نیستند به ونزوئلای گرفتار در بحران اقتصادی و  تحت تحریمات متنوع  بدهند.
ونزوئلا چه می تواند بکند؟
ونزوئلا
تقاضای عضویت در بریکس داده بود
و
لولای مولای برزیل مخالفت کرد
و
اکنون
ستمدیده با همسر فرزانه اش در نیویورک محاکمه می شود
به جرم مواد مخدر فروشی



من از او پرسیدم
مغز خر سیری چند؟
مغز کجا ست
وقتی برندگان جایزه نوبل ـ موبل
از جلاد جهان
منجی می سازند
و
دعوت به سرنگونی رژیم حاکم و اهدای نجات «ملی» به حضرات می کنند؟



 آفتابی مراست در دیدار
هر دمم ساحری برانگیزد
هر دم از اختری فروزانم
نغمه ها شعله رنگ می خیزد
از درون تنور سوزانم
آفتابی مراست در دیدار
که مُکدر نمی شود نگهش
نور را جویم اندر این شب تار
سُهروردی وشم شهید رهش
 عمر را گرچه پای لنگ شده
لیک امید می پَرَد گُستاخ
گرچه دل بر حیات تنگ شده
آرزوراست لیک جاده فراخ
راز بسیار و چاره ام ناچار
لب به راز نهفته دوختن است
وندرین کلبه ی سیه دیوار
هستی من تمام سوختن است
مَرغزاری خوش است گیتی و من
چندگاهی در آن گرازیدم
خواستم عاشق بشر باشم
وه ندانم بر آن برازیدم
آز و ناز تو مرد میدان نیست
هرزه بادی به خیره راند ترا
هیچ پاداش خوشتر از آن نیست
خلق گر یار خویش خواند ترا !
احسان طبری



اگر در جمع بردگان وارد شوید، متوجه می‌شوید که درباره «آزادی» حرف نمی‌زنند، بیشتر راجع به این حرف می‌زنند که کدام ارباب بهتر است؟
آنها به‌جای «رویای آزادی»، «رویای ارباب بهتر» در سر دارند!!!
  تبار شناسی اخلاق
  نيچه

نیچه بدترین دشمن بردگان جهان بوده است
نیچه
مبلغ و مدافع سروران (برده داران، اشراف فئودال و سرمایه داران) و منافع آنان بوده است.
کسب و کار نیچه تف کردن بر روی پرولتاریا بوده است
نیچه
معمار فکری کوره های آدمسوزی بوده است
مبلغ راسیسم و نیهلیسم و فاشیسم و ایراسیونالیسم (خردستیزی) بوده است
چنین کسی برای تحقیر بردگان
به انتقاد عوامفریبانه و برده ستیزانه از بردگان می پردازد:
به زعم نیچه
بردگان
اصلا
مایل به کسب آزادی نیستند
فقط  متمایل به برده داران دلرحم اند.
اگر کسی از وضع بردگان آگاه باشد
می داند که چرا و چه موقع و به چه دلیل
ارباب دل رحم را بر ارباب سنگیندل ترجیح می دهند.
این نشانه نومیدی بردگان از کسب آزادی است.
برای اینکه اگر توان رهایش داشته باشند دست به شورش می زنند
به همان سان دست زده اند
مثلا
قیام اسپارتاکوس




عجب عندرزی
بنا بر این عندرز
فقط باید با کسانی حال کنیم که از دیدنشان حال مان به هم می خورد

ما اهل کوفه نیستیم
که علی را تنها بگذاریم؟ علامه عزیزم اهل کوفه مسلم را تنها گذاشتند و نه علی را. مسلم ابن عقبل را

کوبا برای ۳۲ افسری کوبای آنقلابی که در ونزوئلا کشته شدند، عزای عمومی دوروزه را اعلام کرد!
جکیده:
دولت انقلابی کوبا تمام رویدادهای عمومی وتجلیل هارا به حالت تعلیق درآورده و پرچم کوبا در ساختمان‌های عمومی نیمه‌افراشته است.
یک دولت انقلابی واقعی ضد امپر یالیستی ، و ضد استعماری ،جنبش های واقعی چپ بصورت ملموس در حمایت از دولت های مردمی قرار می‌گیرد.
روسیه سر مایه داری و چین سر مایه داری در سطح بیانیه های گویا تجاوز به دولت انقلابی ونزویلا، و اختطاف مادورو وخانم‌ ایشان را محکوم نمود.
زود هنگام است که این را معامله کشور های سر مایه داری روسیه و چین خواند، مگر بسیار احتمال دارد.
ونزو‌یلا آنقلاب بولیواری مسیر خودرا رسیدن به سوسیالیسم انتخاب کرد، از همین سبب دشمنی فاشیسم امریکا به ان خونین است.
تفصیل بیشتر:
دولت کوبا روز شنبه به مناسبت گرامیداشت یاد ۳۲ افسر کوبایی که در جریان حمله نظامی ایالات متحده به ونزوئلا جان باختند، دو روز عزای عمومی، از ۵ تا ۶ ژانویه، اعلام کرد.
به درخواست نهادهای ونزوئلایی، این افسران در حال انجام ماموریت و نمایندگی از نیروهای مسلح انقلابی کوبا و وزارت کشور ، (وزارت داخله )بودند. آنها با نبرد مستقیم و بمباران تأسیسات نظامی مواجه شدند.
اعضای خانواده قربانیان از ژنرال رائول کاسترو، رئیس جمهور کوبا، میگل دیاز-کانل و همچنین وزارتخانه‌هایی که به آنها وابسته بودند، تسلیت گفتند. دولت کوبا این مرگ‌ها را به عنوان قربانیان تروریسم دولتی محکوم کرد و از قهرمانی آنها تجلیل نمود.
مقامات اقداماتی را برای ادای احترام به آنها اعلام کردند، از جمله تعلیق رویدادهای عمومی و جشن‌ها و همچنین نیمه‌افراشته کردن پرچم کوبا. کوبا تجاوز آمریکا علیه ونزوئلا را به شدت محکوم کرد و از دولت بولیواری و معاون رئیس جمهور دلسی رودریگز حمایت کرد.
دولت کوبا همچنین این حمله را نقض قوانین بین‌المللی و منشور سازمان ملل متحد دانست و آن را تشدید خطرناک کارزار جنگی ایالات متحده دانست که از سپتامبر ۲۰۲۵ با استقرار نیروی دریایی در کارائیب تشدید شده است.
در متن اعلامیه دولت انقلابی کوبا آمده است: «افتخار و شکوه از آنِ رزمندگان شجاع کوبایی است که در مقابله با تروریست‌هایی که لباس امپراتوری به تن داشتند، به خاک افتادند؛ کسانی که رئیس جمهور ونزوئلا و همسرش را ربوده و به طور غیرقانونی از کشورشان خارج کردند.»
کوبا خواستار آزادی فوری نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا و سیلیا فلورس، بانوی اول، شد. این کشور این تجاوز را امپریالیستی و فاشیستی، مرتبط با دکترین مونرو، با هدف تسلط بر منطقه و کنترل منابع طبیعی ونزوئلا توصیف می‌کند.
دولت کوبا دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و وزیر امور خارجه او را مسئول مرگ و میر و خسارات دانست و به همدستی بخش‌هایی از آمریکای لاتین که با سیاست‌های آمریکا علیه منطقه مخالف هستند، اشاره کرد.
کوبا «اعلامیه آمریکای لاتین و کارائیب به عنوان منطقه صلح» که در سال ۲۰۱۴ در هاوانا امضا شد را یادآوری کرد، بیانیه‌ای که اکنون توسط تجاوز ایالات متحده تهدید می‌شود و حاکمیت منطقه‌ای و ثبات بین‌المللی را تضعیف می‌کند.
کوبا از دولت‌ها، پارلمان‌ها، جنبش‌های اجتماعی و مردم جهان خواست تا این تجاوز را محکوم کنند، با تروریسم دولتی مقابله کنند و از صلح دفاع کنند و بر تعهد راسخ و تزلزل‌ناپذیر خود تأکید کرد: «یا میهن یا مرگ».
پایان.
منبع اقتباس : تله سور.
تهیه کننده:،عارفه ایماق .
۵ جنوری. ۲۰۲۶


از شاهزاده بخواهید رابطه ی پرچم اسراییل و واژن مادر من و الات تناسلی هوادارن خود را به وضوح ‌توضیح دهد!
از دیروز راجع به این مبحث مهم بسیار توییت دیده ام!
‏ضمنا اشکار کند کدامیک از مشاورینش این توییتها را برای بات ها پروگرم می کند!
 احتمالا وزیر اینده ی فرهنگ در سیستم سلطنتی!
لیلی



اولا
طبقه بندی بشریت به علامه و احمق
احمقانه است
ثانیا
کسی احمق نیست
هر کسی بسته به تجارب و شغل و حرفه و  شخصی و نوعی اش
علامه است
حمال و خیاط و نجار
خرتر از راسل و غیره نیست
ثالثا
تردید به تنهایی وجود ندارد
تردید در دیالک تیک شک و یقین وجود دارد
و کسی در ورای دیالک تیک شک و یقین وجود ندارد




شما با شعور هنری «می اندیشید» و از شعور فلسفی ـ علمی  (مارکسیستی) خبر ندارید.
شما
 معنی مفاهیمی را که به کار می برید، نمی دانید.
با شعور هنری نمی توان به جامعه شناسی خطر کرد.
کامنت شما  و اشعار شما را میتوان تحلیل مارکسیستی کرد و ضعف فکری شما را نشان داد.
هم شاه
پس از انقلاب سفید
 شخصیتی انقللابی بوده
و
هم خمینی

محتوای  انقلاب سفید
ضد فئودالی (دموکراتیک) بوده و دیکتاتوری شاه  دیکتاتوری انقلابی بوده است
محتوای  انقلاب اسلامی ضد امپریالیستی ـ ضد کمونیستی (نه شرقی ـ نه غربی) و در تحلیل نهایی ملی بوده است
محتوای  انقلاب سفید  + محتوای  انقلاب اسلامی = برنامه ملی ـ دموکراتیک حزب توده بوده است
دو جلاد حزب توده
دو مجری مجبور وصایای حزب خفته در خون بوده اند


ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر