۱۳۹۸ آبان ۲۱, سه‌شنبه

فرمالیسم فاشیستی در لفافه پارسی گرایی و ترکی گرایی و کردی گرایی و عربی گرایی و زبان گرایی های دیگر (۱)


هماندیشی با حریف

میم حجری

۱
زبان در جهان ای خردمند چیست
جز ابزار تبیین اندیشه ها؟

۲
در
 دیالک تیک وسیله و آماج
و
در
دیالک تیک وسیله و فونکسیون
تعیین کننده
آماج و فونکسیون
 است
و
نه
وسیله.

۳
وسیله باید تکمیل شود تا نیل به آماج و انجام فونکسیون
تسهیل شود و بهسازی شود.

۴
اندیشه
هرگز نباید فدای زبان شود.

۵
در غیر این صورت
جامعه
به
طویله و جنگل
تبدیل می شود
و
اعضای جامعه
به عوض اندیشیدن
عرعر می کنند.

۶
حراست و پاسداری و مدافعه از هر زبانی
باید
به
استغنای همه جانبه آن زبان
منجر شود
و
نه
به
مثله و مخدوش سازی آن.

۷
اقتداگرایی نامیدن آنارشیسم
اگر خریت محض نباشد
خیانت به امر تمدن و فکر و فرهنگ بشری است.

۸
بهانه ای 
برای خر پروری
 است.

۹
در زمان شاه
هاشم رضی و امثالهم
از این کارها می کردند.

سوسیالیسم می شد 
جامعه گرایی.
مارکسیسم می شد 
مذهب مارکسی
و
غیره و غیره

۱۰
سوسیالیسم اما مفهومی فلسفی است و نتیجه تجرید گنجینه ای از چیزهای مادی و فکری است
و
باید دست نخورده و استاندارد بماند.

۱۱
واژه
واژه صرف نیست
تا
بدیلی الکی و سطحی و خرکی برای ان سرهم بندی شود

واژه
فرم و قالب و قابلمه مفهوم
 است
و
مفهوم
سنگپایه تفکر است.

۱۲
اختراع بدیل برای مفاهیم علمی و فلسفی
اگر
 به
 دلیل خریت
 نباشد
به
 دلیل خردستیزی
 است.

۱۳
زبان فارسی زبان فوق العاده ناقص و عقب مانده ای است
و
باید
با اهلی سازی واژه های ملل دیگر
غنی شود و وسیله شایسته ای برای تبیین اندیشه گردد.
 
۱۴
امروزه به ویژه
زبان
برای خردستیزی و خر پروری و اشاعه فاشیسم و فوندامنتالیسم و پانیسم های رنگارنگ
آلت دست 
قرار داده می شود
و
تیشه بر ریشه های نحیف فکر و فرهنگ و تمدن جامعه فرود می آید.
 
ادامه دارد.
 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر