۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۹, دوشنبه

دایرة المعارف مارکسیستی بحران (9)


نمونه ای از ذلت در ایران بگزارش بی بی سی

دایرة المعارف مارکسیستی بحران

جوانان سوسیالیستی ـ کارگری آلمان
http://www.sdaj-netz.de

برگردان شین میم شین

فصل هفتم
ذلت

• ذلت مفهوم سنتی برای تبیین وخامت شرایط زندگی توده های مولد و زحمتکش است.

1
ذلت مطلق

• ذلت مطلق بدان معنی است که حجم کالاهائی که از سوی وابستگان به توده های مولد و زحمتکش و بیکار به مصرف می رسند، کوچکتر و کوچکتر می شود.
• وخامت مطلق شرایط زندگی از این دست، برای توده های مولد و زحمتکش هر روز بیش از پیش ملموس می گردد.

2
ذلت نسبی

• ذلت نسبی ـ اما بر عکس ـ بدان معنی است که وضع زندگی توده های مولد و زحمتکش در مقایسه با وضع زندگی سرمایه داران بدتر می شود.
• ذلت نسبی می تواند چه بسا با ارتقای سطح زندگی اقشار تحتانی جمعیت کشور همراه باشد.

• در این جور موارد، حجم کالاهائی که از سوی توده های مولد و زحمتکش و خانواده های شان مصرف می شوند، بزرگتر می گردد،
ولی حجم ثروت اقشار فوقانی جمعیت کشور سریعتر رشد می کند.


• اگرچه رفاه مادی کارگران منفرد افزایش می یابد، ولی با این حال، سهم توده های مولد و زحمتکش در ثروت اجتماعی کاهش می یابد.


I
گرایش ذلت نسبی

• در تاریخ کاپیتالیسم، کم نبوده اند مدعیان نظریه پردازی که کاهش درآمد کارگان به سطح ذلت مطلق را قرعه ای گریزناپذیر برای طبقه کارگر قلمداد کرده اند.
• نام آورترین نمایندگان نظراتی از این قبیل به شرح زیر بوده اند:

1
توماس مالتوس

توماس روبرت مالتوس (1766 ـ 1834)
کشیش مرتجع، اقتصاد دان انگلیسی
از نمایندگان اقتصاد کلاسیک انگلیس
مؤسس آموزش جمعیت موسوم به مالتوسیانیسم

• کشیش مرتجع انگلیسی به نام توماس مالتوس یکی از آنها بوده است.

2
فردیناند لاسال

فردیناند لاسال (1825 ـ 1864)
نویسنده و سیاستمدار در جنبش کارگری آلمان
تصورات او از سوسیالیسم با نظرات مارکس و انگلس در تضاد قرار داشت و به انشعاب در جنبش کارگری و حزب طبقه کارگر آلمان منجر شد.
مبتکر، مؤسس و اولین رهبر حزب سوسیال ـ دموکرات آلمان
در دوئل بر سر مسائل خصوصی اش جان باخت.

• فردیناند لاسال ـ رهبر حزب سوسیال ـ دموکرات آلمان ـ یکی دیگر از کسانی بود که چنین ادعا می کرد.

• کارل مارکس با این طرز نگرش به مخالفت جدی برخاست.

• کارگران کشورهای صنعتی همیشه قادر بوده اند و کماکان قادرند، که با مبارزات اجتماعی و سیاسی خویش به بهبود آشکار وضع زندگی خود نایل آیند.


• اما همانطور که مارکس اثبات می کند، تقسیم ثروت اجتماعی در طول تاریخ کاپیتالیسم همواره ضرورتا به نفع طبقه حاکمه سنگینی کرده است.

• در طی توسعه اقتصادی، سرمایه داران همواره ثروت اجتماعی هرچه بیشتری را تصاحب می کنند.

• این بدان معنی است که در خود کاپیتالیسم، گرایشی در جهت ذلت نسبی طبقه کارگر وجود دارد.


• (این بدان معنی است که بدون پایان دادن به کاپیتالیسم طبقه کارگر نمی تواند خود را از ذلت نسبی نجات دهد. مترجم)


II
فقرا همواره بیشتر و فقیرتر می شوند!

نمونه ای از ذلت در هند

• امکان بهبود وضع زندگی توده های مولد و زحمتکش اما بدان معنی نیست که پدیده ذلت مطلق را می توان در جهان ریشه کن ساخت.
• بنا بر گزارشات اخیر بانک جهانی، در جهان 1.2 میلیارد انسان (1.200.0000.000 نفر) در فقر مطلق بسر می برند، یعنی با درآمدی کمتر از 1.25 دلار در روز روزگار می گذرانند.

• حتی در کشورهای صنعتی غرب، سطح بلحاظ تاریخی نایله دستمزد و خدمات اجتماعی در معرض خطر قرار دارد.


• با کاهش نیروی مبارزاتی طبقه کارگر، سرمایه داران بلافاصله سطح درآمد آنان را پائین می آورند.

• بحران های وخیم اقتصادی به ذلت اجتماعی چشمگیری منجر می شوند و فرم های وحشتناکی از فقر پدید می آیند.



• انستیتوی پژوهش های اقتصادی در آلمان وضع را به شرح زیر ترسیم می کند:

• «هم تفاوت درآمد مطلق و هم تفاوت درآمد نسبی از سال 1993 بشدت افزایش یافته است.

• دره درآمدی موجود میان کسانی که با دستمزد ناچیز زندگی می کنند و ثروتمندان در آلمان بمراتب عمیقتر شده است.
این بدان معنی است که فقرا هم بیشتر و بیشمارتر شده اند و هم بمراتب فقیرتر.»

پایان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر