۱۴۰۵ شهریور ۲۳, دوشنبه

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۴۹)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten 

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین
کلمات (جملات) قصار کنفوسیوس و طلابش

۱۲

پرسنده باش و آموزنده

ادامه 

 

کنفوسیوس و طلابش تنها راهی که برای آموزش می شناسند و توصیه می کنند، پرسش است.

 

این اما به چه معنی است؟

 

این اولا بدان معنی است 

که  آموزش فقط می تواند مستقیم و بیواسطه باشد.

یعنی

آموزش باید از معبر دیالک تیک پرسش و پاسخ بگذرد.

یعنی

اگر مرجع همه چیز دانی در دسترس نباشد،  آموزش محال خواهد بود.

 

این ثانیا بدان معنی است 

که حضرات  آموزش را در انتقال نظرات و چه بسا خرافات خلاصه می کنند.

آموزش  بدین طریق در شنیدن پاسیو (منفعلانه) دعاوی حریفی و نشخوار مکانیکی آنها خلاصه می شود.

بی دلیل نیست که حضرات خود را استاد قلمداد می کنند و دعاوی خود را در و گوهر (گنجینه زندگی) جا می زنند.


نورالدین کیانوری 

(۱۲۹۴ – ۲۵ مرداد ۱۳۷۷) 

دکترای مهندسی عمران، فعال سیاسی ایرانی و دبیر اول کمیته مرکزی حزب توده ایران از ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۲ بوده است.

 او نوه پسری شیخ فضل‌الله نوری بود. 

کیانوری با پایان تحصیلات خود در ۱۳۱۹، به ایران آمد و در ۱۳۲۱ به حزب تازه تأسیس توده پیوست. 

با اوج‌گیری جریان انقلاب ۵۷ دبیر حزب شد و در ۲۸ اردیبهشت ۱۳۵۸ به ایران بازگشت. 

کیانوری بعد از انقلاب، بازداشت و محاکمه شد و پس از آزادی از زندان اوین نیز، تحت مراقبت ویژه وزارت اطلاعات بود و تا پایان عمر خود در حبس خانگی به سر برد. 

وی در ۲۵ مرداد ۱۳۷۷ فوت کرد. 


نورالدین کیانوری هم جلسات خود با مریدان را پرسش و پاسخ نام داده بود و خط مشی حزب را بدین طریق منتقل می کرد.

بدون اینکه  توان تجزیه و تحلیل مارکسیستی جامعه را داشته باشد و چیزی به حواریون بیاموزد.

وقتی هم که حزب توده بیرحمانه و خونین سرکوب شد، کسی نمی دانست چه باید بکند.

یک میلیون پرسش در دالان های تو در توی اذهان پرسه می زد و خبری از پاسخ درخوری نبود.

 

این اندرز کنفوسیوس و طلابش 

ثالثا مبتنی بر طرز «تفکر» اسکولاستیکی است:

بدین طریق جای خود اندیشی را، یعنی جای استقلال فکری و نتیجتا استقلال عملی را پرسش از این و آن و وحی منزل تصور کردن دعاوی آنها و نشخوار مصلحتی دعاوی آنها می گیرد.

یعنی

اعتنایی به حقیقت و کشف دشوار حقیقت صورت نمی گیرد.

در نتیجه فاتحه ای بر آزادی اراده خوانده می شود.

جامعه بدین طریق به حوزه فقهیه تبدیل می شود و خطا پشت یر خطا صورت می گیرد و خریت بر تحت می نشیند و

حکمرانی می کند.

 

راستی فوت و فن خود اندیشی و  آموزش اکتیو و خلاق چیست؟

 

ادامه دارد.

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر