۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

فرار بزدلانه از تاریخ (12)

ویکتور کلمپه رر (1881 ـ 1960)
پروفسور ادبیات، نویسنده، فیلولوگ یهودی در رایش سوم
مؤلف کتب بیشمار:
دفتر یاد داشت یک فیلسوف (زبان رایش سوم)
خاطرات روزانه


دومه نیکو لوسوردو
برگردان شین میم شین
1999

2
گولاگ و جنبش رهائی بخش در دوره استالین

• اما سخنی کوتاه در بارهً توسعه کشور شوراها.
• باید گفت (و این گفته در بارهً دورهً استالین نیز صادق است)، که حکومت ترور فقط یک طرف مدال است.
• طرف دیگر مدال (حتی بقول صاحب نظران بی طرف)، عبارت است از «برنامهً پنجسالهً پنجم، برای آموزش سازمان یافته و مبارزه وسیع بر ضد بیسوادی.»
• ابتکار دیگر در این زمینه عبارت است، از «تربیت نسلی از کارگران فنی، تکنیسین ها ومدیران فنی اداری.»

• در عرض 5 سال (از 1928/1927 تا 1933/1932) تعداد دانشجویان در دانشگاه ها و مدارس عالی از 160 هزار به 470 هزار و تعداد دانشجویان از خانواده های کارگری از 25 در صد به 50 در صد رسید.
• در این دوره شهرهای جدیدی تاًسیس یافت و نوسازی شهرهای قدیمی جامهً عمل پوشید، پیدایش مجتمعات صنعتی غول آسای جدید همراه با تسهیلات رفت و آمد، منجر به توسعه اجتماعی شهروندان لیاقتمند و مستعد از خانواده های کارگری و دهقانی گردید.
• در نتیجهً فشار بی رحمانه و گسترده در آن سال ها، دهها هزار نفر از کارگران جنبش استخانوف به درجه مدیران کارخانه ها ارتقا یافتند و همراه با آن تسهیلات چشمگیری در امر جا به جایی نیروهای نظامی فراهم شد.

• ما از دورهً استالین چیزی نخواهیم فهمید اگر «آمیزهً خاصی از «بربریت» (گولاگ گسترده) و توسعه اجتماعی به پله های بالاتر را در نظر نگیریم.»

3
آیا چنین تاریخی فقط باید شرم انگیز باشد؟

• تاریخ اعمال قدرت در دوره لنین و استالین، فصلی نیست که کمونیست ها ـ قبل از همه ـ بخاطرش شرمگین باشند، چیزی که «طرفداران رجعت به مارکس» ادعا و تبلیغ می کنند.

• مشخصهً زمانی انقلاب اکتبر را استالین در سال 1924 در سخنرانی خود تحت عنوان «مبانی لنینیسم» این گونه ترسیم می کند:
• «تاکنون مساًلهً ملی معمولا در چارچوب تنگی مطرح می شد، که تعداد معدودی از ملیت های به اصطلاح «متمدن» در باره اش تصمیم می گرفتند.
• اما برای احقاق حقوق ایرلندی ها، مجارها، لهستانی ها، فینلندی ها، صربها و ملیت های دیگر اروپا فقط قهرمانان بین الملل دوم می رزمیدند.
• میلیونها و میلیونها تن از خلق های آسیا و آفریقا، که زیر خشن ترین و شدیدترین فرم ستم ملی رنج می بردند، آدم شمرده نمی شدند.
• امکان برابری سفید پوست و رنگین پوست، متمدن و «غیر متمدن» وجود نداشت.
لنینیسم پرده از این تبعیض برداشت، دیوار جدایی ها میان سفید پوست و رنگین پوست، میان اروپایی و آسیائی، میان ملل متمدن و غلامان «بی تمدن» امپریالیسم را در هم ریخت و بدینطریق مساًلهً ملی را با مساًلهً مستعمرات پیوند داد.»

• حرف مفت؟

• «حرف مفت» فقط می تواند، ادعای یک خرده بورژوای دهاتی و یا یک کارمند کوته بین بورژوا باشد، که هر آنچه را که سود فوری و نقد به جیبش واریز نکند، بی ارزش می داند.

• «حرف مفت» نمی تواند به هیچوجه نظر کمونیستی باشد که از لنین آموخته، که «برای سازمان دادن به جنبش رهایی بخش، تئوری ضرورت بی چون و چرا دارد» و از مارکس آموخته، که «وقتی تئوری از سوی توده هضم شود، به نیروی مادی بی بدیلی بدل می شود.»

• واقعا هم چنین بوده است:
• جنبش کمونیستی بین المللی، حتی در تیره ترین سال های سیطرهً استالینیسم، نقش ترقی خواهانه بازی می کرده است، نه فقط در مستعمرات، بلکه حتی در کشورهای پیشرفتهً سرمایه داری.

ویکتور کلمپه رر با کلامی شعله ور و دلخراش از تحقیر و توهین و آزار یهودی ها در رایش سوم سخن می گوید، که مجبور بودند ستارهً داود بر سینه سنجاق کنند.
• او ضمنا اضافه می کند:
• «باربری که یکی دو بار موقع اسباب کشی کمکم کرده بود، با دیدن من در خیابان فرایبرگ پیش آمد.
• دستم را در دستان پینه بسته اش گرفت و آهسته گفت:
• «این نیز بگذرد، پروفسور!
• ناراحت نباشید!
• کسی که داره ورشکست میشه، دست به آزار برادرش میزنه


پروفسور یهودی با طنز مهر آمیزی می نویسد:
• «از انسان های خوب، بوی حزب کمونیست آلمان می آید، که به شیوه خود دژخیم ترین رژیم ها را به مصاف می طلبند.»

• برویم به ایالات متحدهً امریکا.
• آنجا فرانکلین روزولت، رئیس جمهور شده است.
• ولی در جنوب امریکا سیاست تبعیض نژادی و قوهً قضائیهً نژاد پرست همچنان یکه تاز میدان است.
• هرکس نفسش در آید، مهر کمونیست بر پیشانی اش کوفته می شود و از سوی ایدئولوژی حاکم به عنوان «بیگانه پرست» و «زنگی دوست» قلمداد می گردد.

• مورخ امریکائی ئی در ستایش از کمونیست های امریکائی می نویسد:
• «مبارزهً کمونیست ها بر ضد تبعیض نژادی، با موجی از فشار و سرکوب بی سابقه مواجه شد، که از یک کشور دموکراتیک هیچگاه نمی توان انتظار داشت.
کمونیست بودن مترادف بود با به زندان افتادن، مورد ضرب و شتم قرار گرفتن، تحت تعقیب دستگاه های امنیتی قرار داشتن و حتی به قتل رسیدن.»

• بدین طریق در هر دو کشور کاملا متفاوت، این کمونیست ها بودند که پیشگام نبرد بر ضد بربریت، آنتی سمیتیسم (یهود آزاری) و تبعیض نژادی بوده اند و ما می خواهیم اضافه کنیم، که با سمپاتی و امید بیکران چشم بر شوروی استالینی دوخته بودند.

ادامه دارد

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر