روانشناسی تداعی
پروفسور دکترگرهارد بارچ
برگردان
شین میم شین
۱
· روانشناسی تداعی به آموزه ای اطلاق می شود که بنا بر آن کلیه نتایج تفکر انسانی عبارتند از تغییر فرم احساس های حسی اولیه که به وسیله قانونمندی های روانی مشروط می شوند.
۲
· منشاء تئوریکی روانشناسی تداعی را نظریه هوبس مبنی بر این که کردوکار معرفتی و روندهای فیزیولوژیکی پیوند واحدی با هم دارند، تشکیل می دهد.
۳
· بنیانگذار اصلی روانشناسی تداعی دیوید هارتلی (۱۷۰۴ ـ ۱۷۵۷میلادی) بوده است.
۴
· او علاوه بر نظرات هوبس، نظرات جان لاک و پطر براون را نیز مبنای کار خود قرار داده بود.
۵
· او در مورد کلیه روندهای روانی که موجب پیدایش تصورات جدیدی می شوند، مفهوم تداعی جان لاک را به کار می برد.
۶
· جریانات پسیکولوژیکی (روانشناسی) و فیزیولوژیکی به موازات هم در یک پیوند لاینقطع و ناگزیر با هم قرار دارند.
۷
· هارتلی با تکیه بر نظرات نیوتون (متناسب با رشد معارف زمان خود) فرم حرکت فیزیولوژیکی را ـ به مثابه شالوده جریانات روحی ـ ناشی از ارتعاشات مغز و اعصاب می دانست.
۸
· بدین طریق هارتلی که عمیقا مذهبی بود نا خواسته و به طور سوبژکتیو (ذهنی) جریانات روحی را ناشی از جریانات مادی قلمداد می کند و آنها را تابع علیت مکانیکی می داند.
۹
· شاگرد او پریستلی (۱۷۳۳ ـ ۱۸۰۴ میلادی) نیز به معنی پسیکولوژیکی (روانشناسی) ـ ماتریالیستی ـ مکانیکی همپیوندی های (تداعیات) تصوری را وابسته به ارتعاشات مغز می داند و واضحتر از معلم خود از مادیت جریانات «روحی» صحبت می کند و در صدر بنیانگذاری یک فیزیک عصبی بر می آید و روانشناسی را بخشی از فیزیولوژی محسوب می دارد.
(فیزیولوژی
به علم جریانات حیاتی اطلاق می شود.
به علم جریانات فونکسیونال (کاربردی) در ارگانیسم.
مترجم)
۱۰
· اراسموس دارین (۱۷۳۱ ـ ۱۸۰۲ میلادی) که از پیروان هارتلی بود، بر مبنای یک ماتریالیسم ساده لوحانه به دلیل مختصات مشترک فیزیکی (جسمانی) به مادیت جریانات روانی معتقد است.
۱۱
· در آلمان در قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم میلادی در پیوند با نظرات هارتلی و پریستلی روانشناسی ماتریالیستی ـ مکانیکی پا به عرصه وجود می نهد:
الف
· وایکارد (۱۷۴۲ ـ ۱۸۰۳ میلادی)
۱
· پزشک فلسفی (۱۷۷۵ ـ ۱۷۷۷ میلادی)
ب
· لوسیوس (۱۷۴۳ـ ۱۸۱۳ میلادی)
۱
· علل فیزیکی (جسمانی) حقیقت (۱۷۷۵ میلادی)
پ
· ریسمن (۱۷۵۲ ـ ۱۷۸۴)
۱
· آزمایشات فیزیولوژیکی، مطلبی راجع به منطق ایزوتریک (۱۷۷۵ میلادی)
۲
· نامه هائی راجع به موضوعات فلسفه (۱۷۷۸ میلادی).
۳
· اثر دیگری نیز تحت عنوان «مکاتبه دو دوست راجع به ماهیت روح» که در سال ۱۷۱۳ میلادی منتشر شده است.
ت
· اثر هربارت تحت عنوان «روانشناسی به مثابه یک علم مبتنی بر تجربه، متافیزیک و ریاضیات» (۱۷۲۴ ـ ۱۷۲۵ میلادی) نیز تحت تأثیر روانشناسی تداعی انگلیسی بود.
۱۲
· در فلسفه بورژوائی واپسین به ویژه دیلتی و برگسون به مخالفت با روانشناسی تداعی برخاستند که علتش را باید در مبانی ماتریالیستی آن و در به رسمیت شناختن پیوندهای قانونمند میان جریانات روانی و جسمانی دانست.
پایان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر