۱۴۰۲ دی ۱۱, دوشنبه

فرهنگ مفاهیم فلسفی (ت) تئوری (نظریه) (۵) (بخش آخر)


پروفسور دکتر گئورگ کلاوس

برگردان

شین میم شین

 

 

۴۸

·     تئوری های استقرائی از سیستم های زیر تشکیل می یابند:

 

الف

·    از سیستمی از مفاهیم اصلی

 

ب

·     از سیستمی از اصول بدیهی

 

پ

·    از سیستمی از قواعد، که به کمک  آنها مفاهیم فرعی تئوری به برکت  تعریف حاصل می آیند و احکام غیر بدیهی تئوری به کمک  استنتاج منطقی ساخته می شوند.

 

۴۹

·     تئوری های استقرائی ـ به طور  کلی ـ حاوی اصول پیشینه اند.

 

۵۰

·    یعنی تئوری های معین دیگری را که به عرصه مربوطه تئوری ربطی ندارند، پیش شرط خود قرار می دهند.

 

۵۱

·     مثلا تئوری کوانتومی  هایزنبرگ،  اصل محاسبه «ماتریکی» را به عنوان اصل پیشینه، پیش شرط خود قرار می دهد

 

۵۲

·    و تئوری کوانتومی هایزنبرگ و اصل محاسبه «ماتریکی» هر دو، منطق صوری را به عنوان اصل پیشینه، پیش شرط خود قرار می دهند.

 

۵۳

·     منطق صوری تنها تئوری ئی است که تئوری استقرائی دیگری را به عنوان اصل پیشینه، پیش شرط خود قرار نمی دهد.

 

۵۴

·     تئوری های استقرائی به کمک  علائم زبانی نشانه گذاری می شوند.

 

۵۵

·    بنا بر نوع رابطه تئوری استقرائی با اصول پیشینه خود، می توان دو مرحله متفاوت تئوری های استقرائی را از هم تمیز داد:

 

الف

·     در مرحله ضعیفتر، مفاهیم و احکام خود تئوری ،یعنی مفاهیم و احکامی که به حوزه تئوری ـ به معنی محدود کلمه ـ مربوط می شوند، نشانه گذاری می شوند.

·    خود منطق به عنوان پیش شرط، مورد فرمولبندی صریح قرار نمی گیرد.

 

ب

·    اگر اصول پیشینه به کمک  علائم زبانی نشانه گذاری شوند و اصول بدیهی آنان به اصول بدیهی تئوری اضافه گردند، آنگاه از کد گذاری  این تئوری صحبت می شود.

 

۵۶

·     حساب اله منتار (عنصری) را مثلا می توان به عنوان تئوری استقرائی بر مبنای اصول بدیهی به اصطلاح «پیانو» ساخت.

 

۵۷

·    کد گذاری وقتی صورت می گیرد که «اصول بدیهی پیانو» نه تنها خود به زبان منطق ریاضی کدگذاری شوند، بلکه کلیه اصول بدیهی عرصه منطق نیز که برای فرمولبندی «اصول بدیهی پیانو» ضرورند، بدان اضافه گردند.

 

۵۸

·     توصیف ساختار کد گذاری را علم نحو تئوری مربوطه نیز می نامند که به  متا تئوری تعلق دارد.

 

۵۹

·    از هر تئوری استقرائی قطعی انتظار می رود که خالی از تناقض باشد و متد تصمیمگیری  عرضه کند، که به کمک  آن صحت و سقم احکام مربوط به تئوری روشن می گردد.

 

۶۰

·     گودل ثابت کرده است که تقریبا برای همه تئوری های استقرائی پرمحتوا، مثلا برای تئوری هائی که فقط شامل «حساب اله منتار و یا عنصری» می شوند، متد تصمیمگیری عامی وجود ندارد.

 

۶۱

·    هیچ تئوری استقرائی، به این مفهوم، وجود ندارد که احکام مطروحه در آن به طور  تئوریکی محض قابل اثبات و یا رد باشند.

 

۶۲

·     دلیل صحت هر حکمی بنا بر حکم و یا احکام دیگر که حقیقی تلقی می شوند، اعلام می شود:

·    مثلا با اشاره به اصول بدیهی تئوری استقرائی مربوطه

 

۶۳

·     اگر بخواهیم در عرصه تئوریکی محض در جا بزنیم، آنگاه در تلاش برای اثبات تئوریکی محض قوانین به رابطه علی بی پایان خواهیم رسید و این زنجیر علی بی پایان باید در حلقه ای پاره شود، تا احکام معینی به مثابه احکام اولیه پذیرفته شوند و اثبات شان بر مبنای احکام دیگر صورت نگیرد.

 

۶۴

·     دلیل اثبات صحت این احکام را باید در پراتیک، در آزمون و آزمایش جست.

 

۶۵

·     یعنی باید از عرصه محض استقراء بیرون رفت.

 

۶۶

·     از این جا می شود فهمید که تئوری های استقرائی خودکفا وجود ندارند.

 

۶۷

·    اگر تئوری استقرائی به کمک  علائم مطرح شود، آنگاه به سیستمی از علائم مبدل می شود و قواعد آن، خود را به قواعد علامتی تبدیل می کنند.

 

۶۸

·     گذار از چنین سیستم علامتی به تئوری اولیه به کمک  تفسیر علائم صورت می گیرد.

 

۶۹

·     متد تفسیری در تئوری های استقرائی از اهمیت خاصی برخوردار است.

 

۷۰

·     اگر در تئوری استقرائی، مسائل مطروحه انتزاعی و صوری چنان تفسیر شوند که علائم، معنائی غیر از معانی پیشین کسب کنند و در سایه تفسیر جدید، اصول بدیهی مربوط به عرصه های دیگر با ارزش احکام حقیقی پدید آیند، آنگاه می توان کلیه استنتاجات و دلایل تئوری قبلی را به کمک  ترجمه صرف، به تئوری جدید انتقال داد.

 

۷۱

·     تئوری استقرائی ئی که حاوی چندین تفسیر باشد، می تواند به استدلال یکی از آنها اکتفا کند و دلایل و نتایج حاصله را به سایر تئوری ها انتقال دهد.

 

۷۲

·     تئوری های استقرائی ـ همانطور که اشاره شد ـ تقریبا همیشه عرصه دانش پیشین را در نظر دارند.

 

۷۳

·     اما می توان خود آنها را نیز بی توجه به تفسیر نخستین، به موضوع بررسی تبدیل ساخت.

·    به شرط اینکه تفاسیر بیشمار موجود همسان باشند و نتوان یکی را بر دیگری ترجیح داد.

 

۷۴

·     تئوری های استقرائی پس از پیدایش خود به کسب قانونمندی های خاص خود نایل می آیند.

 

۷۵

·     با تغییر اصول بدیهی و استنتاجات و غیره می توان از تئوری های استقرائی معروف، تئوری های جدیدی ساخت.

·    تئوری های جدیدی که هنوز برای شان تفسیری موجود نیست.

·     این تئوری ها را تئوری های استقرائی ذخیره می نامند.

 

۷۶

·     با توسعه و رشد علوم، تشکیل تئوری های استقرائی ذخیره همه جانبه تر می شود.

 

۷۷

·    اصول معین ریاضی در حوزه فیزیک نظری ،برای مدتی کوتاه و یا بلند،  برای این تشکیل تئوری های استقرائی ذخیره مورد استفاده قرار می گیرند که پیشرفت علم مربوطه را تسهیل می کنند.

 

۷۸

·    هندسه های  ریمان در قرن نوزدهم در عرصه فیزیک فاقد تفسیر بودند و ربطی به عرصه های فیزیکی واقعی نداشتند.

·     اما هندسه های «ریمان» برای فرمولبندی ریاضی تئوری نسبیت اینشتین، وسیله تئوریکی کمکی ارزشمندی بودند.

 

۷۹

·     در روند توسعه علوم، گرایش عام مبتنی بر فرمالیزاسیون (صوری کردن)  و مته متیزاسیون (ریاضی کردن)   مسائل، خود را آشکار می سازد و لذا تئوری های استقرائی رفته رفته ارزش بیشتری کسب می کنند و امروزه در تحصیلات دانشگاهی یکی از رشته های متدئولوژی عمومی محسوب می شوند.

 

۸۰

·     مهمترین کاربرد تئوری های استقرائی در امکان پیشگوئی علمی است.

 

۸۱

·    وسعت عرصه پیشگوئی وابسته به توسعه و تکمیل متد استقرائی است.

 

۸۲

·    پیشگوئی های درست علمی شالوده عمل و رفتار درست انسانها در اقتصاد، سیاست، تکنیک و غیره محسوب می شوند.

 

·    مراجعه کنید به پراتیک و شناخت.

 

پایان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر