برگردان
شین میم شین
۱
· روانشناسی ترکیبی به جریانی در مکاتب مربوط به «کلیت فلسفی» اطلاق می شود که علیرغم اختلافات بزرگ فی مابین، بدون استثنا به نقل قولی از افلاطون و ارسطو استناد می ورزند که «کل از مجموعه اجزای متشکله خود بشتر است!»
۲
· همه این جریانات بخش هائی از روانشناسی بورژوائی را تشکیل می دهند که با دوری گزیدن از پسیکوفیزیک ماتریالیستی ـ مکانیکی (که از سوی آنان روانشناسی اتمیستی و یا عنصری (اله منتار) نامیده می شود) در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم بنیانگذاری شده اند.
۳
· ریشه های این جریانات تا حدودی در مکاتب فلسفی زیرین یافت می شوند:
الف
· در فلسفه حیات
· کروگر: مکتب سابق لایپزیگ، روانشناسی ساختاری.
ب
· در فلسفه نئو اسکولاستیکی برنتانو
· ماینونگ: «مکتب به اصطلاح گراتس»
پ
· در فنومنولولوژی هاسرل
· مکتب برلین، «روانشناسی ترکیبی»
۴
· مفهوم ترکیب و یا «کیفیت ترکیب» را یکی از شاگردان برنتانو به نام فون ارنفلز (۱۸۹۰ میلادی) برای اولین بار فرمولبندی کرد و در مثال یک ترکیب جاری و یک آهنگ بدان تجسم بخشید.
۵
· به قول فون ارنفلز یک همچو ترکیبی را نمی توان به مثابه جمع اصوات تشکیل دهنده آن تلقی کرد.
· زیرا آن قابل انتقال به آهنگ دیگر ضمن حفظ کیفیت کلی خویش است.
۶
· این دو «معیار ارنفلزی» یعنی برتر از جمع اجزای خود بودن کلیت و انتقال پذیری، برای «ترکیب های» اصیل حیاتی اند.
۷
· منظور در کلیه موارد پدیده های روانی، به ویژه ادراک است که اغلب به صورت ادراک بینائی مطرح می گردد.
۸
· از این رو ما با مفهوم ترکیب و یا کلیت، تا زمانی که آن در آموزه مربوط به ادراک به مثابه مفهومی صرفا توصیفی مورد استفاده قرار گیرد، مخالفتی نداریم.
۹
· ولی بحث بر سر علت این پدیده های روانی قابل اثبات است که در مکتب گراتس در فعالیت روحی خاص سوبژکت (هدفمندی) جستجو می شود.
· در مکتب لایپزیگ در دلیل عاطفی حادثه از سرگذشته جستجو می شود (که به طور ایراسیونال تفسیر می شود) و در مکتب برلین (روانشناسی ترکیبی) (ورتهایمر، کوفکا، لوین، کولر) در به اصطلاح «قوانین ترکیب» میدان فنومنی جستجو می شود که در ادامه مطلب توضیح داده خواهد شد.
۱۰
· وجه مشترک کلیه نظرات فوق الذکر عبارت از این است که آنها رابطه علی (علتی ـ معلولی) میان پدیده های روانی با واقعیت عینی را یا نا دیده می گیرند و یا انکار می کنند.
· حضرات نظام آن را در روان، یعنی در شعور منعکس می کنند
۱۱
· و لذا باید گفت که ما به لحاظ معرفتی ـ نظری با برداشت های اصلی ایدئالیستی سر و کار داریم.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر