ز کف رفته بیچاره ای را لگام
نگویند کآهسته رو، ای غلام!
معنی تحت اللفظی:
آخر چرا به کسی که اختیار خویشتن حویش را در دست ندارد، اندرز اهسته روی می دهی؟
سعدی
در این بیت شعر،
به بهانه دلسوزی به بیچاره لگام گسیخته ای، به نهی از روشنگری ادامه می دهد.
کسی که تبلیغ عشق «کسب و کار» شبانه روزی اش است،
کسی که باعث گرفتاری کودکان مردم به جنون بی سرانجام عشق است،
کسی که باعث گسیختن لگام جوانان گمراه است،
کسی که خرد راهنما را تار و مار کرده است و جوانان را در برهوت غریزه و جنون رها کرده است،
اکنون نهی از روشنگری می کند.
شیادی در جهان نبوده که طرفدار روشنگری باشد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر