۱۴۰۴ بهمن ۱۱, شنبه

درنگی در شعری از نادر نادرپور تحت عنوان « اه ای خداوند، ای خداوند کریم من» (۳) (بخش آخر)

  نگاره‌ای از نادر نادرپور

نادر نادر پور

(۱۶ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۹ بهمن ۱۳۷۸)

 شاعر، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی–اجتماعی 

 از اعضای کانون نویسندگان ایران  

 

درنگی 

از

میم حجری
 

 اه ای خداوند، ای خداوند کریم من

نادر نادر پور

اه ای خداوند،

 ای خداوند کریم من
بر من ببخشای این چنین را آنچنان دیدن
در من، کسی چون مست، چون میخواره می گرید
بیچاره می گرید دلم، بیچاره می گرید
می پرسی آیا از چه خاموشم؟
ای دوست !گر دیگر سخن بر لب نمی رانم
هرگز نشد گفتن فراموشم
در خواب و بیداری

در گفت ام،آری..

ما این شعر نادرپور را هم نخست تجزیه و سپس تحلیل می کنیم:

اه ای خداوند، ای خداوند کریم من

بر من ببخشای این چنین را آنچنان دیدن
در من، کسی چون مست، چون میخواره می گرید
بیچاره می گرید دلم، بیچاره می گرید

معنی تحت اللفظی:

خداوندا

مرا ببخش که چنین را چنان می بینم.

دلیل این خطای بینشی من این است که دل بیچاره من  بسان مستی و یا میخواره ای می گرید.

محتوای این بند شعر نادرپور، معرفتی ـ نظری  (مربوط به تئوری شناخت) است:

دلیل کژبیتی (خطای بینشی) شاعر، 

نه جهان بینی ایدئالیستی او

نه جهان بینی وارونه و پا در هوای او

و

در تحلیل نهایی

نه تعلقات طبقاتی ارتجاعی او،

بلکه گریه کردن دل بینوای او ست.

یعنی

تمایلات عاطفی او ست.

یعنی

اگر دل شاعر به عوض گریه، بخندد، خطای بینشی او (کژبینی او) 

 در طرفة العینی بر طرف می شود و یا وارونه می شود:

شاعر
  آنچنان را این چنین می بیند.

۲

می پرسی آیا از چه خاموشم؟
ای دوست !گر دیگر سخن بر لب نمی رانم
هرگز نشد گفتن فراموشم
در خواب و بیداری

در گفت ام، آری..

معنی تحت اللغظی:

خداوندا

اگر دلیل خاموشی مرا می خواهی،

بدان که حرف زدن را هنوز فراموش نکرده ام.

من هم در خواب  در سخنم و هم در بیداری.

یا خداوند کریم شعرا، کر است و یا  نادرپور خر است.

سؤال خداوند کریم بهزبان نادرپور،  این است که چرا نادرپور خاموش است و نه اینکه سخن گفتن را آیا فراموش کرده است و یا نه.

 

پایان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر