۱۴۰۵ مهر ۲, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۱۲)

 Der Denker

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم

 

خرد باید اندر سر مرد و مغز

نباید مرا چون تو دستار نغز

معنی تحت اللفظی:

بشر باید در سر مغز و عقل داشته باشد و نه عمامه عالی.

 

به صورت کسانی که مردم وش اند

چو صورت، همان به که دم در کشند

معنی تحت اللفظی:

کسانی که فقط به ظاهر شبیه آدمیانند، بهتر است که خاموش باشند.

به همان سان ظاهر چیزها ساکت و لال است.

  

سعدی

در این بیت شعر نیز برای اثبات نظر خود دیالک تیک فرم و محتوا را به شکل دیالک تیک صورت و معنی بسط می دهد.

فرم در درک سعدی از دیالک تیک فرم و محتوا،

چیزی ساکت و لال  است

و

محتوا چیزی ناطق و سخنگو.

 

قضیه بر خلاف تصور و ادعای سعدی، برعکس است.

فرم و نمود و ظاهر چیزها و آدم ها

بر خلاف محتوا و ماهیت و باطن آنها که ساکت و لال است، ناطق و سخنگو و حتی افشاگر است.

 

ظاهر هم افشاگر کم یا بیش باطن است

و

بشر و جانور با توجه به ظاهر قادر به شناخت باطن می شود.

 

خود سعدی و بعدها حافظ صدها بار این حقیقت امر را تبیین داشته اند.

 

سعدی و بعدها حافظ فرم را به صورت نقش دیوار، تابلوی نقاشی و عکس چیزها و انسانها بسط و تعمیم می بخشند.

آنها به تأثیر متقابل میان فرم و محتوا و نقش عظیم فرم در این دیالک تیک واقف نیستند.

این به معنی ساده و مبتذل کردن دیالک تیک عینی چیزها ست.

از این رو ست که سعدی در این بیت شعر فرمان سکوت می دهد:

کسانی که فرم صرف اند، یعنی فقط از لحاظ ظاهر به انسان می مانند و فاقد خرد و اندیشه اند، همان بهتر که مثل نقش دیوار سکوت کنند.

 

هیچ چیزی در جهان وجود ندارد، که از فرم بی محتوا و یا از محتوای بی فرم تشکیل یافته باشد.

حتی باطلترین یاوه ها دارای فرم و محتوای خاص خودند.

در فلسفه سعدی، بدین طریق جامعه بشری به به دو طبقه اصلی تقسیم می شود:

انسانهای حاوی مغز و خرد

و

انسانهای انسان وش بی مغز و بی خرد.

 

سعدی در این بیت شعر انتزاعی، که به ظاهر روشنفکران جامعه را مورد انتقاد قرار می دهد، در واقع به انکار دیالک تیک کار فکری و کار فیزیکب (جسمانی، یدی) دست می زند.

سعدی سرچشمه خرد و اندیشه را نمی شناسد.

او از سوئی فکر می کند، که خرد جرقه و مائده ای خدادادی، طبیعی، مادرزادی و ارثی است

 و

از سوی دیگر خرد را نتیجه جهانگردی و خوشه چینی از خرمن های معرفتی دیگر می داند.

اگر خود به گردش آفاق مجبور نشده بود، حتما این نظر را نمایندگی نمی کرد.

 

ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر