۱۴۰۵ شهریور ۳۰, دوشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (د) دموکراسی سوسیالیستی


برگردان

 شین میم شین

 

 ۱

·    دموکراسی سوسیالیستی با کسب قدرت سیاسی توسط طبقه کارگر و با ساختمان سوسیالیستی کل جامعه در دوره دیکتاتوری پرولتاریا پدید می آید و توسعه و تکامل می یابد.

 

۲

·    «اولین گام در انقلاب کارگری عبارت است از ارتقای طبقه کارگر به مقام طبقه حاکمه و مبارزه برای برقراری دموکراسی.»

·    (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۴، ص ۴۸۱)

 

۳

·    دیکتاتوری پرولتاریا  دموکراسی کیفیتا نوینی است.

 

۴

·    با تصاحب وسایل تولید توسط خلق، خلق به مالک تمامی ثروت مادی وفرهنگی جامعه بدل می شود و بدین طریق، پایه و اساس عینی برای حاکمیت واقعی خلق پدید می آید.

 

۵

·    کیفیت جدید  دموکراسی سوسیالیستی ـ در مقایسه با هر نوع  دموکراسی بورژوائی ـ در این است که آن بر مبنای شکوفائی آگاهانه نیروهای مولده به برکت مناسبات تولیدی جدید امکان پذیر می گردد و با کردوکار مبتنی بر برنامه ریزی  و اداره دولت سوسیالیستی، کلیه عرصه های زندگی و قبل از همه خود تولید را در برمی گیرد و قانونمندی های مؤثر در آن عرصه ها را آگاهانه مورد استفاده قرار می دهد.

 

۶

·    ماهیت دموکراتیک حاکمیت طبقه کارگر و متحدانش نه تنها مانع آن نخواهد شد، بلکه لازم خواهد داشت که همان حاکمیت طبقه کارگر بر ضد دشمنان سوسیالیسم دیکتاتوری باشد (دیکتاتوری اکثریت عظیم مردم بر   اقلیت انگشت شمار) و بر ضد آنان در صورت لزوم به اعمال دیکتاتوری متوسل شود.

 

۷

·    به قول لنین، «درگذار از سرمایه داری به کمونیسم سرکوب هنوز لازم خواهد بود:

·    سرکوب اقلیت استثمارگر توسط اکثریت استثمار شونده.

 

۸

·    یک دستگاه خاص، یک ماشین خاص سرکوب، یک دولت هنوز لازم خواهد بود:

·    دولت گذار که دیگر دولت به معنی واقعی کلمه نیست.

·     چون کنترل اقلیت استثمارگر به وسیله اکثریت بردگان مزدبگیر دیروزی، امری نسبتا ساده، آسان و طبیعی خواهد بود و در مقایسه با سرکوب بردگان، رعایا و کارگران، خون به مراتب کمتری خواهد ریخت و برای بشریت به مراتب ارزانتر تمام خواهد شد.

 

۹

·    و این امر با بسط  دموکراسی بر اکثریت عظیم جمعیت کشور انطباق خواهد داشت که با امحای دولت به مثابه دستگاه سرکوب مترادف است.

 

۱۰

·    استثمارگران نمی توانند بدون دستگاه بسیار بغرنج سرکوب، مردم را تحت کنترل خود نگه دارند.

·     ولی مردم می توانند استثمارگران را با دستگاه ساده ای، تقریبا بدون دستگاهی، بدون ماشین خاصی، به کمک سازمان ساده ای از توده های مسلح کنترل کنند.»

·    (لنین، «مجموعه آثار»، جلد ۲۵، ص ۴۷۷)

 

۱۱

·    در گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم، دموکراسی سوسیالیستی و دیکتاتوری پرولتاریا یکسان اند و کار هر دو به انجام امور دولتی محدود می شود.

 

۱۲

·     دموکراسی سوسیالیستی بیشتر کل نهادها و سازمان های دولتی و اجتماعی را شامل می شود که وسایل اعمال قدرت خلق و ساختمان سوسیالیسم اند.

 

۱۳

·    از آن جمله اند:

 

الف

·    ارگان های دولتی.

ب

·    اتحاد نیروهای ملی.

پ

·    شوراهای اجتماعی.

ت

·    کمیته های تولید.

ث

·    کمیسیون های رفع اختلاف.

 

ج

·    سندیکاها با شبکه گسترده ای از کمیسیون ها و  فرم های سازمانی دیگر.

 

ح

·    کلیه سازمان های توده ای.

 

خ

·    کلیه  فرم های عمل آگاهانه  توده ها برای تحقق منافع اجتماعی تحت رهبری حزب مارکسیستی ـ لنینیستی.

 

۱۴

·    در کل سیستم  دموکراسی سوسیالیستی، نمایندگان خلق به مثابه ارگان های قدرت زحمتکشان مقام و منزلت خاص خود را دارند.

 

۱۵

·    اهمیت آنها در روند تکمیل ساختمان سوسیالیسم بی وقفه افزایش می یابد.

 

۱۶

·    نمایندگان خلق در مغایرت با پارلمان های بورژوائی (که در آنها خواست مردم افسانه ای بیش نیست)، در پیوند تنگاتنگ با خلق قرار دارند، موظف به دادن گزارش به انتخاب کنندگان خویشند، در عرصه های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی تحت مسئولیت خویش، خود تصمیم می گیرند، وسایل اجرای آنها را خود تدارک می بینند و سازمان می دهند. 

 

۱۷

·    ماهیت  دموکراسی سوسیالیستی در این تحول آگاهانه حیات جامعتی به وسیله خود زحمتکشان نهفته است.

 

۱۸

·    با شرکت دادن تعداد روزافزونی از مردم و سرانجام کل مردم در اداره روندهای اجتماعی، مردم قابلیت درک بهتر و بهتر قوانین عینی جامعه و استفاده آگاهانه از آنها در راستای  توسعه بیشتر جامعه را کسب می کنند.

 

۱۹

·    هومانیسم  دموکراسی سوسیالیستی نیز ضمنا در همین امر خودنمائی می کند.

 

۲۰

·    توسعه  دموکراسی سوسیالیستی و شرکت دادن توده های خلق در اداره دولت، اقتصاد و فرهنگ وجود یک رهبری قاطع و مرکزی را بر مبنای برنامه ریزی واحد الزامی می سازد که بدون آن ابتکار عمل و فعالیت زحمتکشان نمی تواند شکوفائی کامل یابد و در راستای مسائل اساسی جاری شود.

 

۲۱

·    از این رو مهمترین اصل اداره جامعه سوسیالیستی و پیش شرط لازم برای توسعه  دموکراسی سوسیالیستی تکمیل مداوم سانترالیسم دموکراتیک خواهد بود.

 ۲۲

·    دموکراسی سوسیالیستی هنوز نمی تواند با پیروزی سوسیالیسم به شکوفائی کامل خود برسد.

 

۲۳

·    حتی در مرحله گذار به کمونیسم، آنگاه که دولت دیکتاتوری پرولتاریا به دولت تمامخلقی بدل می شود،  توسعه و تکامل دولتیت  سوسیالیستی همچنان هدف اصلی خواهد بود.

 

۲۴

·    در روند گذار از سوسیالیسم به کمونیسم وحدت  دموکراسی و دیکتاتوری از بین می رود.

·    زیرا دیگر نیروهایی در میان خلق وجود ندارند که وجود دیکتاتوری را الزامی سازند.

 

۲۵

·    دموکراسی سوسیالیستی با تکمیل ساختمان جامعه کمونیستی و با ارتقای تدریجی دولتیت سوسیالیستی به خودگردانی کمونیستی جامعه به شکوفائی کامل خود خواهد رسید.

 

۲۶

·    به قول لنین، «دیکتاتوری پرولتاریا در دوره گذار به کمونیسم ـ برای اولین بار ـ دموکراسی برای خلق، یعنی برای اکثریت مردم را به همراه خواهد آورد، ولی در عین حال برای کنترل اقلیت استثمارگر ضرور خواهد بود.

 

۲۷

·    تنها و تنها کمونیسم می تواند یک دموکراسی راستین کامل عرضه کند و آن هرچه کاملتر شود، به همان اندازه سریعتر زاید خواهد شد و خواهد مرد.»

·    (لنین، «مجموعه آثار»، جلد ۲۵، ص ۴۷۶)

 

·    مراجعه کنید به دیکتاتوری پرولتاریا، سوسیالیسم و کمونیسم، دولت.

  

دیکتاتوری پرولتاریا

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10607

 

طبقه

دولت

 

 http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3716

 

 

پایان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر