۱۴۰۴ دی ۳, چهارشنبه

درنگی در شعری از هوشنگ ابتهاج تحت عنوان «در اوج آرزو» (۳)

در اوج آرزو


ه الف سایه
 هوشنگ ابتهاج

درنگی

از 

میم حجری  


۲

رود رونده سینه و سر می زند به سنگ
یعنی بیا که ره بگشاییم و بگذریم.

معنی تحت اللفظی:

هدف و آماج رود جاری از زدن سینه و سر خود بر صخره و سنگ،

فراخوان بشریت انقلابی به رهگشایی و عبور است.

سایه

در این بیت غزل

میان رود (طبیعت) و بشریت (جامعه) پل می زند.

این سنتی دیرین در شعر فارسی است که ما آن را در دیالک تیک زیر تجرید می کنیم:

دیالک تیک ناتورالیزاسیون و سوسیالیزاسیون (طبیعیت بخشیدن و جامعتیت بخشیدن) 

این بدان معنی است 

که در این سنت استدلالی ـ ادبی ـ هنری دیرینه،

چیزها، پدیده ها، روندها و سیستم های طبیعتی، جامعتی می شوند و یا برعکس،  

چیزها، پدیده ها، روندها و سیستم های جامعتی، طبیعت=ی می شوند.

این یکی از عوامفریبانه ترین طرق استدلال است.

مبتنی بر تحریف است.

سایه اما اهل عوامفریبی نیست.

هدف و آماج سایه،

 روشنگری انقلابی است.

هدف و آماج سایه،

امید دادن به توده در دشوارترین دوره های تاریخ است.

ایراد سایه و سیاوش و طبری 

در فقر فلسفی و مفهومی آنها ست.

در عجز آنها از تفکر فلسفی ـ علمی (مارکسیستی) است.

به همین دلیل مبارزه با انواع مختلف عوامفریبی 

بی اعتنا به نیت روشنگر کذایی

یکی از مهمترین وظایف و تکالیف روشنگری علمی و انقلابی مارکسیستی است.

رود رونده  

حتما و همیشه و همه جا و تحت هر شرایط «سینه و سر به سنگ نمی زند» و پیش نمی رود.

 ای بسا رودها و حتی شط ها 

که فرو می روند و محو می شوند.

که به گنداب و باطلاق می ریزند و محو می شوند.

اگر درس آموزی از رود رونده را تعمیم ببخشیم، بدبخت می شویم.

عکس دیالک تیکی این هم، یعنی ناتورالیزاسیون چیزها، پدیده ها، روندها و سیستم های جامعتی

اشتباه است.

طبیعت و جامعه فرق عظیمی با هم دارند که مارکس در تزهایی راجع به فویرباخ کشف و افشا کرده است:

تاریخ (جامعه) بر خلاف طبیعت،

سوبژکت مند است.

خودپو و خود به خودی و اوتوماتیک نیست.

نکنند، نمی شود.

انقلاب اجتماعی با زلزله و طوفان و آتشفشان قابل مقایسه نیست.

 

درنگی در سوبژکت تاریخی و سوبژکتیویته تاریخی

 

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/11463

 

پایان

 

درنگی در سوبژکت تاریخ

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/10032

 

پایان


تأملی در تزهایی راجع به فویرباخ (بخش اول)

  

http://mimhadgarie.blogfa.com/post/3025

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر