پروفسور دکتر وینفرید شرودر
استاد دانشگاه فیلیپ ماربورگ آلمان
متخصص
در
فلسفه آنتیک (جهان باستان کلاسیک)،
عصر جدید آغازین
روشنگری،
متافیزیک،
مذهبفلسفه ،
فلسفه عملی،
تاریخ مفاهیم
آثار:
نیهلیسم اخلاقی
منشئات آته ئیسم
پروفسور وینفرید شرودر
پروفسور دکتر کارل هاینتس بارک
برگردان
شین میم شین
(بخش اول)
· روشنگری عنوانی است برای جنبش فکری که تلنگرهای خود را از تمایلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی طبقه متوسط در دوره رهائی بورژوازی از قید و بند نظام فئودالی ـ استبدادی دریافت می کند و به پیدایش معارف بنیادی و راهنما در کلیه عرصه های علوم کمک می کند.
پیشگفتار
۱
· روشنگری ـ به قول کلاسیک های مارکسیسم ـ «گام ماقبل آخر بشریت در راه خودشناسی و خودرهانی بوده است که اما به مثابه گام ماقبل آخر نیز به طور یکجانبه در تضاد گیر می کند و می ماند.»
· (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۱، ص ۵۵۰)
۲
· در جنبش روشنگری جریانات مختلفی با تمایلات متفاوت شرکت داشته اند.
۳
· جنبش روشنگری ـ در مجموع ـ از مراحل توسعه بیشماری می گذرد.
۴
· جنبش روشنگری ـ بنا بر ماهیت خویش ـ ادبیات اپوزیسیون ضد فئودالی را تشکیل می دهد.
۵
· به قول کلاسیک های مارکسیسم، در جنبش روشنگری، «مذهب، طبیعت نگری، جامعه، نظام دولتی، همه و همه به انتقاد بیرحمانه کشیده می شوند.
۶
· هر چیزی می بایستی حقانیت وجودی خود را در محکمه خرد توجیه کند و یا ترک وجود کند.»
· (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲۰، ص ۱۶)
۷
· روشنگری در طول قرن هجدهم میلادی در همه کشورهای اروپا (البته به انحای مختلف) غالب می آید.
۸
· روشنگری ـ از نقطه نظر تاریخ ایده ها ـ به دنبال جنبش های زیر فرا می رسد:
الف
· به دنبال هومانیسم
ب
· به دنبال رنسانس
پ
· به دنبال رفرماسیون
ت
· به دنبال سیستم های فلسفی راسیونالیستی قرن هفدهم میلادی
· مراجعه کنید به راسیونالیسم، کارتزیانیسم، اسپینوزیسم.
اسپینوزیسم
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/8261
ایراسیونالیسم
(خردستیزی)
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10895
۹
· روشنگران معارف مترقی پیشینیان را توسعه می دهند و همزمان بر ضد نظریات محافظه کارانه آنها که تکیه گاه مذهب کاتولیکی و دیگر مدافعان نظام جامعتی و دولتی موجود بودند، به مبارزه می پردازند.
۱۰
· از این رو ست که روشنگری (به ویژه روشنگری فرانسه) ـ به قول کلاسیک های مارکسیسم ـ «نه فقط نبردی بر ضد نهادهای سیاسی، مذهب و تئولوژی موجود، بلکه علاوه بر آن، چالشی علنی، آشکار و عظیم بر ضد متافیزیک قرن هفدهم و هر نوع متافیزیک از قبیل متافیزیک دکارت، مالبرانش، اسپینوزا و لایب نیتس بوده است.»
· (مارکس و انگلس، «کلیات»، جلد ۲، ص ۱۳۷)
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر