۱۳۹۰ خرداد ۶, جمعه

فرهنگ کوچک ایمانسیپاسیون زنان (2)


زن در سوسیایلسم

آگوست ببل (1840 ـ 1913) با همسر و دخترش
از مؤسسین جنبش سوسیال ـ دموکراتیک کارگری سازمان یافته
از همکاران ویلهلم لیبکنشت
از مؤسسین حزب سوسیال ـ دموکرات کارگری آلمان
از دست اندرکاران اتحاد میان انجمن های کارگری آلمان و حزب سوسیال ـ دموکرات کارگری آلمان
مؤلف آثار بیشمار، از جمله «زن و سوسیالیسم» (1879)

فرهنگ کوچک ایمانسیپاسیون زنان
هوم ورک دانشجو دختری به نام کیرستن کناک در هامبورگ
(سپتامبر1997)
برگردان میم حجری

5
ایمانسیپاسیون زنان در نظر آگوست ببل

• آگوست ببل یکی از اعضای جنبش کارگری آلمان در سال های 1860 بوده است.
• او از مؤسسان حزب سوسیال ـ دموکراتیک کارگری و بعدها از رهبران آن بوده است.
• او جناح انقلابی ـ اجتماعی (سوسیال ـ روولوسیونر) جنبش کارگری را نمایندگی می کرد.

• ببل «مسئله زنان» را بمثابه «طرف دیگر مدال مسئله اجتماعی عام» تلقی می کند که تنها از طریق تغییر قانون اساسی جامعه قابل حل است:

• «حل کامل و کلی مسئله زنان، یعنی نه فقط برابری قانونی زن و مرد، بلکه علاوه بر آن، استقلال اقتصادی و عدم وابستگی زن به مرد و آموزش و پرورش معنوی حتی الامکان برابر با مرد، تحت شرایط اجتماعی و سیاسی (کاپیتالیستی. مترجم) کنونی به همان سان غیرممکن است که حل مسئله کارگران.
• راه حل مسئله زنان نیز از این رو، همان راه حل مسئله کارگران خواهد بود.»
• (آگوست ببل، «زن و سوسیالیسم»، 1891، ص 5)

• اندیشه اصلی آگوست ببل، همان اندیشه مارکس و انگلس است.

• از آنجا که مردهای متعلق به همه طبقات اجتماعی در حفظ مناسبات موجود ذینفع اند، زنان باید دوشادوش پرولتاریا خود در راه احقاق حقوق خود به مبارزه برخیزند و به کمک مردها امیدوار نباشند.


• آگوست ببل وابستگی اقتصادی زنان را بنیان فشار و ستم اجتماعی بر آنان می داند:
• مردها مخارج زندگی را درمی آورند و بدین وسیله زن را تحت تملک خود در می آورند، هم نیروی کار زن را و هم اندام زن را.
• بعد از زن پاکدامنی و عفت مطلق طلب می کنند.

• آگوست ببل در تئوری خود، شدیدتر از دیگر تئوریسین های سوسیالیستی اخلاق مبتنی بر ستم جنسی را به مثابه وسیله ای برای تضمین نظام اجتماعی موجود مورد انتقاد قرار می دهد.
• او راه حل «مسئله زنان» را ـ قبل از همه ـ در اشتغال زنان و در استقلال اقتصادی ناشی از اشتغال آنان می داند.

• جامعه فردا بنظر او باید بشرح زیر سازمان داده شود:

1

• کار خانه داری زنان باید به عهده مؤسسات اجتماعی محول شود تا زن بتواند در روند کار بطور اجتماعی سازمان یافته شرکت ورزد.

2

• کودکان باید بطور عمومی و کلکتیف تربیت شوند تا دختربچه ها نیز امکان شکوفا سازی استعدادهای خود را به دست آورند.

3

• برنامه مندی و انتظام باید در مجموع، وارد زندگی انسان ها شود، مثلا جوانان باید ضمن آزادی از پیوندهای سنتی، بوسیله مؤسسات اجتماعی رام و راهنمائی شوند.


4

• جامعه باید خواهان آن باشد که کلیه اعضای قادر به کار آن کار کنند.

تئوری های ایمانسیپاسیون زنان انگلس و ببل که در سال های 1879 و 1884 انتشار یافته اند، پایه تئوریکی جنبش زنان محسوب می شوند که از سال 1890 سر برمی کشد.

ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر