۱۴۰۴ آذر ۳۰, یکشنبه

کلنجار ایده ئولوژیکی با همنوع (۵۶۵)

     https://img2.chinadaily.com.cn/images/202005/27/5ece2147a310a8b2fa4bc20c.jpeg  


میم حجری
 


اگر ج خ چین نبود
روسیه و ایران
تجزیه و تخریب و تسخیر می شدند.
اگر اتحاد شوروی و اردوگاه سوسیالیستی نبود
چین مستعمره می ماند
هر مسئله ای در گردنه دیالک تیکی داخلی و خارجی طرح و حل می شود


هدایت  واقعا بیسواد و بدبخت است.
هدایت
قیاس به نفس می کند
در نتیجه
همه را مثل خود تصور میکند.
این مزخرافات هدایت
اصولا بی معنی اند:
زنده به گوری در فکر و قلب و تنهایی
یاوه اند
بی معنی اند
متفکرین
زنده ترین اعضای جامعه اند
قلب
ارگان حیاتبخش هر اندامی است
تنهایی
نعمتی گرابها برای توسعه همه جانبه فردی و فیزیکی و فکری و هنری و فلسفی و فرهنگی ست
 

خدا و آسمون ها؟

مگر چندتا آسمان وجود دارد
مشد اسکندر؟
برف و باران نه نتیجه امداد غیبی
بلکه پیامد تزریق شیمیایی  ابرها ست که در رسانه های امپریالیستی راجع بدان گزارش داده شده است


در طول ۴۶ سال گذشته... هیچ‌کس نتوانسته این مرد خردمند را شکست دهد.
و آنها هنوز در تلاشند.
اسکندر

منظور از خرد چیست؟
خلایق
همه از دم
دم به دم
از خردمندی دم می زنند
و
بقیه را خر قلمداد می کنند
سؤال این است که منظور  خلایق از خرد چیست و مشخصات اساسی خردمند چیست؟
به چه دلیل خمینی ویا سید علی شخصیتی خردمند است؟
خردمند
مگر شهرنو را به اةش می کشد و بینوایان آن ویرانه را جزغاله می کند
خردمند مگر سیتمای رکس ابادان را به اةش می کشد و صدها  بیگناه نشسته در سالن سینم ارا بریان می کند

خردمند مگر خادم ترین حزب سیاسی کشور را که صادقانه ازش حمایت کرده است و در خنثی سازی سه کودتای امپریالیستی سنگ تمام نهاده است و بهترین سردارانش را فدا کرده است
زجر کش و تواب و اعدام و تیرباران و منحل می کند
خردمند مگربا ترور می افتد و با ترور برمی خیزد؟


مارکو روبیو:
کوبا یک فاجعه است و این فقط به این دلیل نیست که آنها مارکسیست و تروریست هستند.
آنها بی‌کفایت هستند. اینها افراد بی‌کفایتی هستند و آن کشور را نابود کردند.
کوبا یک «فاجعه» نیست چون مردمش ناتوان یا بی‌کفایت‌اند.
کوبا کشوری فقیر است که بیش از ۶۰ سال محاصره و تحریم از سوی ثروتمندترین امپراتوری تاریخ را تاب آورده است.
شما کوبایی‌ها را «مردمی نالایق» می‌نامید، در حالی که نادیده می‌گیرید واشنگتن در هر دهه، بی‌وقفه تلاش کرده اقتصاد آن‌ها را خفه کند، روند توسعه‌شان را خرابکاری کند و هر کشوری را که با آن‌ها تجارت کند، مجازات نماید.
بحث این نیست که کوبا فقیر است.
بحث این است که پس از حملهٔ خلیج خوک‌ها، تلاش‌های مکرر برای ترور، اقدامات تروریستی، تحریم‌ها و محاصرهٔ اقتصادی، کوبا هنوز پزشک دارد، مدرسه دارد، و دولتی دارد که حتی یک‌بار هم زانو نزد و برای اجازهٔ بقا از آمریکا التماس نکرد.
اگر کوبا «ویران شده» است، پس به کشوری که تریلیون‌ها دلار صرف جنگ می‌کند اما هنوز نمی‌تواند برای مردمش خدمات درمانی رایگان، مسکن مقرون‌به‌صرفه یا آموزش بدون بدهی فراهم کند، چه می‌گویید؟
شما به کشوری نگاه می‌کنید که نسل‌ها از نظر اقتصادی خفه شده و بعد، قربانی را به «بی‌کفایتی» متهم می‌کنید.
اما انسانهای با شرف به همان جزیره نگاه می‌کنند و چیز دیگری می‌بینند :
کشوری کوچک که حاضر نشد حاکمیتش را بفروشد، و هنوز هم به‌خاطر این «جرم» که نخواست مزرعهٔ دیگران باشد، مجازات می‌شود.



انقلاب با شکوه است،
بجز آن همه چیز بیهوده و پوچ است.
 “رزا لوگزامبورگ”‎

منظور روزا مقایسه اوولوسیون (رفرمیسم، سوسیال ـ دموکراتیسم) با روولوسیون (انقلاب) بوده است.
روزا و کارل لیبکنشت و یاران با تشکبل گروه اسپارتاکوس از حزب سوسیال ـ دموکرات آلمان انشعاب می کنند که بعد به حزب کمونیست آلمان تبدیل می شود.

اوولوسیون

۱
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10456

۲
http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10469

۳
 http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10489

پایان

انقلاب
(روولوسیون)

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/9493




رئیس جمهور کلمبیا اظهار داشت اگر ترامپ می‌خواهد نفت «دزدیده شده» ونزوئلا را بازگرداند، ابتدا باید ایالت‌های جنوبی آمریکا که بوسیله آمریکا «دزدیده شده» را بازگرداند.
گوستاوو پترو، رئیس جمهور کلمبیا، اظهار داشت که به نظر او، تگزاس، کالیفرنیا و کل جنوب ایالات متحده سرزمین‌هایی هستند که به زور تصرف شده‌اند، نه اینکه به طور قانونی فروخته یا منتقل شده باشند.


سخنرانی نازیست های اوکراینی از جنگ جهانی دوم.
"من در مقابل خود پسران زیادی از منطقه زیبای پولتاوا، از کرانه‌های تاریخی دنیپر، از منطقه زیبای پولتاوا می‌بینم. من در مقابل خود پسران و دختران زیادی از مردم اوکراین خود را می‌بینم.."
پ.ن:
نوه های این ها امروز قدرت را در اوکراین با کمک بریتانیا، آلمان ،فرانسه و آمریکا غصب کردند.آنها با هیتلر همکاری و به کشتار اوکراینی ها میهن پرست و کمونیست،روس ها، یهودها و لهستانی ها پرداختند.این ها همان اجداد آزوف های نیونازیست هستند.فقط اوکراین در زمان جنگ دوم جهانی پنج میلیون کشته داد.

از این حرفهای حریف اوکراینی
بیشعوری خودش عربده می کشد که مشخصه اصلی فاشیست ها ست.
اسکندر
فقط دنبال حقیقت نیست.
سؤال این است که دنبال چیست؟
حقیقت
به شرطی حقیقت است
 که کامل باشد و نه نیمبند
اوکراین
یکی از مستعمرات تزار بود.
اوکراین
پس از پیروزی انقلاب سوسیالیستی اکتبر تحت رهبری لنین
استقلال کسب می کند.
مثل ایران و خیلی از مستعمرات تزاری دیگر.
اوکراین
 داوطلبانه به اتحاد جماهیر شوروی می پیوندد
و
بر اساس اصل اساسی لنینیسم
حق تجزیه از اتحاد شوروی را هم احزار می کند.
خودمختاری ملی خلق ها
یکی از اصول مسلم و بی چون و چرای لنیینسم بوده و است و خواهد بود.
اوکراین را نمی توان در باند باندرو خلاصه کرد.
شکست اردوگاه سوسیالیستی
در همه این کشورها به معنی پیروزی فاشیسم تلقی شده است
و
در همه این کشورها
فاشیست ها در هیئت اولیگارش ها و تحت حمایت آنها
تحت عناوین و اسامی مختلف روی کار امده اند
کمترین فرقی بین روسیه اولیگارشیستی و اوکراین و لهستان و چک و اسلوواکی و  ارمنستان و آذربایجان و گرجستان و قزاقستان و ترکمنستان و غیره وجود ندارد:
طبقه حاکمه همه اینها مشتی اولیگارش اند
که پوتین و مدودوف و غیره هم  یا اولیگارش اند و یا نماینده سیاسی اولیگارش ها هستند
افسران روس هم تعلیمات فاشیستی دیده اند و می بینند
نازی ها
فقط در  اوکراین نبوده اند و نیستند.
همه سران دول سابقا سوسیالیستی ورثه نازی های این کشورها هستند
  آلمان شرقی سابق
اکنون هات اسپات احزاب نئونازی است
شاید فردا روی کار ایند
در هلند و ایتالیا و غیره روی کار آمده اند
در فرانسه هم می توانند فردا روی کار آیند
پوتین و حزبش که ضد فاشیستی نیستند
اولیگارشیستی اند




هاینریش بل
کسانی پیدا شده اند که می خواهند به ما بقبولانند
که
ایام بشردوستی به سر آمده است
که
ایام همدردی به سر آمده است.
حضرات اما از فرط خریت نمی دانند
قلوب سخت نر از سنگ
به آسانی می شکنند و خرد و خراب می شوند
در حالیکه قلوب نرم
از استحکام به مراتب بیشتری برخوردارند و نیروی عظمیم در بر دارند



درخت عجیب در آمریکای جنوبی:
این درخت پائو در برزیل است، درختی که در جنگل های اقیانوس اطلس آمریکا در جنوب می روید.
رنگ متمایل به قرمز برزیل پائو از ذرات اکسید آهن می آید که استخراج می کند و آن را به چوب فاسد نشدنی تبدیل می کند، به همین دلیل است که هدف تمام ارتش ها و ملوانان منطقه برای کشتی های آسیب دیده آنها در اثر شوخی (Teredinidae، کرم دریایی) بوده است. ). به این ترتیب عملاً آن را به انقراض رساندند.
این یکی از سخت‌ترین و متراکم‌ترین چوب‌های جهان است (دو تا هستند که از آن پیشی می‌گیرند) و در هنگام برش یک رنگ دارد که به فوشیا نزدیک می‌شود، اما با اکسید شدن به مرور زمان به قهوه‌ای تیره تبدیل می‌شود.




گزین گویه های فردریش نیچه ...
1- نگاه کن ! نگاه کن! او از انسان ها فرار می کند . چرا او دارد از آن ها فرار می کند . آن ها از موجودات گله ای هستند .
2- پدر و پسرمعمولا بیشتر رعایت یکدیگر را می کنند تا مادر و دختر.
3- شرایط برای خدا
لوتر با دلیل خوبی گفت : خدا نمی توانست بدون انسان های خردمند به وجود خود ادامه دهد ،اما چیزی که اوخوب نگفته این است خدا بدون بی خردان اصلا نمی توانست باقی بماند .
4- دشمنی بی پایان بهتر از دوستی گاه گاهی است .
زنی را که قلبت خواستار اوست تسخیرکن
اگرچه اندیشه ی مردان این است که زن تسخیر نمی کند بلکه می رباید .
5- برادران ، مبارزه آغاز گر شادمانی در جهان است .
دوستی را مبارزه و دود باروت باید
دوستی بر پایه سه معنا و اصل است
برادری در زمان ناخوشی
برابری در مقابل دشمن .
وآزادگی در برابر مرگ

فردریش نیچه 
  انسان هاا از موجودات گله ای هستند

 نیچه و معلم بیسواد و بدبختش شوپنهاور
قیاس به نفس می فرمایند
خودشان از جانورانند
و
خیال می کنند که بشر به طور کلی جانور است.
بشر دیری است که ترک جانوریت کرده است و اجتماعی شده است
در نتیجه جامعه بشری بنا شده است
که
طبیعت دوم است
که
طبیعت شعورمند است
که
طبیعت انسانی شده است



اِما گلدمن، زنی در مبارزه برای آزادی
«مبارزه برای آزادی به‌معنای به‌دست آوردن قدرت بر دیگران نیست؛
بلکه به‌معنای ساختن جامعه‌ای است بر پایه‌ی احترام متقابل و برابری.»
 اما_گلدمن
 
  گلدمن به ما یادآوری می‌کند که آزادیِ واقعی از سلطه‌گری نمی‌آید، بلکه از همزیستی انسانی در یک جامعه‌ی آزاد و برابر و فاقد طبقات شکل می‌گیرد.
 فلسفه_آزادی
اما گلدمن
نمی داند که آزادی
به تنهایی وجود ندارد.
حتی آخوندها می دانستند و می دانند.
 آزادی
در دیالک تیک ضرورت و آزادی (جبر و اختیار) وجود دارد و معنی دارد
و
نقش تعیین کننده در این دیالک تیک از ان ضرورت ویا جبر است.
آزادی (اختیار) هر کس به اندازه درک او از ضرورت و یا جبر است
این بدان معنی است  که  آزادی با آگاهی می افتد و برمی خیزد.
به همین دلیل
خر نمی تواند مختار ( آزاد) باشد.
حتی اگر طرفدار «احترام متقابل و برابری» باشد
و
طرفدار «همزیستی انسانی در یک جامعه‌ی آزاد و برابر و فاقد طبقات» باشد


 و گاهی پناه میبری به موسیقی
شاید تنها راه فرار از دردها،
همین است...!
 تنهاترین عاشق -
 سعید فلاح

موسیقی که فرقی با فرم های هنری و فکری و فلسفی  مذهبی و اساطیری دیگر ندارد
همه این ها فرم وقالب و قابلمه اند
ظرف اند.
مظروف و محتوای همه اینها اندیشه است
اندیشه چیست و منشاء اندیشه چیست.
پناه بردن به موسیقی ویا نقاشی بی معنی است



برگزاری نخستین رزمایش نظامی روسیه، چین، هند و شش کشور دیگر در خاک ایران تحلیل‌های گسترده‌ای را در خصوص جهت‌گیری نظامی جمهوری اسلامی و همچنین مسیری که حاکمان در تهران برای آینده کشور در نظر گرفته‌اند پدید آورده است.
نشریه معتبر دیپلمات در تحلیلی به این موضوع پرداخته و می‌نویسد برگزاری چنین رزمایشی یک پیام ژئوپولتیکی روشن از تهران به جهان مخابره می‌کند.
ایران اخیرا برای نخستین بار، میزبان نیروهای نظامی چین، هند، روسیه و شش کشور دیگر در قالب نخستین رزمایش نظامی سازمان همکاری شانگهای (SCO) در خاک ایران بود. این رزمایش پنج‌روزه با عنوان «سَهند ۲۰۲۵» که در شمال‌غرب کشور برگزار شد، صرفا یک تمرین ضدتروریسم نبود؛ بلکه پیام ژئوپلیتیکی روشنی داشت: ادغام کامل تهران در شراکت چندجانبه‌ای که چین و روسیه رهبری آن را برعهده دارند. این رزمایش نشان داد پکن و مسکو اکنون ایران را بازیگری ارزشمند در پروژه‌های گسترده‌تر منطقه‌ای خود می‌دانند؛ پروژه‌هایی که در کنار قالب‌ها و ساختارهای غربی شکل گرفته‌اند.
با این حال، چین همچنان از حمایت بی‌قیدوشرط از تهران پرهیز دارد؛ چون نگران است درگیر تنش‌های ناخواسته شود یا جریان نفت مختل شود؛ به‌ویژه با توجه به گرایش‌های ایران در گسترش نقش خود در خاورمیانه، اقدام‌های خصمانه علیه اسرائيل و مهم‌تر از همه، حفظ برنامه هسته‌ای‌ای که ممکن است تهران را به نادیده گرفتن تعهدات منع اشاعه هسته‌ای سوق دهد.
با این همه، عملیات میدانی، مانورهای تاکتیکی و تمرین‌های فرماندهی مشترک که از اول تا پنجم دسامبر انجام شد، برای کشوری که سال‌ها زیر فشار تحریم‌های سازمان ملل منزوی بوده، یک دستاورد محسوب می‌شود و در عین حال بازتاب چرخش مهم چین است: پکن دیگر نگران این نیست که بیش از حد نزدیک به ایران دیده شود و حالا در ارتقای روابط در چندین حوزه، «ارزش» می‌بیند.



این تصویر مشمئز کننده میان پهلوی طلب ها، چه در آن زمان و چه اکنون، بسیار ستودنی است، زیرا حقارت پذیری یکی از اصول های فرقه پهلوی طلب هاست!
انصاری
اصول = اصل ها
از این رو
اصول ها نشانه بیسوادی است


اسکندر و تحریف حقایق
هراس دهقانانان از  سیل مواد کشاورزی ارزانقیمت  از کشورهای آرآنتین و اوروگوئه و برزیل است  و نه فشارمالی و گرانی


  دودکش جن ( هودو Hoodoo ) ، شهر ماهنشان - #استان زنجان
نوعی سنگ قارچی شکل است
 که بر اثر فرسایش پدید آمده و به مناره ای بلند و نازک می ماند که سنگ دیگری روی آن قرار گرفته است ، به این پدیده طبیعی در اصطلاح زمین شناسی هودو گفته می شود
این پدیده درحدود ۲۰ کیلومتری ماهنشان و ۱۲۰ کیلومتری زنجان قرار دارد

زنده‌باد استیوان مِژاروس، متفکرِ عبور از سرمایه و دولت؟
عبور از دولت
ایدئآلی آنارشیستی است
کمیته گار و گوری
احتمالا آنارکو سوسیالیستی است

مهم نه خود دوست و رفیق و اشنا
بلکه به درد خوردن شان به وقت نیاز است
حریف

حریف
عاجز از تمیز  دوست و رفیق و اشنا از کلفت و کنیز و بنده و نوکر است.
ضمنا دلیل  دوستی و رفاقت و اشنایی را نمی داند.
دوستی بر مبنای منافع مشترک تشکیل می یاید
 
همه ما در لجنزار زندگی هستیم، اما برخی از ما به ستاره‌‌ها نگاه می‌کنیم.
اسکار وايلد

اولا
چنین نیست.
بشریت ساکن کره زمین است  و نه گرفتار در لجنزار
بشریت کرم نیست
تا ساکن لجنزار باشد
بشریت موجودی متفکر و مولد است و جامعه می سازد که طبیعت ثانی است
ثانیا
نگریستن به ستارگان
فقط زمانی مبسر می شود که بشر دغدغه اب و نان و مسکن و پوشاک و بهداشت نداشته باشد
 مایحتاج مادی حیاتی
مقدم بر مایحتاج فکری و هنری و نظری است



اگر با این نظر موافق و یا مخالفید ،کامنت های خودتان را بنویسید؟
یک فرد طرفدار ایده های سوسیالیستی می تواند مذهبی ، یا غیرمذهبی باشد.
هدف اصلی مبارزه برای عدالت اجتماعی - اقتصادی، توسعه انسان و تمدن است.
امروز صحبت از سوسیالیسم شبکه ای که با مردم سالاری توآم است.
پرولتاریای قرن ۲۱ ، پرولتاریای فکری است که ابزار کار او فناوری های فرامدرن،و هم چنین هوش مصنوعی ، ربات ها و ماشین ها را برنامه ریزی و کنترل میکند....
اسکندر

اسکندر و دعاوی خرافی اش:
در سوسیالیسم
همه کم دارند
اما چیزی دارند.
در سرمایه داری
عده انگشت شماری همه چیز دارند و اکثریت اعضای جامعه هیچ چیز ندارد
اسکندر

منظور از «کم» چیست؟
در سوسیالیسم
توده مالک وسایل اساسی تولید جامعه (کارخانه و مزرعه و مرتع و منابع و معادن و بیمارستان و تیمارستان و بانک و دانشگاه و مدارس و کودکستان و غیره) است
این «کم»است؟
در سرمایه داری
همه دارنده چیزی اند
طبقه حاکمه مالک وسایل اساسی تولید است
(در سوسیالیسم توده مالک اینها ست)

یعنی
در سرمایه داری
 ملکیت بر وسایل اساسی تولدی
خصوصی است
در نتیجه
طبقه حاکمه سرمایه دار
همه اهرم های سیاسی و فکری و فرهنگی و اخلاقی و دولتی و مذهبی و قضایی و حقوقی را در دست دارد
توده زحمتکش و  پرولتاریا 
کالایی به نام نیروی کار خود دارند و از فروش و اجاره دادن آن امرار معاش می کنند


خردمندان اینگونه اند؛
گذشته را یادآوری نمی‌کنند!
مسعود همذانی در برابر کردار ناشایست مردم بسیار بخشنده بود و گذشت می‌کرد، وقتی شخصی برای عذر خواهی نزد وی می‌آمد، به او می گفت: گذشته ها گذشته!
وقتی مسعود از دنیا رفت، شخصی ایشان را در خواب دید؛ از او پرسید: خداوند با تو چه برخوردی کرد؟ پاسخ داد: مرا در پیشگاهش حاضر نمود و فرمود: ای مسعود، گذشته ها گذشته است، او را به بهشت ببرید!
[پیام های از قرآن]



اختلاف روزا لوکزامبورگ با لنین
حامد 15.11.2025

اخیرا رفیق صمد وکیلی در رابطه با نقدهای روزا لوکزامبورگ به لنین مطلبی نوشته است که به نظر من اندکی یکسویه است
.
در بحث رفیق صمد، از حزب و دموکراسی درون حزبی خبری نیست! ظاهراً حزب یک پاکت بهم پیوسته و بدون نظرات و جریانات مختلف است
.
که البته در مورد حزب بلشویک و احزاب دیگر چنین نبوده و صحت ندارد
!
حزب بلشویک قبل از کسب قدرت قریب ۲۴ هزار نفر عضو داشت که یکسال بعد از قدرت به ۲۴۰ هزار نفر رسید. چنین تشکلی نمی‌تواند یک پاکت بهم پیوسته باشد
.

جناح چپ حزب بلشویک، جناح تروتسکی و بوخارین که در اوایل انقلاب از جناح چپ جدا شد ، جناح کامنیف، زینویف که مخالف انحلال مجلس موسسان بودند و جناح لنین، جناح استالین- دزرژنسکی و.......تصفیه های خونین درون حزبی، شواهد این حقیقت هستند
.

حتی حزب کمونیست مصنوعی که امک- کومله در دهه ی شصت از بالای سر طبقه ی کارگر در شرایط اوج کشتار نظریه پردازان و اعضای و هوادارن جنبش چپ و کمونیستی، با سر و صدای کاذب تشکیل داده بودند، مدتها است که به چندین جریان خود خوانده حزب کمونیست تنزل یافته است
.
و همچنین در حزب امپریالیستی دموکرات امریکا ی امروزی، با اینهمه ثروت و نقش جنایتکارانه ی تاریخی آن در رقابت با حمهوریخواهان، ما شاهد جناح سوسیالیست های رفرمیست‌ هستیم
، که خواهان ریخته خرده ریز های درآمدهای انحصارات امپریالیستی روی سفره ی کارگران و زحمتکشان در آمریکا هستند و علیه جنوساید در غزه و... موضع می‌گیرند
.
شاید بتوان بطور خلاصه و فشرده اختلافات نظری بین لنین و روزا لوکزامبورگ در رابطه با مسایل مربوط به « حق ملل در تعیین سرنوشت خویش»، رابطه ی «حزب سیاسی با آزادی سیاسی» و ضرورت «نقش حزب سیاسی طبقه ی کارگر در هدایت نیروها و سازمانها و نهادهای توده ای و مبارزات انقلابی توده ها» ، چون شوراها ، کمیته های کارگری، سندیکاهها و...در جبهه ی انقلاب مطرح کرد
.

روزا لوکزامبورگ به نهادهای توده ای طبقه ی کارگر، سندیکاها ، شوراها، کمیته های کارگری و.....با خود گردانی و خلاقیت توده ها
بها میداد
.
اینکه چگونه توده ها در شرایط حاکمیت دیکتاتوری و یا حتی دموکراسی پارلمانتاریستی
به بررسی زنده از احزاب سیاسی، قدرت سیاسی، تاکتیک ها و استراتژی و ضرورت پیشرفت و یا عقب نشینی و... دست خواهند یافت، یکی از موضوعات بحث و انتقاد لنین از روزا لوکزامبورگ بود
.
همچنین روزا لوکزامبورگ در نوشته ی انقلاب روسیه، » -۱۹۱۸، از تامین حفظ آزادی سیاسی برای هر جریان و تشکل دفاع می‌کرد
!

پرسش این است که اگر کشور شوراها علیه فاشیسم در جنگ است، میتواند در پارلمان و نه نهاد های شورایی به فاشیستهای
مهاجم، که هوادارای در کشور داشته باشند، صندلی بدهد؟

و یکی از پرسش های اصلی در درس آموزی از این تاریخ این است که چگونه طبقه ی پیشرو و آگاه کارگر، علیرغم ضرورت استفاده از ابزار های سرکوب دشمنان انقلاب، مانع از بازگشت مجدد ارتجاعی دیگر در لباسی دیگر خواهد شد
!
با تصویب قوانین؟؟
حاکمان آنرا براحثی زیر پا خواهند گذاشت
.
با حضور هر چه بیشتر کارگران و زحمتکشان آگاه در اداره و هدایت امور سیاسی فرهنگی اقتصادی مدنی نظامی و امنیتی
؟
سازگار ممانعت از بازگشت به عقب چیست
؟
حتی اگر طبقه ی حاکمه ی جدید ظرفیت تامین آزادی های سیاسی، بیان، اندیشه و... را بدست آورده و تامین کند
؟
آیا اگر امروزه بخشی از طبقه ی حاکمه ی آلمان که در دهه ی ۶۰ حزب کمونیست- استالینیست آلمان را منحله اعلام کرد، چنانچه
به دلایل خوف از از دست دادن دمکراسی پارلماناریستی حزب فاشیستی ا ف د، را منحله اعلام کند و این حزب را از دسترسی به نهاد های دولتی- نظامی- قضایی- فرهنگی- آموزش ی- نظامی- أمنیتی -سیاسی محروم کند، ما باید به دفاع از حزب فاشیست خیز برداریم؟

لنین به ضرورت و اجتناب ناپذیری سرکوب و اعمال قهر اشاره میکند!

«در گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم، سرکوب لازم است. اما این سرکوب علیه اقلیت استثمارگر بکار می رود، نه اکثریت زحمتکش- لنین، دولت و انقلاب»

از مضمون بحث های لنین میتوان دریافت که
در غیر اینصورت، هر لات و لمپنی در خیابان های شهر تالانگری خواهد کرد و انقلاب بدون اعمال قهر، حتی از مقابله با پشه ها نیز عاجز خواهد ماند
.
لنین همچنین تاکید می‌کند که محدودیت های سیاسی «موقتی و ضروری» در روسیه، برای جامعه ی آلمان الزامی نیست، چرا که آلمان از شرایط عمومی آبژکتیو و سوبژکتیوی، فرهنگ پلورالیسم سیاسی ، تاریخ آزادی احزاب و فرهنگ عمومی .. بالاتری نسبت به روسیه تزاری برخوردار بوده است
.
روز لوکزامبورگ در مقاله ی انقلاب روسیه در سال ۱۹۱۸ مینویسد
:
«
آزادی برای هواداران حکومت، برای اعضای یک حزب، هر قدر هم زیاد باشند، آزادی نیست. آزادی همیشه آزادی برای آن کسی است که متفاوت می اندیشد. زیرا فقط در چنین آزادی است که همه ی چیزها زنده و ثمربخش پدید می اید »- روزا

«
بدون انتخابات عمومی، آزادی نا محدود مطبوعات و آزادی بیان، زندگی عمومی در هر نهاد مردمی از بین می رود، و فقط یک دستگاه بوروکراتیک باقی می‌ماند ‌» همانجا
«
اشتباهات در جنبش های انقلابی، اگر از سوی توده ها انجام شود، هزاران بار از اعمال درست دیکتاتوری بهتر است‌.» - نامه و نوشته های سیاسی- روزا لوکزامبورگ

همچنین
روزا لوکزامبورگ تاکتیک های سازمانهای توده ی را بیشتر به خودگردانی این نهادها و خلاقیت توده‌ها حواله میدهد.
لنین این توده گرایی و منتظر توده ها ماندن را نقد میکند. اینکه حزب سیاسی و پیشگام طبقه ی کارگر در انتظار خود گردانی و خلاقیت توده‌ها در تعیین تاکتیک های عاجل و سرعت تصمیم‌گیری های فوق العاده دشوار بماند، مخالفت می‌کند و شکست و زیر ضرب رفتن جنبش را در چنین شرایطی اجتناب‌ناپذیر می‌بیند و یک انتقاد بزرگ لنین به کمونیستها ی آلمان نیز همین منطق او در رابطه به حزب منظبط و آهنین و یکی از علل شکست جنبش شورا ها در آلمان ارزیابی می‌کند
.
اینکه توده ها در جوامع دیکتاتور زده چه شانسی دارند، در انتخابات مجلس موسسان منافع تاریخی طبقاتی خویش را دریافته و رای به نمایندگان واقعی خویش بدهند،در مقایسه با شوراهای در حال مبارزه برای کسب قدرت،
موضوع دیگر بحث شأن است
.
لنین به شورا ها رای می دهد
.
ما امروزه در جنبش چپ ایران نیز شاهد توده گرایی، شورا گرایی و تکرار عوافریبانه ی «کارگران خود خویشتن را آزاد میکنند» و فرهنگ ضدیت با حزب سیاسی و پیشرو‌ طبقه ی کارگر هستیم. در این رابطه به سهم خود،چند مقالات کوتاهی نوشته ام و به یکی از علل عمده رای دادن بسیاری از کارگران شاغل و باز نشسته ی آلمانی به حزب نیو فاشیستی اشاره داشته ام که همانا نبود یک حزب رزمنده ی سیاسی در صفوف طبقه ی کارگر است
.

اینکه کارگران بر اساس غریزه ی کارگری و موقعیت طبقاتی شأن به آگاهی تاریخی - طبقاتی میرسند، افسانه ای بیش نیست! آگاهی تاریخی - طبقاتی، علم مبارزه ی طبقات اجتماعی است. برخلاف ادعا های فرشید فریدونی، رضا پایا، علی برومند وووو. که مبلغ چنین افسانه ای هستند!!،
علم و شناخت علمی هم امر غریزی نیست

به همین دلیل است که پیشروان طبقه ی کارگر موظف هستند در حوزه ها ی نظری، سیاسی، اقتصادی و حتی حقوقی و فرهنگی مبارزات عدیده ای را بپیش ببرند، تا گفتمان پیشرو و مترقی خویش را ملکه ذهن خود و توده های کارگران و زحمتکشان و سازماندهی شان بکنند
.

«
ازادی در جامعه ی سرمایه داری همیشه آزادی برای طبقه ی صاحب امتیاز باقی می ماند» لنین، دولت و انقلاب ۱۹۱۷
«
ازادی برای استثمارگران و ستمگران یعنی آزادی برای استثمار و ستم. ما چنین آزادی نمی‌خواهیم.» لنین سخنرانی ۱۹۱۹

معلوم نیست که کلی گویی لنین در باره مفهوم ازادی، با مفهوم «آزادی سیاسی» برابر است یا نه.
چون لنین «محدودیتهای سیاسی» و حذف منشویک ها، اس ار ها از سیاست را، عمل ویژه و استثنایی و موقت برای روسیه ی درگیر در جنگ داخلی ارزیابی میکرد و ضرورت اش را تنها در روسیه و نه در آلمان می دید
.
از نظر لنین، آلمان به دلیل پیشینه ی پلورالیسم سیاسی و سایر ظرفیت های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، مدنی، فرهنگی و..‌ نیاز و ضرورتی برای لغو موقت و گذرای آزادی سیاسی ندارد‌‌

بین سرکوب دشمنان انقلاب و مفهوم «آزادی نامحدود مطبوعات و بیان» تفاوت عظیمی است که متاسفانه در بسیاری از موارد، نادیده گرفته می‌شود
.
حقیقت دیگر این است« لغو حکم اعدام» یکی از خواسته های شوراها و احزاب بلشویک، منشویک، اس ار ها و.. تبلیغ و ترویج میشد که بلشویکها و از جمله لنین، در بلبشوی جنگ داخلی، تهاجم نظامی و... به آن رای دادند
!
و ما میدانیم
آنچه که از نظر لنین موقتی و‌ گذرا اعلام شد، جنبه ی دایمی و به موجهای عدیده ی سرکوب استالینیستی تکامل یافت
!
انحلال مجلس موسسان و ممانعت از انتشارات احزاب دیگر و بگیر و ببند های این دوره توسط جناح چپ حزب بلشویک و گروه ده نفره ی کامنیف- زینویف و همچنین رهبر سندیکاهای کارگری روسیه در همان زمان اولیه ی انقلاب محکوم و مورد انتقاد قرار گرفته بود
.
البته لنین نیز دربار و از تخت بیماری، در نامه هایش به آن اشاره کرده است
و خطر فرو رفتن حزب به منجلاب شونیسم ولیگاروس و اپورتونیسم را پیشگویی میکند
.
روزا لوکزامبورگ در مضمون بحث هایش در میگوید
:
«لنین
مجلس موسسان را منحل کرد، شوراها را از ابزار دموکراسی به ابزار کنترل حزبی بدل کرد و بیش از حد بر دیکتاتوری حزبی تاکید داشت خطر بزرگ آن است که حزب بجای توده ها تصمیم بگیرد، کمیته ی مرکزی جای حزب را بگیرد و در نهایت، دیکتاتور جای کمیته ی مرکزی را»..اگر این مسیر ادامه یابد، انقلاب را از درون می‌کشد و
«سوسیالیسم را به پوسته ای تهیه بدل می‌کند
»!

در کنگره ی ده حزب بلشویک، تحت عنوان درگیری های فرسایشی درون حزبی و بحران عمومی حاکم بر کشور و.. علیه جریانات دیگر و فراکسیونیسم در درون حزب موضع رسمی اتخاذ شد. خواست هدایت امور اقتصادی سیاسی توسط کارگران ، سندیکاهها، شوراها و.. با مخالفت روبرو شد.

موضوع دیگر مسیله ملی و حق ملل در سرنوشت خویش ( تا حد جدایی) در امپراتوری های چندملیتی بزرگی چون روسیه ی تزاری ، اتریش - مجارستان، عثمانی و..بود.

روزا لوکزامبورگ معتقد بود که در دوران سرمایه داری پیشرفته، شعار «حق ملل در تعیین سرنوشت» دیگر واقع گرایانه و با مترقی نیست! بورژوازی دیگر نقش انقلابی گذشته را ندارد و جنبش های ملی بیشتر ابزار سرمایه داری اند! تاکید بر «حق ملل» پرولتاریا را تکه تکه میکند. و مبارزه بین‌المللی طبقه ی کارگر را ضعیف می‌کند. از نظر او حتی استقلال سیاسی لهستان از روسیه بی فایده است ؛ چون سرمایه داری روسی و لهستانی بهم آمیخته اند. تنها انقلاب سوسیالیستی کل منطقه می تواند رهایی واقعی بیاورد
.

لنین در پاسخ می‌گفت
:
« نمی توان از آزادی سخن گفت و در عین حال از آزادی برای جدایی ملت های ستمدیده از ملت ستمگر سخن نگفت. کسی که به طور کلی از «ازادی» دم میزند ولی از حق ملت ها برای تعیین سرنوشت خویش چشم بپوشد، در واقع شوونیست است‌
»
مخالفت با حق دموکراتیک
«حق ملل در تعیین سرنوشت خویش»
امروزه نیز توسط بسیار
از جریانات و فعالان سیاسی چپ ایرانی انکار و به حق «حق شهروندی
تنزل داده میشود
،
که بهیچوجه رفع ستم ملی را در سرزمینی که انواع ستم ها و شناعات قرون وسطایی حاکم است
منعکس نمیکند و از میان نخواهد برد


روحانی اخیراً باز هم با وزرا و کارکنان کابینه اش جلسه گذاشته و باز هم از کلید و امید حرف زده. معلوم است که این خائنان به وطن و مجریان پروژه « بدیم بره » متوجه شده اند که مردم دیگر از اینها رد شده اند.
همانطور که بعد از ترامپ، آمریکا آن آمریکای قبل از ترامپ نخواهد شد، ایران هم بعد از پایان دوره پزشکیان آن ایران نخواهد بود که این جنایتکاران امیدوار هستند.
مردم، بخصوص جوانان دارند آگاه می‌شوند.
خوشبختانه کشورهای پذیرنده پناهنده هم در گیر بدبختی های خود هستند. جوانان یک راه بیشتر ندارند، آنهم افشای رانت ها، فسادها و بالا کشیدن ثروت های میلیاردی توسط یک عده دزد، که جایشان در زندان است، تا بدینوسیله راه برای آمدن افراد صالح، وطندوست باز شود.
چین با مجازات و‌کنار گذاشتن دزدهای جامعه باین درجه از پیشرفت رسید.
شایستگی مردم ایران، کمتر از مردم چین نیست،
باز لینک ویدئوی حسن روحانی را که در اوایل انقلاب، راجع به حجاب صحبت کرده میگذارم که خائنان شناخته شوند.
شایسته

این بی کفایتی و بی لیاقتی مراکز تحلیلی و دستگاه دیپلماسی در ایران است که توانایی پیش بینی ساده را ندارد. برخی از سیاست مداران و حتی روزنامه صحبت سرمایه گذاری چندین میلیاردی ترامپ میکردند.
سان تزو متفکر و استراتژیست چینی که در قرن ششم پیش از میلاد زندگی می‌کرد چه گفت:
او در رساله خود با عنوان «هنر جنگ و دیپلماسی» استدلال کرد که مهارت یک استراتژیست شامل فریب، حیله‌گری، خرابکاری، رشوه، جاسوسی و دیپلماسی است.
به گفته سان تزو، پیروزی ایده‌آل، مطیع کردن دشمن بدون درگیر شدن در اقدام نظامی است. برای دستیابی به این هدف، باید دشمن را کنترل کرد و فرصت‌هایی را برای یک پیروزی آسان و سریع ایجاد کرد.
اسکندر


اینجا کوبا یا ونزوئلای اهریمنی نیست؛ اینجا مرکز لندن است، در بریتانیای امپریالیستی، جایی که هزاران بی‌خانمان درست در بحبوحه فصل مصرف‌گرایی کریسمس، در ورودی مغازه‌های سرمایه‌داری می‌خوابند.
فلاکت سرمایه‌داری که نشان نمی‌دهند, در لندن، از هر ۴۵ نفر، یک نفر تا سال ۲۰۲۵ بی‌خانمان خواهد بود... در حالی که احتکار و سوداگری مسکن و اجاره‌بها بی‌وقفه در حال افزایش است.
لطفی

در همین حال، در ایالات متحده، در لیتل راک، آرکانزاس، نازی‌ها با صلیب شکسته در خیابان‌ها رژه می‌روند و بدون هیچ مجازاتی، سلام هیتلری می‌دهند و فریاد «قدرت سفید» سر می‌دهند، در حالی که ترامپ مهاجران را به صورت دسته جمعی اخراج می‌کند.
اخراج‌های دسته جمعی، آزار و اذیت اقلیت‌ها، ممنوعیت کمونیسم... ما در حال زنده کردن خاطرات دهه ۱۹۳۰ هستیم و سوسیال دمکراتها هر روز لیبرال‌تر می‌شوند و فاشیسم را به عنوان یک «گزینه انتخاباتی» می‌پذیرند.
لطفی


از تعظیم بزرگ آمریکا دربرابر اسرائیل تا یهودستیزی جعلی!
 یهودی‌ستیزی سلاح جدید برای خفه‌کردن صدای منتقدان اسرائیل!
 کلیتون موریس مجری سابق فاکس نیوز:
اگر از اسرائیل انتقاد کنید، برچسب می‌خورید، مسدود می‌شوید، از پلتفرم‌ها حذف می‌شوید و کل این دولت شبیه یک تعظیم بزرگ در برابر اسرائیل است. من هرگز چیزی شبیه به این ندیده‌ام.
 ناتالی موریس، مجری سابق رسانه‌های آمریکایی: تعریف جدید یهودستیزی شامل «انتقاد از اسرائیل» نیز می‌شود بدیهی است که با چنین تعریفی، یهودستیزی «افزایش» پیدا می‌کند؛ می‌خواهم به‌شدت مخالفت کنم؛ زیرا بسیاری از یهودیان به‌خوبی می‌دانند که اسرائیل به هیچ وجه نماینده یهودیت نیست.
اسکندر

سایه
دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه ایام دل آدمیان است.

معنی تحت اللفظی:
ایام به بازی خونینی اشتغال  دارد و دل بشریت بازیچه ایام در این بازی خونین است.

منظور از ایام و بازی و دل جیست؟
این مفاهیم سایه
مفاهیم خواجه شیراز اند و نامعاصرند.
بازی ـ تئوری یکی از تئوری های مدرن در فلسفه است
قمارباران در ابن بازی اما طبقات حاکمه اند
و
 نه ایام
 و
 بازبچه
اقشار
و
 طبقات اجتماعی و توده ها  هستند و نه دل کذایی بشریت


دوران و یا عصر و یا اپوخه (Epoche) یک مفهوم فلسفی است.

بشریت از دوران  های زیر گذشته است:
دوران توحش
دوران  بربریت
دوران کمون اولیه
دوران  برده داری
دوران  فئودالی
دوران  سرمایه داری
دوران  کنونی
دوران  گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم در مقیاس جهانی است

ویکتور هو گو
درد آورتر از خیانت دشمن
وفاداری دروغین دوست است.

ویکتور هو گو
عاجز از درست اندیشی است
برای اینکه از دیالک تیک خبر ندارد.

 خیانت چیست؟
برای پیدا کردن جواب به این سؤال
باید ضد دیالک تیکی خیانت را پیدا کرد
فقط در ان صورت می توان به خرافی بودن این ادعای ویکتور هو گو پی برد
ضد دیالک تیکی خیانت چیست؟
ویکتور هو گو
خیال می کند که  خیانت
ضد دیالک تیکی وفا ست.
ضد دیالک تیکی وفا
بی وفایی است و نه خیانت



بی‌جهت نباید خاطره‌ای را که منجمد ﺷﺪه وادار ﺑﻪ ذوب ﺷﺪن ﮐﺮد؛
 در آن صورت این تکه‌های یخ تبدیل به آبِ کثیف و لزجی می‌شود و می‌چکد.
هیچ‌چیز را نباید دوباره زنده کرد!
 از ذهن نرم و نازک شده‌ی آدم بالغ نباید خواست که شدت و حدت احساسات کودکانه را دوباره احیا کند و به تجربه دربیاورد.
هاينريش بُل
بیلیارد در ساعت نه و نیم


رضا شاه مگر کناره گیری کرده
 سید احمد حواسپرت؟
رضا شاه  به دلیل اتحاد با هیتلر توسط متفقین تبعید شده است.
 به کشاورزان هم بگو بدانند
توانا بود
هر که دانا شود


انتقام چه ربطی به میوه دارد؟
انتقام
کسب و کار نادانان است.
کسب و کار دانایان نه انتقام
بلکه انقلاب  است


محتوای تلفن نتان به پوتین
از دید صاحب نظران چیز دیگری بوده  است.
نتان
پوتین را تهدید کرده است:
گفته است که کمک نظامی به  ایران نکند.
علاوه بر این
حرف های این جماعت
اعتبار ندارند.
مثل حرف های آخوندها ست:
خمینی قبل از روی کار امدن
خیلی قول ها داده است که پس از گذشتن خرش از پل
ضد آن قول ها را داده است و کرده است


دو زاری آسانژ  احتمالا در آسانسور گیر کرده و دیر افتاده است
جایزه نوبل در همه زمینه ها فقط و فقط به مرتجعین داده شده است
حتی اگر برنده جایزه نرودا باشد

 

آب بقا کجا و لب نوش او کجا؟
آتش کجا و گرمی آغوش او کجا؟
سیمین و تابناک بود روی مه ولی
سیمینه مه کجا و بناگوش او کجا؟
دارد لبی که مستی جاوید می دهد
مینای می کجا و لب نوش او کجا؟
خفتم بیاد یار در آغوش گل ولی
آغوش گل کجا و بر و دوش او کجا؟
بی سوز عشق ساز سخن چون کند رهی؟
بانگ طرب کجا لب خاموش او کجا؟
رهی معیری
 
ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر