بوستان
باب سوم
در عشق و مستی و شور
حکایت هفدهم
(دکتر حسین رزمجو، «بوستان سعدی»، ص ۹۵ )
سرانداز در عاشقی صادق است
که بد زهره بر خویشتن عاشق است
معنی تحت اللفظی:
پیش شرط صداقت عاشق در عشق، تقبل پیشاپیش مرگ (از جان گذشتگی) است.
برای اینکه بزدل ها عاشق خویشتن خویش اند و نه دیگری.
سعدی
در این بیت شعر،
معیاری سوبژکتیو (ذهنی) برای صداقت در عشق اختراع می کند و آن پذیرش داوطلبانه مرگ است.
هرکس حاضر به از جان گذشتگی در راه معشوق نباشد، نمی تواند عاشق صادقی باشد.
حدود صد سال بعد جانشین سعدی، همین خرافه را تکرار خواهد کرد:
حریم عشق را درگه، بسی بالاتر از عقل است
کسی آن آستان بوسد، که جان در آستین دارد.
معنی تحت اللفظی:
حریم
یعنی
چیزی که حراست از آن واجب باشد.
درگاه حریم عشق
متعالی تر از حریم عقل
است.
کسی لیاقت بوسه زدن بر حریم عشق را دارد
که
از
جان بگذرد.
حدود هفتصد سال بعد، همین خرافه سعدی را خونخوارترین آدمخواران خردستیز معروف به فاشیست، ناسیونال ـ سوسیالیست و امثالهم تکرار خواهند کرد
و
به قول احمد شاملو
«گورستانی چندان بی مرز شیار خواهند کرد، که بازماندگان را (تا ابد) از چشم، خونابه روان خواهد بود.»
سعدی کسی را که حاضر به جانبازی در راه «دوست» نباشد، بزدل و بد زهره و خود خواه می نامد.
سعدی منطق عوامفریب قلدران و اوباش را به کار می گیرد:
اگر عاشق و فدائی طبقات حاکمه نباشی، عاشق ناصادق و ریاکاری بیش نیستی.
معیار صداقت در عشق، عبارت است از مرگ در راه ارباب (دوست و یا معشوق) خود.
معیار عدم خلوص در عشق، عبارت است از آگاهی به منافع فردی و طبقاتی خویش.
سعدی ارزش انسانها را نه در خود آنها، بلکه در «بیگانه» آنها می جوید.
سعدی عینیت عاشق را به مثابه موضوع شناخت نفی می کند و نحوه برخورد او با معشوق را معیار صداقت و ریای او قرار می دهد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر