بوستان
باب سوم
در عشق و مستی و شور
حکایت هفدهم
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ ـ ۹۶ )
محتوای این حکایت سعدی
را
تعویض سوبژکتیو (دلبخواهی) جای عاشق با معشوق (جای پروانه با شمع) تشکیل می دهد.
این تعویض مبتنی بر تحقیر عاشق و تجلیل معشوق (دوست، شمع) است.
اگر جای دوست (شمع، معشوق) را با اعضای طبقات حاکمه پر کنیم،محتوای طبقاتی ارتجاعی عشق در قاموس سعدی و حافظ تعیین می شود.
عاشقان حقیقی در قاموس سعدی و حافظ نه اعصای توده «بی همه چیز» بلکه اعضای طبقات حاکمه اند.
عشق
زمانی عشق قلمداد می شود که شمع عاشق پروانه شود، گل عاشق بلبل، زلیخا عاشق یوسف شود و شیرین عاشق فرهاد.
اکنون
همان عشقی که به عاشق زباله واره و ذلیل اعتبار سوبژکتیو و تصنعی و قلابی می بخشید،
ماهیت طبقاتی ارتجاعی خود را آشکار می سازد:
عشق اصیل به شرطی وجود پیدا می کند، که عاشق عضو و جزو طبقات حاکمه باشد:
شیرین شاه باشد و نه فرهاد کوهکن.
زلیخا شاه باشد و نه یوسف برده زر خرید.
بی اعتنا به قدرت فیزیکی خارق العاده فرهاد و زیبایی رؤیایی یوسف.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر