۱۳۹۸ آبان ۱۴, سه‌شنبه

نئوتومیسم (۷)

 
 پروفسور دکتر هاینتس پپرله

برگردان
 شین میم شین
  
 

۸۴
اصل همبستگی
 (اصل انتظام)

۱
·      اصل همبستگی که اصل انتظام نیز نامیده می شود، به تعیین دقیقتر اجتماعیت انسان می پردازد و انتظام متقابل انسان و همبود را نشان می دهد.

۲
·      این اصل باید مانع تسلط انسان منفرد بر همبود و یا برعکس، تسلط همبود بر انسان منفرد گردد.

۳
·      این اصل حاکی از آن است که انسان به سبب انتساب طبیعی اش به همبود و به دلیل  شکوفائی استعدادهایش تنها درهمبود، نسبت بدان مسئول است و همبود نیز به نوبه  خود نسبت به اعضای خود باید احساس مسئولیت بکند.

۴
·      از این «انتظام متقابل متافیزیکی، پیوند و پیوند برگشتی اخلاقی شخص و همبود پدید می آید.

۵
·      اما از آنجا که اعضای هر همبود بدون قید و شرط در پیوند با یکدیگر قرار دارند، از این امر وظیفه و تکلیف حمایت از یکدیگر زاده می شود:
·      تکلیف خدمت شخص به کل و کل به شخص.»

۶
·      این اصل به طور  تمثیلی در فرمول زیر خلاصه می شود :
·      «ما همه در کشتی واحدی نشسته ایم:
·      یکی برای همه و همه برای یکی.»

۸۵
اصل قبول مسئولیت

۱
·      اصل قبول مسئولیت به طبیعت فردی انسانی اشاره کرده و تأکید بر آن دارد که همبود اساسا نباید عهده دار انجام کاری شود که افراد و یا همبودهای کوچکتر (خانواده، انجمن، صنف) از انجامش ناتوان باشند.

۲
·      بنا بر اصل قبول مسئولیت که پاپ پیوس یازدهم برای اولین بار در رساله اش فرمولبندی کرده است، هر جامعه باید مبتنی برقبول مسئولیت باشد.
·      یعنی یاری باید به مثابه   خودیاری صورت گیرد، محرکه ها و استعدادهای انسانی را به کار  اندازد و سرکوب نکند.

۳
·      این اصل در فرمول زیر به اختصار بیان می شود:
·      «آزادی آنقدر که ممکن است، وابستگی آنقدر که ضرور است.»

۴
·      از آنجا که قوانین اساسی تعلیمات اجتماعی نئوتومیستی فوق العاده انتزاعی و قابل تفاسیر متفاوتند، در گذشته و به ویژه  در زمان حال در کاتولیسیسم و همچنین در محافل سختگیر نئوتومیستی در رابطه با سازمان مشخص جامعه، طیفی از نظرات وجود دارد که در میان آنها نظرات پیشرفته ای نیز یافت می شوند.

۵
·      کلیسای رسمی و اکثریت نئوتومیست ها اما از زمان لئو سیزدهم و بر مبنای فتاوی او نمونه مشخصی از جامعه به وجود آورده اند که ارتجاعی است و به طور  عینی به معنی  مدافعه از مناسبات کاپیتالیستی موجود است.

۶
·      خطوط اساسی آن به شرح زیرند:

۱
·      مدافعه بی چون و چرا از مالکیت خصوصی بر وسایل تولید

۲
·      تأیید اصولی رابطه کارمزدوری سرمایه داری که در لفافه «به خودی خود بد نیست» و باید «منصفانه» باشد، صورت می گیرد.

۳
·      نفی مبارزه طبقاتی

۴
·      و به ویژه کشش اصلی به تجدید سازمان جامعه به معنای «نظام مبتنی بر کاست های حرفه ای» و یا «نظام مبتنی بر خدمات همبودی»

۵
·      آماج «نظام مبتنی بر کاست های حرفه ای» عبارت است از همکاری طبقات.

۶
·      «کلیسا به طور  خستگی ناپذیری خواهد کوشید تا تضاد ظاهری میان سرمایه و کار، میان کارخانه دار و کارگر را به وحدتی عالی تر مبدل سازد.
·       به وحدتی که در آن همکاری طبیعی آن دو، بسته به کار و بخش اقتصادی در عضوبندی حرفه ای صورت گیرد.»
·      (پیام پاپ پیوس دوازدهم در جلسه کاتولیک ها در بوخوم آلمان ۱۹۴۹.)
۷
·      پس وظیفه آن عبارت است از خاتمه دادن به مبارزه طبقاتی، بدون از میان بردن طبقات.

۸
·      جامعه باید مثل یک «ارگانیسم» سازمان یابد که در آن اعضای منفرد، یعنی گروه ها خود را به مثابه   فونکسیون های (توابع) یک کل تلقی کنند و برای حفظ سلامت آن، یعنی رفاه عمومی به طور  صلح آمیز همکاری کنند.

۹
·      اما در تصویر تعلیمات اجتماعی نئوتومیستی از جامعه به جای روابط و عضوبندی های طبقاتی، به جای قشربندی مبتنی بر ثروت و فقر با نتیجه تمرکز در بازار، عضوبندی هائی مطرح می شوند که «تعلق به آنها نه بر مبنای وابستگی به این و یا آن حزب بازار کار، بلکه بر مبنای فونکسیون اجتماعی مختلف افراد صورت می گیرد.»
·      (کوادراگسیمو انو ۸۳)

ادامه دارد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر