۱۴۰۵ شهریور ۲۰, جمعه

خود آموز خود اندیشی (۱۵۰۵)

Der Denker 

شین میم شین

بوستان

باب چهارم

در (باب) تواضع

(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

بخش دوم

(ص ۹۷ ـ ۱۲۱)

ما به سوی آنچه دانش زمانه مان نموده، می رویم
 

چو مولام خوانند و صدر کبیر

نمایند مردم به چشمم حقیر

معنی تحت اللفظی:

وقتی خلایق کسی را مولا و صدر کبیر بنامند، نتیجه اش این می شود که مردم به نظرش حقیر برسند.

 

سعدی

 در این بیت شعر،

ضمن بیان حقیقتی پسیکولوژیکی (مربوط  به روانشناسی) و مشروط، حقیقتی عینی و واقعی را پرده پوشی می کند.

این نظر سعدی درست است که مولا و صدر خواندن کسی تأثیر روانی منفی در او اعمال می کند و او را به خود بزرگتر بینی سوق می دهد، اما به شرطها و شروطها.

اگر کارگری و یا پیشه وری را ارباب بنامی، اگر غلامی را خواجه بنامی، وارونه شدن جهان طبقاتی را در ذهن آنها تولید نخواهی کرد.

این حکم تنها در مورد نمایندگانی از قشر روشنفکر صادق است.

حقیقت عینی و واقعی که سعدی پرده پوشی می کند، عبارت از این است که او تحقیر توده مولد و زحمتکش از سوی طبقات انگل را به گردن خود توده مولد و زحمتکش می اندازد.

 

این بدان معنی است که اگر کارگر به سرمایه دار و رعیت به فئودال، ارباب و سرور خطاب نکند، به چشم حضرات موجوداتی برابر با خویشتن شان نمودار خواهند شد.

 

بنظر او اگر توده مولد و زحمتکش به خان و ارباب فئودال مولا و صدر نمی گفتند، آنها دچار خود بزرگتر بینی نمی شدند و به تحقیر مردم نمی پرداختند.

 

پس تفاوت ها و تضادهای اجتماعی، نه طبقاتی، واقعی و عینی، بلکه رفتاری، ذهنی و سوبژکتیو اند.

این نوعی عوامفریبی است.

تعیین کننده نه عنوان، بلکه جایگاه اجتماعی و پایگاه طبقاتی انسانها ست.

 

اگر کسی مولا و صدر کبیر باشد، اگر کسی به لحاظ جایگاه اجتماعی با توده مولد و زحمتکش تفاوت داشته باشد، چه مولا و صدر بنامند و چه ننامند، توده را خوار خواهد شمرد و خود را برتر و ممتازتر از آنها خواهد دانست.

 

به زبان فلسفی، موقعیت اجتماعی عینی و واقعی او در شعور او منعکس خواهد شد و طرز تفکر و رفتار او را و معیارهای ارزشی و اخلاقی او را تغییر خواهد داد.

 

نیروی مهیبی که شرایط مادی اوبژکتیو (عینی) بر شعور انسانی وارد می سازند، چنان غول آسا ست که شعور چه بسا در مقابلش تاب مقاومت نمی آورد، خلع سلاح و تسلیم می شود.

 

سعدی به این حقیقت امر «ماتریالیستی ـ تاریخی» واقف است، ولی او برای حفظ امتیازات اجتماعی خود، برای حفظ و تحکیم حاکمیت طبقاتی مورد علاقه خود به وارونه جلوه دادن حقایق اجتماعی دست می زند و فرم را عمده می کند، تا به دوام و بقای محتوای موجود کمک کند.

سعدی شعور توده را آگاهانه و بی محابا مسموم و منحرف می سازد.

سعدی و بعدا حافظ

 شعور مردم را به طرز مهیبی تحریف و تخریب می کنند.

 آنسان که آنها نمی توانند از دیدن ظاهر قضایا فراتر بروند.

 شیفته و واله لباس مندرس و پایین نشستن در مجلس و فروتنی کاذب و «وکیل مردم» نامیدن بی محتوای آنها می شوند.

نگاهی مختصر به اشعار عاشقانه سعدی و حافظ نشان می دهد که آنها چگونه هزاران صفحه از آثار خود را به وصف ظاهر معشوق (چشم و ابرو و خط و خال و قد و قامت و روی و بوی او) اختصاص داده اند.

معشوق حضرات موجودی انتزاعی، غیرقابل تعریف و صوری محض است.

ما در تحلیل اشعار عاشقانه سعدی و حافظ به این مسئله بر خواهیم گشت.

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر