۱۳۹۰ دی ۲۹, پنجشنبه

چای با طعم خدا

شهره خ

چای با طعم خدا

• این سماور جوش است!

• پس چرا گفتی:

• «دیگر آن خاموش است!»

• باز لبخند بزن!

• قوری قلبت را

• زودتر بند بزن
• توی آن
• مهربانی دم کن

• بعد بگذار که آرام آرام
• چای تو دم بکشد
• شعله اش را کم کن

• دست هایت:
• سینی نقره نور!

• اشک هایم:
• استکان های بلور!

• کاش!

• استکان های مرا

• در توی سینی خود می چیدی

• کاشکی اشک مرا می دیدی


• خنده هایت قند است
• چای هم آماده است

• چای با طعم خدا

• بوی آن پیچیده

• از دلت تا همه جا

• پا شو مهمان عزیز!

• توی فنجان دلم

• چای بریز!

پایان

ویرایش از دایرة المعارف روشنگری

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر