۱۴۰۵ شهریور ۱۹, پنجشنبه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۰۴)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

سر از کوی صورت به معنی کشید

قلم بر سر حرف دعوی کشید

معنی تحت اللفظی:

فقیه متواضع به عوض ماندن در خطه صورت، رخت به عالم معنی کشید و عمل را بر حرف (ادعا) برتر شمرد.

 

سعدی در این بیت شعر،

 دیالک تیک فرم و محتوا

را

به صورت دیالک تیک صورت و معنی بسط و تعمیم می دهد و نقش تعیین کننده را از آن محتوا (معنی) می داند

و

دیالک تیک تئوری و پراتیک (حرف و عمل)

را

به صورت دیالک تیک دهوی و عمل بسط و تعمیم می دهد و نقش تعیین کننده را از آن پراتیک (عمل) می داند.

 

درک دیالک تیکی سعدی ششصد سال قبل از هگل، نه تنها شگفت انگیز، بلکه ستایش انگیز است.

شاید خود سعدی از غنای فلسفی بیت شعر خویش آگاه نباشد، ولی این امر در صحت معرفتی ـ نظری بی چون و چرای آن تغییری نمی دهد.

این بیت شعر در تئوری شناخت مارکسیستی به طرز زیر فرمولبندی می شود :

برای شناخت چیزها، پدیده ها و سیستم ها باید از نمود (مظاهر ظاهری) به ماهیت (روندهای درونی و نامرئی) گذشت:

از مرئی به نامرئی، از ملموس به ناملموس، از حسی به عقلی و از تجربی به نظری (از پراتیکی به تئوریکی) گذشت.

 

قهرمان این حکایت سعدی نیز همین کار را می کند :

بحث را از عالم فرم (صورت) به عالم محتوا و نمود و ماهیت (معنی) می کشد و بطلان ادعاهای صوری و سطحی رؤسای جلسه را اثبات می کند.

 

اما سعدی خود، عالم بی عمل است و همین کشف نبوغ آمیز خود را بی پروا زیر پا می نهد.

او عملا جامه کهنه و مندرس فقیه را عمده می کند، از پائین نشستن او در مجلس سخن می گوید.

این معنائی جز عمده کردن فرم (صورت) نسبت به محتوا (معنی) ندارد.

او حتی پست و بالای جامعه را نه بر اساس دلایل منطقی، بلکه بر مبنای دلایل صوری (تئوری سایه خدا، تئوری شبان ـ گرگ ـ گله، تئوری فقر و ثروت و غیره) توضیح می دهد.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر