۱۳۹۰ خرداد ۵, پنجشنبه

سیر و سرگذشت احزاب کمونیست اروپای شرقی (بخش پایانی و 6)

پالایشگاه بلغارستان

سیر و سرگذشت احزاب کمونیست اروپای شرقی
پروفسور دکتر انتون لاتسو
آکادمی علوم دولتی ـ حقوقی در پوتسدام ـ بابلزبرگ
سرچشمه: دفاتر مارکسیستی (2011 ـ 02)

(12. 5. 2011)
برگردان میم حجری

4
ادامه بحث پیرامون
اوضاع کنونی احزاب کمونیستی اروپای شرقی


VII
بلغارستان

• پس از سال 1989 حزب کمونیست سابق بلغاستان راه رفرمیستی در پیش گرفت و نام خود به خزب سوسیالیستی بلغارستان تغییر داد.
• اما حاضر نشد که از گذشته سوسیالیستی بطور نمایشی دوری جوید.
• بعدها نیروهائی که طرفدار افکار کمونیستی بودند، از این حزب انشعاب کردند و در نتیجه، دو حزب به نام های حزب کمونیست بلغارستان و حزب کمونیست های بلغار تشکیل شد که هر دو هنوز هم وجود دارند.
• این دو حزب نام حزب کمونیست سابق بلغارستان را مورد استفاده قرار می دهند تا بتوانند پیوند خود را با سنت کمونیستی حفظ کنند.
• این دو حزب اما هواداران زیادی پیدا نکرده اند.

VIII
آلبانی

• حزب کار سابق آلبانی در سال 1991 به یک حزب سوسیال ـ دموکرات واره بدل شد.
• این حزب عرصه کشمکش مدام میان دو جناح است که سنتگرایان و اصلاح طلبان جوان نامیده می وشند.
• در چارچوب همین کشمکش ها انشعاباتی نیز صورت گرفته است.
• حزب کمونیست 8 نوامبر آلبانی حزبی کوچک است که در پارلمان های چند ناحیه نماینده دارد.
• این حزب بنیان تئوریکی و برنامه ای خود را مارکسیسم اعلام می کند.

IX
اوکراین

• حزب کمونیست اوکراین در اوت 1991 ممنوع اعلام شد.
• بسیاری از اعضای آن به عضویت حزب جدید التأسیس سوسیالیست در آمدند.
• در سال 1993 حزب کمونیست اوکراین (KPU) در منطقه کارگان معدن دونتسکر به عنوان حزب مستقل اوکراین تأسیس یافت.
• طولی نکشید که در سراسر اوکراین کسب اعتبار و نفوذ کرد و به یکی از بزرگترین احزاب این کشور بدل شد.
• تا سال 2004 در انتخابات پارلمان و رئیس جمهور 20 در صد آراء را به خود اختصاص می داد.
• بعدها در اوجگیری اختلافات بر سر ریاست جمهوری تعداد آراء آن به 5 در صد تنزل یافت.
• این حزب در سیاست داخلی طرفدار گسترش قدرت هم پارلمان و هم ارگان های محلی است.

• بلحاظ اقتصادی ـ سیاسی همه فرم های مالکیت را که قانون مجاز می داند، برسمیت می شناسد.


• طرفدار ممنوعیت فروش زمین و مستغلات به خارجی ها و نوکیسه ها ست.

• از انحصار دولتی در عرصه های اقتصادی استراتژیکی طرفداری می کند.
• حزب کمونیست اوکراین (KPU) در سیاست خارجی طالب همکاری با دولت های (GUS) و ورود به اتحاد روسیه ـ بلاروس است.
• این حزب علیرغم جدید التأسیس بودن، خود را ادامه دهنده مستقیم حزب کمونیست اوکراین جمهوری شوروی می داند.
• سازمان جوانان حزب تحت عنوان سازمان جوانان کمونیستی لنینی فعالیت می کند.

X
بلاروس

حزب کمونیست بلاروس (KPB) در وضع فعلی اش، در اواسط سال های 1990 تشکیل شده است.
• حزب کمونیست بلاروس (KPB) را نباید با حزب کمونیست های بلاروس اشتباه کرد، که عضو حزب چپ اروپا (EL) است و در اوپوزیسیون نسبت به رئیس جمهور لاکاشنکو قرار دارد و در منطقه طرفدار غرب محسوب می شود.
• حزب کمونیست بلاروس (KPB) سیاستی را در پیش دارد که بر همکاری خلاق با حکومت و رئیس جمهور لوکاشنکو مبتنی است و در پارلمان نماینده دارد.
• حزب کمونیست بلاروس (KPB) با احزاب و جنبش های کمونیستی در منطقه رابطه دارد.
• در انتخاابت ریاست جمهوری در سال 2010 خواهان آینده ای مطمئن برای کشور، رفاه، ازادی و ثبات، تشکیل دولتی نیرومند و شکوفا بوده است.

XI
جمهوری مولداوی

• حزب کمونیست های جمهوری مولداوی (PCMR) که حزب کمونیست مولداوی هم نامیده می شود، نیرومندترین حزب سیاسی کشور است.
• پس از ممنوع اعلام کردن حزب کمونیست مولداوی در سال 1991 در سال 1993 تحت عنوان حزب کمونیست مولداوی دوباره تأسیس یافته است.
• بنا بر اساسنامه اش خود را مجمع حاملین ایدئولوژی سوسیالیستی می داند و جانشین حزب کمونیست مولداوی.
• حزب کمونیست های جمهوری مولداوی (PCMR) مبارزه در راه ایدئال های هومانیستی و سوسیالیسم را بر پرچم خود نگاشته است.
• در سیاست این حزب، مسائل قومی کشور میان روس ها و رومانی ها نقش مهمی بازی می کنند.
• حزب کمونیست های جمهوری مولداوی (PCMR) در سیاست اجتماعی خط مشی ئی را دنبال می کند که بر همکاری با روسیه ـ به مثابه ضامن استقلال کشور ـ مبتنی است.
• حزب کمونیست های جمهوری مولداوی (PCMR) در عین حال متمایل به عضویت در اتحادیه اروپا ست.

• تضادهای ناشی از این تمایل رفته رفته عناصر سوسیالیستی موجود را از برنامه آغازین حزب از عرصه خارج می کند.


• حزب کمونیست های جمهوری مولداوی (PCMR) از سال 1995 در انتخابات محلی و پارلمانی فعالانه شرکت کرده است و از طریق انتخابات دوباره مسئولیت حکومتی را واپس گرفته است و بطور مداوم نیرومندترین فراکسیون در پارلمان کشور را تشکیل می دهد و در دوره های مختلف رئیس جمهور کشور را تعیین کرده است.


XII
لیتونی (Litauen)

نقطه مرکزی اروپا

• حزب سوسیالیسم لیتونی از سال 1989 از حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی خارج شده است.
• این حزب در سال 1990 با نام جدید «حزب دموکراتیک کار لیتونی» (LDDP) وارد صحنه شده است.
• این حزب بعدها با احزاب سنتی کشور و حزب سوسیال ـ دموکرات لیتونی (LSDP) متحد شده است و نام سوسیال ـ دموکراتیکی پیدا کرده است.
• این حزب قبل از همه تحت رهبری نیروهائی است که منشاء کمونیستی دارند.
• در سیستم حزبی بسیار بی ثبات این کشور، در حال حاضر نمی توان حزبی پیدا کرد که طرح مبتنی بر سوسیالیسم علمی داشته باشد.

XIII
لیتوانی (Lettland)

• حزب سوسیالیستی لیتوانی در سال 1994 پس از ممنوع گشتن حزب کمونیست لیتوانی تشکیل یافته است.
• پس از وحدت های انتخاباتی که همواره از هم پاشیده اند، از سال 2005 در ائتلافی تحت عنوان «مرکزیت هماهنگی» شرکت دارد و در انتخابات سال 2010 با 29 نماینده (از 100 نماینده) اوپوزیسیون فعلی را تشکیل می دهد.
• این ائتلاف از نمایندگان روس های این کشور و طرفداران برنامه ای با خطوط سوسیالیستی تشکیل می یابد و در اوپوریسیون نسبت به حکومت لیبرالی ـ کنسرواتیو و راستگرا قرار دارد.
• این حزب بر ضد فساد در کشور و در راه لیتوانی مستقل مبارزه می کند و مخالف «سانترالیسم اروپائی بیش از حد» است.

XIV
استونی


• حزب کمونیست استونی اندکی قبل از احراز استقلال دولتی استونی (25 مارس 1990) با کمونیسم وداع گفت.
• بخشی از کمونیست ها در نوامبر 1992 حزب کار ایسلند را تأسیس کردند که در ژانویه سال 1998 به حزب سوسیال ـ دموکرات کار استونی و در دسامبر 2004 به حزب چپ استونی بدل شد.
• از سال 2004 این حزب عضو حزب چپ اروپا ست و در استونی اصلا مؤثر نیست.

XV
گرجستان

• حزب کارگران گرجستان در سال 1995 تأسیس یافت.
• از همان آغاز موضعگیری سوسیالیستی داشت، از بهداشت و خدمات پزشکی رایگان، آموزش و پرورش رایگان، خدمات اجتماعی رایگان دفاع می کرد، مخالف سرسخت خصوصی سازی تأسیسات ها و مؤسسات استراتژیکی بوده که تحت مالکیت دولتی قرار دارند.
• حزب کارگران گرجستان در همه انتخابات شرکت کرده و نتایج چشمگیری بدست آورده است.
• حزب کارگران گرجستان علاوه بر این در سال 1994 حزب متحده کمونیستی گرجستان را از طریق وحدت جامعه استالین، حزب کمونیستی ـ کارگری گرجستان و انجمن کمونیست های گرجستان تأسیس کرده است.
• اما هنوز نیروی کمونیستی یکپارچه بلحاظ سیاسی مؤثر توسعه نیافته است.

XVI
ارمنستان


• حزب کمونیست ارمنستان بزرگترین حزب کمونیست کشور است.
• بنا بر منابع حزب 18 هزار عضو دارد.
• اما تاکنون از طریق شرکت در انتخابات کرسی ئی در پارلمان احراز نکرده است.

XVII
آذربایجان

• حزب کمونیست آذربایجان در سال 1993 تأسیس یافته است.

• بنا بر منابع خود حزب، 60 هزار عضو دارد.

• رهبری این حزب در اول ماه مه سال 2010 تعداد اعضا را 15 تا 20 هزار نفر تخمین می زند که اکثرا به سبب بیکاری مجبور به مهاجرت شده اند. مترجم

• این حزب خود را جانشین حزب کمونیست آذربایجان (SSR) نمی داند، ولی خود را تنها حزب کمونیست آذربایجان می داند.

• از سیاست ایالات متحده در قفقاز انتقاد می کند و رابطه تنگاتنگی با حزب کمونیست فدراسیون روسیه دارد و در انتخابات 2008 از رئیس جمهور فعلی حمایت کرده است.

• حزب آذربایجان نوین به مثابه جانشین حزب کمونیست آذربایجان (SSR) محسوب می شود که در دسامبر 1992 تأسیس یافته و امروز بنا بر منابع خود حزب، 500 هزار عضو دارد.

• پروفیل ایدئولوژیکی اش بشدت ملی و لائیک است.

• اصول مورد نظر آن به شرح زیرند:


1

• استقلال (خودمختاری)

2

• آذربایجانیسم

3

• همبستگی آذربایجانی ها

4

• پیشرفت

5

• حکومت قانون

6

• عدالت اجتماعی

• رئیس جمهور آذربایجان ـ پسر دبیر اول حزب کمونیست آذربایجان در حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی ـ عضو این حزب است.

• این نظر نویسنده محترم نادرست باید باشد. مترجم

• چون این حزب عملا یک حزب بورژوائی است و بی اعتنا بر ادعایش به عدالت اجتماعی اعتقادی ندارد، مترجم.

XVIII
بالکان غربی (یوگوسلاوی سابق)

• تا سال 1990 انجمن کمونیست های یوگوسلاوی (BdKJ) در سراسر کشور وجود داشت که از وحدت احزاب جماهیر یوگوسلاوی تشکیل شده بود.
• پس از تجاوز به یوگوسلاوی به احزاب جمهوری های منفرد تجزیه شد.
• احزاب جدید به مثابه سازمان های مستقل مشغول فعالیت شدند.
• پس از جدا شدن انجمن کمونیست های اسلوانی، انجمن کمونیست های یوگوسلاوی (BdKJ) در ژانویه سال 1990 منحل شد.

• بدین طریق عامل انتگراسیون مهمی در این عرصه در هم کوبیده شد.


• در جمهوری های منفرد، سازمان های جانشین انجمن کمونیست های یوگوسلاوی (BdKJ) تشکیل شدند.

• اینها اما با بنیان برنامه ای انجمن کمونیست های یوگوسلاوی (BdKJ) قطع رابطه کرده بودند.
• بخشی از آنها سمتگیری سوسیال ـ دموکراتیک، لیبرال و یا ملی (قومی) داشتند.

• از این رو احزاب کمونیستی می بایستی از نو تأسیس یابند و در رقابت با احزاب تغییر ماهیت یافته و اغلب سوسیال ـ دموکرات سر برآورند و در مقابل آنتی کمونیسم و ناسیونالیسم روی پای خود بایستند.


• در اسلوانی، بوسنی هرزه گوین و کرواسی احزاب کمونیست کوچکی تشکیل شده اند:

• حزب کمونیست اسلوانی
• حرب کمونیست کارگری
بوسنی هرزه گوین
• حزب سوسیالیستی ـ کارگری کرواسی

• برای ارائه تصویری از وضع اشاره به حوادث صربستان بی ضرر نیست:
در اواخر نوامبر 2009 پلنوم تأسیس حزب کمونیست نوین صربستان از طریق وحدت حزب کمونیست های صربستان و انجمن سوسیال ـ دموکرات های مستقل تشکیل شد.
• ژوزیب بروز یوسکا ـ نواده تیتو و رهبر حزب ـ اعلام کرد که در صدد متحد سازی 14 (!) حزب کمونیست صربستان و تشکیل حزب واحد است.

• نیروهای کمونیستی در مقدونیه و مونته نگرو نیز در صدد تشکیل حزب و کسب ایدئولوژی روشن اند.

• دورنمای حزبی جمهوری های یوگوسلاوی سابق تکه تکه است.

• اشاعه ایدئولوژی مارکسیسم ـ لنینیسم بوسیله آنتی کمونیسم و ناسیونالیسم نقش بر آب می شود.

• پیامدهای منفی جنگ نیز هنوز به جای خود باقی اند.

XIX
کلام آخر

• سازمانیت و وضوح ایدئولوژیکی ـ برنامه ای احزاب در مناطق و دولت های منفرد اروپای شرقی بسیار متفاوت توسعه یافته است.
• هنوز بر وضع بحرانی، تفرقه و موضع تدافعی جنبش کمونیستی ـ کارگری غلبه نشده است.

• روند جستجوی سازمانی با احکام برنامه ای روشن و پایدار و تشکیل سیاست حزبی برای پیشبرد منافع طبقاتی، زمان درازی لازم خواهد داشت.


• زمان لازم برای نیل بدان، به توسعه در این کشورها و به همکاری احزاب کمونیستی بر بنیان انترناسیونالیسم سوسیالیستی به میزان تعیین کننده ای وابسته خواهد بود.


• این ضرورت اصولا و برای هیمشه وجود دارد.
• اما در شرایط کنونی اهمیت بزرگی کسب می کند.

• زیرا توسعه کاپیتالیسم آشکارا به نقطه ای رسیده است که در آن، انباشت سرمایه بی رحمانه تر صورت می گیرد.


• بشریت با بحران های جدی اقتصادی، سیاسی ـ مالی و سیاسی، با سخت ترین تضادهای آشتی ناپذیر طبقاتی روز افزون و با جنگ های جدید مواجه شده است.


بر بنیان ارزیابی تجارب هر کدام از احزاب و با کاربست تئوری مارکسیسم ـ لنینیسم بر شرایط کنونی، تعیین آماج های سوسیالیستی به مثابه آلترناتیوی برای کاپیتالیسم و مبارزه بر ضد صرفنظر کردن اوپورتونیستی بر هویت و برنامه سوسیالیستی و کمونیستی اکنون به مسئله حیاتی بدل شده است.

پایان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر