۱۳۹۴ تیر ۹, سه‌شنبه

سیری در دود دلی (1)


شمسی نجاتی
سرچشمه:
صفحه فیسبوک
شمسی نجاتی
تحلیلی از شین میم شین


صحنه اول

دختر 27 ـ 28 ساله با گریه، درحالی که چشم به من تازه وارد دوخته می گوید:
«می توونم بغلت کنم؟»

از جا بر می خیزم وبه سویش می روم.  
خانم دکتر ریاحی می ترسد، ناراحت شوم.

اما تا او فرمان «نه»  را کامل کند، دختر را به آغوش می کشم:
«چراکه نه خوشگلم»

دکتر ریاحی سر پا می شود، خواهر بیمار می خواهد مانع شود.
اما با اشاره ام به هردو، ساکت شان می کنم ومی گذارم، درآغوشم گریه کند. 

آنقدر نوازشش می کنم تا آرام می شود.

 دیگر حالی برای احوالپرسی با دکتر ندارم.

بغض آلود ولبخند تلخ بر لب
ازاتاق 
بیرون می روم

 سالن انتظار بیمارستان اعصاب و روان ایران
 پر است
از
جوانان ویران 
و
من در باغ به سمت شمال و کتابخانه، 
در حالی که قطرات اشک برگونه های تفتیده ام، 
جاری است، 
حرکت می کنم. 

ادامه دارد.
ویرایش از تارنمای دایرة المعارف روشنگری

سیری در جهان بینی حکیم ابوالقاسم فردوسی (47)


(320 ـ 398)
(942 ـ 1020)
تحلیلی از شین میم شین

مقوله فلسفی «هنر»
در فلسفه فردوسی

تو را با هنر، گوهر است و خرد
روانت همی از تو رامش برد

·        معنی تحت اللفظی:
·        تو همراه با هنر، گوهر و خرد داری.
·        (و یا، تو به دلیل داشتن هنر، هم گوهر و هم خرد داری.) 
·        به همین دلیل، از آرامش روحی و روانی برخورداری.

·        حالا نظری به ابیاتی می اندازیم که در رابطه معنوی با این بیت سروده شده اند و برای فهم بهتر آن مفیدند: 

کسی کاو خرد جوید و ایمنی
نیازد سوی کیش آهرمنی

چو فرزند باید که داری به ناز
ز رنج ایمن از خواسته بی ‌نیاز

·        معنی تحت اللفظی:
·        کسی که خردجو و ایمنی طلب باشد، به کیش اهریمنی نمی گرود.
·        با چنین کسی همان رفتار را بکن که با فرزند خود می کنی:
·        او را از رنج و آزار مصون دار و از مال و متاع، بی نیاز.

1
·        اکنون معلوم می شود که این بند از اسطوره، به رهنمود پیری به برنائی اختصاص دارد:
·        این نوعی آموزش اتیک و اخلاق است.
·        این آموزش طرز رفتار با همنوعان است.

2
·        بنظر پیر جهاندیده و مجرب، پیش شرط عدم گروش به کیش اهریمنی، خرد جوئی و ایمنی طلبی است.

·        اکنون مفهوم فلسفی جدیدی وارد بحث می شود:
·        ایمنی.

·        منظور اسطوره احتمالا صلح جوئی و مسالمت طلبی فرد مورد نظر است.

·        این مفهوم نیز باید مستقلا مورد بررسی قرار گیرد.

·        در یکی از علوم طبیعی به نام بیولوژی (زیست شناسی) شاخه ای به نام ایمنی شناسی (ایمونولوژی) وجود دارد:    

 
ایمنی‌شناسی 
(ایمونولوژی)    
 یکی از شاخه‌ های زیست‌شناسی است
که
 به بررسی انواع واکنش ایمنی جانداران
در برابر آنتی ژن‌ های بیگانه
و
روند ایجاد مصونیت در برابر عوامل بیماری زا می ‌پردازد.
 این علم هم به جنبه های فیزیولوژیکی پاسخ تدافعی بدن به عوامل بیگانه،
و
هم به جنبه های پاتولوژیکی سیستم ایمنی
مانند بیماری های خود ایمنی، حساسیت، نقص ایمنی،
واکسیناسیون و پیوند اعضاء می‌پردازد.

3
تو درویش را رنج منمای هیچ
همی داد و بر داد دادن بسیچ

بسیچ
به  آماده ساختن نیروی نظامی و کل ساز و برگ سفر و جنگ
اطلاق می شود.

·        معنی تحت اللفظی:
·        تو هرگز نباید به تهیدستان اذیت و آزار روا داری.
·        تمام تلاش تو باید معطوف به داد و دادگری باشد.

·        اکنون دیالک تیک جدیدی وارد اسطوره می شود:
·        دیالک تیک داد و بیداد.

·        احتمالا تار و پود شاهنامه به این دیالک تیک سرشته است.

4
تو درویش را رنج منمای هیچ
همی داد و بر داد دادن بسیچ

·        پیر خردمند در این بیت، دیالک تیک خیر و شر را به شکل دیالک تیک داد و دادگری ـ اذیت و آزار بسط و تعمیم می دهد و به رعایت اکید داد و دادگری فرمان می دهد.

·        داد و بیداد از  مفاهیم مرکزی شاهنامه حکیم طوس هستند و بر پایه این  مفاهیم، زیرمفهوم های معنامند متعدد زیر تشکیل می یابند:
·        دادجوئی
·        دادخواهی
·        دادگری
·        دادپیشگی
·        دادیاری
·        دادستانی
·        دادگاهی
·        و ضد دیالک تیکی همه اینها.
·        بیدادگری و غیره.
·         
·        ما باید در روند تحلیل شاهنامه به تحلیل این  مفاهیم اجتماعی بسیار مهم نیز خطر کنیم.

5
تو درویش را رنج منمای هیچ
همی داد و بر داد دادن بسیچ

·        از این بیت ـ در هر صورت ـ معلوم می شود که در زمان مورد نظر این اسطوره تفاوت های اقتصادی وجود داشته است.
·        در جامعه فقیر و غنی وجود داشته است.
·        اندرز پیر خردمند رعایت اکید امنیت تهیدستان و دادگری است.

·        اینکه چرا  مفاهیم داد و دادگری (داد دادن) توأم با مفهوم درویش می آیند، احتمالا دال بر منشاء واژه داد است:
·        دادگری یعنی به ازای هر ستدی، دادی دادن.
·        دیالک تیک ستد و داد.
·        بیدادگری، یعنی به ازای ستد، دادی ندادن، بیداد روا داشتن.

6
که گیتی سپنج است و جاوید نیست
فری برتر از فر جمشید نیست

سپنج
یعنی مهمان، موقت، ناپایدار

·        معنی تحت اللفظی:
·        اولا برای اینکه دنیا کاروانسرا ست و نه جاوید.
·        ثانیا برای اینکه شوکت و شکوهی، بهتر از شوکت و شکوه جمشید وجود ندارد.

·        پیر خردمند، پس از دادن رهنمود، دلیل می آور تا مستمع و یا مخاطب را قانع کند.

·        دلایل او با یکدیگر، دیالک تیکی را تشکیل می دهند:
·        دیالک تیک اوبژکتیو و سوبژکتیو را.

·        دیالک تیک کوتاهی عمر و زیست مبتنی بر فر و فضیلت را.
·        منظور از زیست مبتنی بر فر جمشید، اخلاق مندی است.
·        رعایت اکید سجایای اخلاقی است.

7
سپهر بلندش به پا آورید
جهان را جز او کدخدا آورید

·        معنی تحت اللفظی:
·        او را از تخت به زیر کشید، و جانشینی برای او تعیین کنید.

·        ظاهرا هدف سلب قدرت از شاهی و یا امیری و جایگزین کردن او با شاهی و یا امیری دیگر است.

8
یکی تاج پرگوهر شاهوار
دو تا یاره و طوق با گوشوار

سپیجاب و سغدش به گودرز داد
بسی پند و منشور آن مرز داد

یاره
به حلقه ای از طلا و نقره و غیره
(النگو)
اطلاق می شود.

·        معنی تحت اللفظی:
·        تاجی مزین به سنگ های قیمتی اعلی و النگو و گردن بند و گوشواره از سوئی و قلمرو سغد و ماوراء النهر را از سوی دیگر به گودرز داد و ضمن دادن اندرز، فرمان سلطنت در آن دیار را به دستش داد.

9
ستودش فراوان و کرد آفرین
که چون تو کسی نیست ز ایران زمین

بزرگی و فر و بلندی و داد
همان بزم و رزم از تو داریم یاد

تو را با هنر گوهر است و خرد
روانت همی از تو رامش برد

روا باشد ار پند من بشنوی
که آموزگار بزرگان توئی

·        معنی تحت اللفظی:
·        گودرز را ستود و به دلایل زیر مورد تحسین قرار داد:

الف
·        در ایرانزمین نظیری برای تو وجود ندارد.

ب
·        از تو فقط بزرگواری و شوکت و وسعت طبع و داد و بزم و رزم به یاد داریم.

ت
·        تو همراه با هنر، گوهر و خرد، آرامش روحی و روانی داری.

پ
·        بهتر است که اندرز مرا بشنوی.
·        مبنی بر اینکه تو آموزگار بزرگان هستی.

ادامه دارد.