۱۳۸۹ دی ۳, جمعه

فرار بزدلانه از تاریخ (11)


جنگ توتالیتر (سرتاسری) و توتالیتاریسم
دومه نیکو لوسوردو
برگردان شین میم شین
1999

• تاریخ اتحاد جماهیر شوروی را نمی توان و نباید از بافت بین المللی آن جدا کرد.
حکومت ترور مبتنی بر توتالیتاریسم (صرفنظر از سنن آسیایی که تاًثیر منفی خود را بر شیوهً لنینی و استالینی حکومت باقی می گذارند) خاص شوروی نبوده است، بلکه به قول ماکس وبر، بعد از «جنگهای سی سالهً دوم» در سراسر جهان رایج بوده و دولت ها ـ حتی در لیبرال ترین کشورها ـ با تکیه بر اعمال زور مستور در لفافهً قانون، به مراکز تصمیم گیری در بارهً زندگی و مرگ و آزادی مردم بدل می شوند.
• از آنجمله اند :
• بسیج عمومی، دادگاه های نظامی، اعدام ها و کشتارهای دسته جمعی.

• (جنگ سی‌ساله، جنگی میان سال های ۱۶۱۸ و ۱۶۴۸بوده که بیشتر در خاک امپراتوری مقدس روم رخ داد و در آن ابرقدرت‌های اصلی اروپایی به منظور تثبیت قدرت و تعیین مرز‌های جدید شرکت داشتند.
• علت این کشمکش ولی در نهایت، به درگیری بین دو مذهب کاتولیک و پروتستان و همچنین رقابت بین حکومت‌های هابسبورگیِ اطریش و اسپانیا با قدرت‌های دیگر منطقه که فرانسه، هلند، دانمارک و سوئد بودند و به کشمکش هابسبورگ - فرانسه مشهور شده بود، برمی‌گشت.
• این جنگ همچنین قحطی و بیماری‌های گوناگونی را به همراه داشت و باعث شد، که کشور آلمان از جمعیت خالی شود.
• به طوری که در جنوب آلمان تنها حدود یک سوم زنده ماندند.
• هرچند که این جنگ سی سال طول کشید ولی درگیری آن سیصد سال دیگر ادامه داشت.
• این جنگ با عهدنامه وستفالی که در مونستر بسته شد پایان گرفت. مترجم، از ویکی پدیا)

• برای اثبات این ادعا نظری به ایالات متحدهً امریکا بیندازیم:
• بعد از جریان پرل هاربر، روزولت فرمان داد، کلیهً امریکایی های ژاپنی اصل را (حتی زنان و کودکان را) بازداشت و به اردوگاه های کار اجباری منتقل کنند.
• توجه داشته باشید که این امر نه به سبب ارتکاب جرمی توسط آنها، بلکه صرفا بخاطر تعلق آنها به قوم مظنون بوده است.
• این یکی از اجزاء تعیین کننده توتالیتاریسم است.
• اینجا نیز اصل مسئولیت فردی زیر پا گذاشته می شود.

• در سال 1950 مقررات مک کاران به تصویب می رسد، قانونی که ساختن 6 اردوگاه کار اجباری را در دستور روز قرار می دهد.
• این اردوگاه ها در نقاط مختلف ایالات متحدهً امریکا، به زندانیان سیاسی اختصاص می یابند.
• طراحان و طرفداران این اندیشه را بسیاری از نمایندگان کنگرهً امریکا تشکیل می دهند، که روزی به عنوان رئیس جمهور ایالات متحدهً امریکا معروف خواهند شد:
کندی، نیکسون و جانسون از آنجمله اند.

• حتی شخصی کردن سیاست را نیز می توان مورد مقایسه قرار داد :
روزولت، که سوار بر امواج بحران، رئیس جمهور امریکا می شود، با سوء استفاده از امکانات دولتی، سه بار پشت سر هم انتخاب می گردد و وقتی دار باقی را وداع می کند، برای چهارمین بار رئیس جمهور شده است.

بسیج عمومی به عنوان پی آمد ناگزیر جنگ، تحمیل طرز تفکر واحدی را بر مردم به همراه می آورد.
• ولی این پدیده حتی در کشورهایی که دارای سنن لیبرالی پایداری هستند و علاوه بر آن در موقعیت جغرافیایی نسبتا ایده آلی بسر می برند (مثلا در پناه دریاها و اقیانوس ها قرار دارند) رواج وسیع می یابد.
• در حالیکه کشور شوراها، در «وضع غیرعادی» مداوم بسر می برد و از نظر جغرافیایی موقعیت بسیار نامناسبی دارد.
• اگر ما این دورهً 34 ساله (از 1917 تا 1953 ـ سال مرگ استالین) را مورد مطالعه قرار دهیم، به این نتیجه می رسیم که این دوره حداقل 4 یا 5 جنگ و 2 انقلاب بزرگ به خود دیده است:

1
از غرب

• اتحاد جماهیر شوروی، تا برقراری صلح برست لیتووسک، مورد تجاوز آلمان ویلهلمی قرار می گیرد.
• بعد مورد تجاوز آلمان هیتلری ـ فاشیستی قرار می گیرد.
• و بالاخره «جنگ سرد» ناشی از تشنجات منطقه ای، که هر آن می توانست به «جنگ داغ» بدل شود و در آن، حتی بمب اتمی مورد استفاده قرار گیرد.

2
از شرق

ژاپن که تازه در سال 1922 از سیبری و در سال 1925 از ساخالین بیرون رفته است، با حمله به منچوری، به خطر نظامی جدی در مرزهای اتحاد جماهیر شوروی بدل می شود و در سال 1938 ـ 1939 (قبل از شروع رسمی جنگ جهانی دوم) به جنگ مرزی بزرگی مبادرت می ورزد.

• همهً این جنگ ها، یا مثل تجاوز آلمان ویلهلمی و رایش سوم، جنگ های توتالیتر (سرتاسری) بوده اند، یعنی بدون اعلام رسمی جنگ آغاز می شوند و یا تجاوز برق آسا بوده اند، یعنی بلافاصله بعد از اعلام رسمی جنگ، جهت سرنگونی رژیم موجود آغاز می شوند.
• تجاوز هیتلری ـ فاشیستی، حتی ریشه کن کردن نسل «انسان واره های نژاد پست» در شرق را هدف خود قرار می دهد.

• علاوه بر جنگ ها باید از انقلابات نام برد، انقلاب اکتبر که در صدد دسته جمعی کردن کشاورزی بر می آید و انقلاب 1929 که به صنعتی کردن کشور شوراها دست می زند.

توتالیتاریسم لنینی و استالینی، علیرغم تفاوت بنیادی فی ما بین، در خطوط اصلی شان، حاکی از آنند که با «جنگ توتالیتر» و «وضع غیرعادی» مداوم در کشور مواجه بوده اند، آنهم در کشوری عقب مانده و فاقد سنن لیبرالی.

پایان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر