انتقاداتی از هانا آرندت
مشخصیت کاذب فنومنولوژیکی و نیهلیسم اخلاقی
گاربزن
سال ۲۰۲۰
نشر انجمن دیالک تیک
(انجمن پیشبرد تقکر دیالک تیکی)
(Hertzstrasse 39
30827 Garbsen)
Zeitschrift für materialistische Ethik
برگردان
شین میم شین
دعاوی هانا آرندت راجع به «اضافه ارزش»
۲۰
راجع به این چنین یاوه های ارتجاعی هانا آرندت فقط می تواند تجزیه و تحلیل خود مسئله مدد رسان باشد:
۲۱
«کار انتزاعی (مجرد)» در قاموس مارکس، کار میانگین است که در هر مولدیت موجود برای تولید کالاهای قابل فروش ویا برای واقعیت بخشیدن به ارزش های شان، لازم است.
(کارل مارکس، «کاپیتال»، جلد اول، ص ۵۳)
۲۲
ارزش ها از این رو، به طور حسی قابل شناخت نیستند و لذا از موضع فنومنولوژیکی (که هانا آرندت دارد)، فابل فهم نیستند.
۲۳
به همین دلیل است که هانا آرندت تئوری ارزش مارکس را اصلا نمی فهمد.
۲۴
نیروی کار، که کارگر به ازای دریافت دستمزد به سرمایه دار می فروشد، خودش کالایی است.
کالایی که ارزشش دستمزد است.
۲۵
مارکس می نویسد:
«برای استخراج ارزش از مصرف کالایی، صاحب سرمایه و پول باید چنان بختیار باشد که در حوزه گردش سرمایه در بازار، به کشف کالایی نایل آید که ارزش مصرف خودش دارای خصوصیتی باشد:
منبع وسرچشمه ارزش باشد.
کالایی باشد که مصرف واقعی اش، خود به معنی شیئیت یابی (جامه عمل پوشی) کار باشد.
یعنی ارزش زا باشد.
صاحب سرمایه و پول در بازار چنین کالای خود ویژه ای را پیدا می کند و آن لیاقت کاری و یا نیروی کار (کارگر) است.»
(کارل مارکس، «کاپیتال»، جلد اول، ص ۱۸۱)
۲۶
ارزش نیروی کار منطبق با میزان مواد غذایی است که به طور تاریخی مشروط می شود:
کارگر برای حفظ زندگی شخص خود و نیروی کار خود
به این میزان مواد غذایی نیاز مبرم دارد.
۲۷
استفاده از کالای نیروی کار در کار برای سرمایه دار، به دلیل ارزش مصرف آن است.
یعنی به دلیل ارزش هایی است که نیروی کار ایجاد می کند.
ارزش هایی که با ارزش مواد غذایی که کارگر به عنوان دستمزد دریافت می کند، تفاوت دارند.
(اضافه ارزش اند.
مازاد بر دستمزدند.
مترجم)
(مارکس نیروی کار را به مراغی تشبیه می کند که تخم دو زرده می کذارد.
زرده ای به عنوان دستمزد به صاحب نیروی کار (کارگر) داده می شود و زرده دیگر به عنوان اضافه ارزش و یا سود توسط سرمایه دار تصاحب می شود.
مترجم)
۲۸
مارکس می نویسد:
«سرمایه دار این تفاوت ارزش (تفاوت ارزش مواد غذایی و یا میزان دستمزد با ارزشی که نیروی کار ایجاد می کند) را موقع خرید کالای نیروی کار، در نظر داشته است.
۲۹
خصوصیت مفید نیروی کار در تولید چرم و یا چکمه
فقط شرط لازمی است که کار در فرم مفید باید برای تشکیل ارزش ها عرضه دارد.
۳۰
تعیین کننده اما ارزش مصرفی این کالای نیروی کار بوده است.
یعنی
سرچشمه ارزش بودن نیروی کار بوده است و بیشتر از ارزش خود (میزان دستمزد و یا میزان مواد غذایی لازم برای کارگر) ارزش ایجاد کردن بوده است.»
(کارل مارکس، «کاپیتال»، جلد اول، ص ۲۰۸)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر