۱۴۰۵ شهریور ۲۴, سه‌شنبه

درنگی در کلمات قصار استاد (کنفوسیوس) (۵۰)

Die Worte des Meisters: Konfuzianische Weisheiten 

به قلم

چائو هسیو چن

ترجمه به آلمانی از متن امریکایی

هانس کریستیان مایسر

(۲۰۰۵)

برگردان به فارسی و تحلیل مارکسیستی

شین میم شین
کلمات (جملات) قصار کنفوسیوس و طلابش

۱۲

پرسنده باش و آموزنده

ادامه

 

کنفوسیوس و طلابش تنها راهی که برای آموزش می شناسند و توصیه می کنند، پرسش است.

 

پرسش اما هم می تواند الکی و خرکی باشد و هم می تواند جدی و اندیشیده و سنجیده باشد.


علی ابن ابی‌طالب 

 ( ۲۳ پیش از هجرت – ۴۰ قمری) 

امام اول تمامی شاخه‌های مذهب شیعه، خلیفهٔ چهارم از خلفای راشدین اهل سنت، و نیز پسرعمو و داماد محمد بود.

 او فرزند ابوطالب و فاطمه بنت اسد، همسر فاطمهٔ زهرا و پدر حسن، حسین، محمد حنفیّه، زینب و ام کلثوم است.

 وی از سال ۳۵ تا ۴۰ هجری، کم‌تر از پنج سال به‌عنوان خلیفه بر خلافت اسلامی، حکومت کرد. 

او در میان طیف وسیعی از مسلمانان از جایگاه برجسته‌ای برخوردار است.

 

حضرت علی روزی رو به پا منبری ها کرد و گفت:

«هر پرسشی که به ذهن تان می رسد، بیان کنید تا من پاسخ درخور بدهم.»

 

حریفی پرسید:

«تعداد موهای سر من از چه قرار است؟»

 

ما نمی دانیم حضرت علی چه گفت.

ولی پاسخ دادن  به این پرسش هم سهل و ساده و آسان است و هم بیهوده است:

سهولت پاسخ در قابل شمارش عملی موهای حریف است که امری زمانگیر ولی امکان پذیر است.

 

بیهودگی این پرسش و پاسخ بدان در این است که فایده ای برای پرسنده و پاسخ دهنده ندارد.

به زبان کنفوسیوس و طلابش پرسنده با دریافت پاسخ چیزی نمی آموزد.

اینکه مثلا صدهزار مو در سرش هست، هیچ دردی را درمان نمی کند.

 

این بدان معنی است که هر پرسشی به آموزش پرسنده منجر نمی شود.

منظور کنفوسیوس و طلابش از آموزش، نه آموزش به معنی حقیقی کلمه، بلکه ازبر کردن ادعای حریف و نشخوار طوطی وش آن و جا زدن آن به عنوان حقیقت محض است.

چنین کاری را ضبط صوت می تواند بهتر از هر کس به انجام رساند، بدون اینکه چیزی بیاموزد.

 

راستی فوت و فن خود اندیشی و  آموزش اکتیو و خلاق چیست؟

 

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر