۱۷
· از این رو ست که وقوف تئوریکی روشن به تضادهای لاینحل کاپیتالیسم، به تضاد کار مزدوری و سرمایه، به تضاد نهفته در درون انباشت سرمایه، به توان های تخریبی مبارزات رقابت آمیز و غیره ضرورت مبرم دارد.
(دم زدن از تضاد و مسکوت گذاشتن پیوند دال بر «وقوف تئوریکی روشن» نیست.
این کسب و کار مائوئیسم است و دال بر فقدان «وقوف تئوریکی روشن» است.
میان کار مبتنی بر دستمزد و سرمایه، فقط تضاد وجود ندارد.
علاوه بر تضاد، پیوند و وحدت نیز وجود دارد.
یعنی
رابطه دیالک تیک وجود داردو
دیالک تیک
یعنی وحدت اضداد.
دیالک تیک
یعنی
همبایی و همستیزی اقطاب مثلا پرولتاریا و بورژوازی.
یکی بدون دیگری وجود ندارد.
حل تضاد فی مابین، ضمنا به معنی پایان وحدت فی مابین است.
مترجم)
۱۸
· اختلاف نظر تئوریکی نیست که قوه مبارزاتی سازمان های کمونیستی را تحلیل می برد.
۱۹
· اختلاف نظر تئوریکی باید هم وجود داشته باشد، اگر قرار بر این باشد که شناخت شرایط میسر شود، اگر قرار بر این باشد که معرفت و شناخت پیشرفت کند.
(اختلاف نظر تئوریکی که به شناخت شرایط و پیشرفت شناخت به طور کلی کمک نمی کند.
اختلاف نظر تئوریکی باید در روند هماندیشی ختی الامکان به وحدت نظر تئوریکی منجر شود.
همیشه و همه جا
حقیقت واحدی وجود دارد که باید کشف شود.
اختلاف نظر تئوریکی به خر تو خر در حزب طبقه کارگر منجر می شود و به انشعاب و تفرقه راه باز می کند.
مخرب
اتفاقا
تمکین زورکی و کورکورانه به ناحقیقت است و نه هماندیشی مارکسیتی و صادقانه.
مترجم )
۲۰
· آنچه که سازمان های کمونیستی را تحلیل می برد، خلأ (خلاء) تئوریکی است که منبع خطر سقوط به منجلاب سوسیال ـ دموکراتیسم است.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر