لنین
یادداشتهای یک پوبلیسیست
«ازادی در جامعه ی سرمایه داری همیشه آزادی برای طبقه ی صاحب امتیاز باقی می ماند»
لنین، دولت و انقلاب ۱۹۱۷
«ازادی برای استثمارگران و ستمگران یعنی آزادی برای استثمار و ستم.
ما چنین آزادی نمیخواهیم.»
لنین سخنرانی ۱۹۱۹
معلوم نیست که کلی گویی لنین در باره مفهوم ازادی، با مفهوم «آزادی سیاسی» برابر است یا نه.
چون
لنین «محدودیتهای سیاسی» و حذف منشویک ها، اس ار ها از سیاست را، عمل ویژه
و استثنایی و موقت برای روسیه ی درگیر در جنگ داخلی ارزیابی می کرد و ضرورت
اش را تنها در روسیه و نه در آلمان می دید.
از نظر لنین،
آلمان به دلیل پیشینه ی پلورالیسم سیاسی و سایر ظرفیت های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، مدنی، فرهنگی و..
نیاز و ضرورتی برای لغو موقت و گذرای آزادی سیاسی
ندارد.
بین سرکوب دشمنان انقلاب و مفهوم «آزادی نامحدود مطبوعات و
بیان»
تفاوت عظیمی است که متاسفانه در بسیاری از موارد، نادیده گرفته
میشود.
حقیقت دیگر این است که « لغو حکم اعدام» یکی از خواسته های شوراها و احزاب بلشویک، منشویک، اس ار ها و..
تبلیغ و ترویج می شد که بلشویکها و از جمله لنین، در بلبشوی جنگ داخلی، تهاجم نظامی و...
به آن رای
دادند!
و ما میدانیم
آنچه که از نظر لنین موقتی و گذرا اعلام شد، جنبه ی دایمی و به موجهای عدیده ی سرکوب استالینیستی تکامل (؟) یافت!
انحلال
مجلس موسسان و ممانعت از انتشارات احزاب دیگر و بگیر و ببند های این دوره
توسط جناح چپ حزب بلشویک و گروه ده نفره ی کامنیف- زینویف و همچنین رهبر
سندیکاهای کارگری روسیه در همان زمان اولیه ی انقلاب
محکوم و مورد انتقاد قرار گرفته بود.
البته لنین نیز دو بار (از تخت بیماری، در نامه هایش) به آن اشاره کرده است
و خطر فرو رفتن حزب به منجلاب شوونیسم و لیگاروس و اپورتونیسم را پیشگویی می کند.
روزا لوکزامبورگ در مضمون بحث هایش (؟) می گوید:
«لنین
مجلس موسسان را منحل کرد،
شوراها را از ابزار دموکراسی به ابزار کنترل حزبی بدل کرد
و
بیش از حد بر دیکتاتوری حزبی تاکید داشت.
خطر بزرگ آن است
که حزب بجای توده ها تصمیم بگیرد،
کمیته ی مرکزی جای حزب را بگیرد
و
در نهایت،
دیکتاتور جای کمیته ی مرکزی را»..
اگر این مسیر ادامه یابد،
انقلاب را از درون میکشد
و
«سوسیالیسم را به پوسته ای تهی بدل میکند»!
در
کنگره ی دهم حزب بلشویک،
تحت عنوان درگیری های فرسایشی درون حزبی و بحران عمومی حاکم بر کشور و..
علیه جریانات دیگر و فراکسیونیسم در درون حزب موضع رسمی اتخاذ شد.
خواست هدایت امور اقتصادی سیاسی توسط کارگران ، سندیکاهها، شوراها و..
با مخالفت روبرو شد.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر