پروفسور دکترهانس هیبیش
برگردان
۱۳
· به طور کلی می توان در این زمینه به سه طرح متمایز از هم اشاره کرد که به بررسی مسئله فرد و جامعه می پردازند:
الف
«روانشناسی خلق ها»
۱
· طرح لازاروس و اشتاین تال که تحت عنوان «روانشناسی خلق ها» در سال ۱۸۶۰ میلادی مطرح می شود.
۲
· این طرح از فرضیه بندی «روح ماورای فردی» آغاز می کند و می توان آن را به سیستم اجتماعی «خلق» منسوب داشت.
۳
· این طرح را می توان به عنوان واریانتی از ایدئالیسم عینی در نظر گرفت.
۴
· از به کاربردن مفهوم «خلق» از سوی این حضرات معلوم می شود که هدف سرپوش نهادن بر مناسبات طبقاتی است.
۵
· طبیعی است که اثبات بطلان این طرح اصلی به معنی خودداری از بررسی ساختارهای روانی قومی که به طور تاریخی پدید آمده اند، نیست.
۶
· اما این مسائل علمی تنها بر پایه ماتریالیسم تاریخی قابل حل اند.
ب
« روانشناسی توده ای»
۱
· روانشناسی توده ای در اواخر قرن نوزدهم میلادی از سوی تارده، زیگل و له بون پا به عرصه وجود نهاد که برخلاف روانشناسی خلق ها، تأثیرش ـ بیشک به سبب خصلت جانبدارانه آشکارش ـ تا عصر حاضر می رسد.
۲
· این طرح به ویژه با انتشار کتاب له بون تحت عنوان «روانشناسی توده ها» در سال ۱۸۹۵ میلادی مطرح گردید.
۳
· این کتاب بیانگر بی پرده مبارزه ایدئولوژیکی ـ طبقاتی بورژوازی علیه پرولتاریا ست و استدلال های آن امروز هم هنوز ـ قبل از همه ـ در «تئوری توده ها ـ خبرگان» علیه جنبش کارگری مورد استفاده قرار می گیرد.
پ
آموزه های مربوط به غریزه رفتار اجتماعی
۱
· آموزه های مربوط به غریزه رفتار اجتماعی مک دوگال سومین دسته از روانشناسی اجتماعی بورژوائی را تشکیل می دهند.
۲
· صرفنظر از این که مفهوم غریزه به مثابه وسیله ای برای توضیح رفتار انسانی، نامناسب و نابجا ست، خلاصه کردن رفتار اجتماعی انسانها در مکانیسم های تنظیمی مادر زاد به معنی نا دیده گرفتن مکانیسم های تعیین کننده واقعی، یعنی مکانیسم های اجتماعی رفتار و به معنی نفی بیولوژیستی خصلت اجتماعی انسانها ست.
ادامه دارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر